۵ پاسخ

گلم مجبور نیستی همه کارهارو باهم انجام بدی بچه که سطل زباله نیست که شما زباله های درونت رو بخوای اونجا خالی کنی .لطفا خودتو کنترل کن برنامه ریزی کن .وقتی بچه گریه میکنه حتما یه چیزیش هست دیگه کاراتو ول کن و برو بهش اهمیت بده ببین چشه انقدر باهاش بازی کن و توضیح بده تا بخوابه بعدش کاراتو کن اگرم خسته بودی بذار برای فردا قبل از بیدار شدن بچت کاراتو انجام بده.کارها همیشه هست گلم ولی این سن بچت دیگه تکرار نمیشه و با خالی کردن خودت آسیب های جبران ناپذیر بهش میزنی

تا الان داد نزدم سرش و دعوا هم در حد متعادل بوده این که بترسه یا باعث گریه واسترسش باشه انجام ندادم همیشه هم گفتم انقدر باخودم تمرین کردم تا این درک برسم که فرق منه مادرو بچم همینه بچه باید بچگی کنه نق بزنه اذیت کنه و مادر باید صبوری کنه تا بچه در نهایت امنیت روحی و روانی بزرگ بشه
هر شبم انقدر آرومم چون بچم با آرامش کامل روزشو گذرونده و در نهایت آرامش شبها میخوابه واقعا از ته دلم خوشحالم که تونستم اینطوری براش امن باشم

والا منم خیلی میزنم 😑🤦

وااای که بدترین درد
من گریه میکنم
تا سعی دازم داد نمیزنم یه بار که دیکه برسه به مغز استخونم بچم خیلی میترسه لجو گریشو بدتر میکنه ترجیح میدم هر رفتاری اشتباهی انجام میده صبوری کنم داد نزنم که نتیجه برعکس نده باهاش حرف میزنم بغلش میکنم اروم میشه

قرص اعصاب بخور

سوال های مرتبط

مامان دوتا گل پسر مامان دوتا گل پسر ۳ سالگی
ولی بیاین یاد بگیریم اگر جایی دیدیم ی مادری سر چیزای الکی از نظر ما داره بچه شو دعوا می‌کنه چشممنو نبندیم دهنمو وا کنیم برچسب بی اعصابی بزنیم ب طرف
شاید اونقددددددر قبل اینکه ما ببینیم اون مادر رو اذیت کردن ک ظرفیتش پر شده و با کوچک ترین چیز بی ارزشی حتی بچه شو دعوا کرده
امروز بخاطر حرف ی نفر برخوردی با بچه هام کردم ک الان حالم از خودم بهم میخوره خدا نگذره از اون آدم ک باعثش شد
من اعصابم ضعیفتره ولی بچه هامم اذیت می‌کنن از بس ک هرجا رفتم گفتن فلانی چقدر پسر بزرگتر شره اذیت می‌کنه و فلان ک دیگ زیادی حساس شدم اونم ی بچه ی بی ادب و بی تربیتیه ک خدا می‌دونه همش تقصیر شوهرمه اینارو آنقدر بد کرده شوهرم خیلی بد دهنه اینام یاد گرفتن پسر بزرگم شش سالشه تا تقی ب توقی میخوره شروع می‌کنه فوش دادن همیشه ب شوهرم میگم کاش کارت جوری بود می‌رفتی هفته ای یکبار ماهی یبار میمدی ک انقدر این بچه ها بد نشن
پسر بزرگم این لج بازی و زبون نفهمی و مردم ازاریش رو متاسفانه از یکی از نزدیکان ب ارث برده
گاهی فک میکنم پسربزرگمو دوست ندارم و این وحشتناکه
برای منی ک همیشه عاشق بچه بودم خدا نگذره از شوهرم ک آنقدر روح و روان منو نابود کرد و باعث شد هر بار با ندونم کاری سر این بچه خالی کنم
الان کتاب میخونم جلسه میرم سعی دارم میکنم خودمو تغییر بدم اما طول می‌کشه بچه م تباه شد خاک تو سر من
تا تا نان نان نان نان نان پوشک پوشک پوشک شیر شیر شیر