۱۹ پاسخ

میدونم سخته خاهری اما باید قوی باشی اون بچه به قوی بودن تو در کنارش نیاز داره فدات بشم من، میدونم سخته خیلی هم سخته اونم برای یه مادر، اما این سختی هام مثل روزای خوبمون میگذره قوی باش پاره تنت بهت نیاز داره 🥲

براش حرز امام جواد بگیر حتما

حتما برا قربونی کنین

امام حسین نگه دارش باشه.الهی بمیرم براش زخمشودیدم دلم ریش شد انشالله زودترخوب بشه

به دلت بد راه نده آیت الکرسی بخون براش همیشه

ای خدااا😭😭
طاقت بیار خواهر انشالله زودی خوب میشه

ایشالله به حق فرداکه روزعزیزیه پسرت زودخوب بشه🙏🏽

انشالله ب حق فاطمه زهرا حالش زود خوب میشه

😔😔😔

واااای خیلی سخته عکساشو دیدم قلبم تیکه تیکه شد 🥺انشاالله که زودی خوب میشه عزیزم
واقعا سخته بچه بیمارستان باشه من درکت میکنم سارای تو ج ن گ بیمارستان بود پی آی سی یو خیلیییی سختی کشیدیم الان میفهمم چی میکشی عزیزم 😮‍💨این روزام میگذره انشاالله بزودی خوب میشه

چقدر صدمه میبینه بچتون براش گوسفند عقیقه کنید براش قرآن بگیر یه دعا قرآنی همراهش باشه

الهی بمیرم براش جیگرم آتیش گرفت 😭
خدایا خودت نجاتش دادی خودتم حال دل و جسمشم خوب کن . مگه از تو تواناترم هست😭

چند سالشه ؟

خدا بهت ان شـاءالله طافشث بده خیلی سخته ولی بخاطر پسرت روحیه تو حفظ کن اینقدر بیقراری نکن خواهر ت باید ازشون بچه مراقبت کنی پس باید قوی باشی براش سوره حمد و میدونم تا خدا کمکت کنه

بقول دوستم عقیقه کن براش واقعا حالم بدشد براتون چقد امروز چیزای ناراحت کننده تو گهواره بود خدا به دلت نگاه کنه

خدا بهت برش گردوند فداتشم
حق داری غصه بخوری هممه زخماش خوب میشه شکستگیاشم خوب میشه
دیگ بدون کمربند نشینه تو ماشین ب هیچ وجه
خون بریزید
اینم انشالله تا یک ماه دیگ خوبه خوبه

ایشالا خوب میشه عزیزم نذر بده توکل کن ب خدا درست میشه ایت روزا عم میگذرع قربونت بشم

عقیقه دادید براش؟

الهی بمیرم توروخدا غصه نخور خدا بزرگ الان بچه سرحاله

سوال های مرتبط

مامان کیانا مامان کیانا ۳ سالگی
مامان آوش مامان آوش ۳ سالگی
سال ١٤٠٠ تصميم گرفتم برم خودمو چك كنم ولي تصميمم واسه بچه دار شدن ٤٠٢ بود،وقتي رفتم دكتر بم گفت ك تو بچه دار نميشي بايد سريع بري مركز ناباروري بش گفتم من نميخوام الان بچه دار شم گفت مهم نيس تو ميري اونجا شايد ١٠ سال زمان ببره تا باردار شي،گفتم داره چِرت ميگه رفتم چندتا دكتر ديگه نظر اونا هم همين بود ك ب آسوني باردار نميشم،حقيقتو بگم يكم ناراحت شدم ولي تو دلم گفتم اگه خدا بخواد ميشم وگرنه هيچ،اومدم خونه ب همسرم گفتم ك دكترا چيا بم گفتن،بم گفت اااا جدي پس الكي اينهمه جلوگيري ميكرديم خودمونو عذاب ميداديم با كُلي خنده بم گفت،گفت ديگه راحت شديم😂من فك كردم حالا اونم ناراحت ميشه ولي اون ب فكره ي چيزه ديگه بود😂😂ما ديگه تصميم بر اين شد ك جلوگيري نكنيم و آزااادييييي😂😂حتي نرفتيم دكتر بمون دارويي چيزي بده چون بچه نميخواستيم
دوماه بعد بار دار شدم (خداروشكر ميكنم واسه فرشته اي ك بم داد خيلييييي ميخوامش و دوستش دارم)ولي ريدم تو علمي ك اين پزشكا دارن اگه ميدونستم ب اين زودي بازدار ميشم جلوگيري ميكرديم مثله قبل😅
خواستم بگم كافيه فقط خدا بخواد ديگه هيچ

تو اين عكس چند ساعت بعد آووش دنيا اومد😍

همسرم حتي ب خودش زحمت نداده از رو تخت بلند شه عكس بگيره😅