۱۷ پاسخ

والا پسر من شیر خشکی هست آنقدر وابسته هست به من نمیتونم تکون بخورم از جام دستشویی برم گریه می‌کنه حموم برم گریه می‌کنه هر کاری کنم کلن باید جلوی چشمش باشم خیالش راحت باشه در هر صورت خیلی چسب کنه خستم کرده بخدا به سینه ربطی نداره

اون قرصا حتی اگ خالیه بنداز اشغالی من یه بار دادم دست بچم ازون پوسته روش کنده بود خورد رف توگلوش میخاس خفه شه خدا بهم رحم کردد

پسر منم همینجوریه میخوام کم کم از شیر بگیرمش من که خونه ام همیشه بمب ترکیده یه ثانیه نمی‌ذارن تمیز بمونه همیشه دعا میکنم کسی نیاد خونه ام این روزا

هوففف نمیدونم منم همین وضعو با دخترم دارم ولی پسرم اصلا اینطور نبود واقعا دخترم کاری کرده که نمیتونم هیچچچ کاری کنم

شرایط منم دقیقا همینه تازه من ی دخترهم دارم که کلاس اول میخواد بره به معنای واقعی کم اوردم

قرص تو دست و پاش نذار خطرناکه هم قرص هم آلومینیوم روش هم مضره هم تیزه

من میگم نکن باید حرف گوش بده

میشه بپرسم دخترتون چن کیلوعه عزیزم

پسر ابجی من شیرخشکیه ابجیم انقدر راحته قشنگ غذاشم میخوره ولی شیر مادر خیلی بده اینکه انقدر بچه وابسته میشه و غذا نمیخوره از شیر گرفتنشم مکافات دختر منم شیر خودمو می‌خورد دقیقا همین چالش رو داشتم اگ عقل الانم داشتم اصلااا شیرخودمو نمیدادم ولی میگذره صبور باش

وای منم اصلا نمیتونم نمازهامو بخونم

تنها نیستی منم همینجور دخترم آشپزخونه شده فقط مال خودش

عزیزم پسر منم همینه
حتی دستشویی نمیزاره برم
من کارم از خونه س و باید دایم پای گوشی و سیستم باشم اونم نمیزاره
فقط میگم به خودم که این نیز بگذرد

قرص هارو از زمین بردارید بخوره خیلی خطرناک

وای این دقیقا خونه ی ماست وحشتناک تر هست خونه ما...
قشنگ درکت میکنم راهش فقط صبر و مدیریت تا بزرگ شن
راستی جسارتا از گازتون راضی هستید شبیه گاز منه

وای وضعیت منم همینه بخاطر سنشون خوب میشن

الهی بمیرم برات 🥲♥️
وضعیت منم همینه دقیقااا خسته شدم ولی چاره ای نیست .

ببین تا میتونی فقط باید بیخیاااال باشی
منکه تازگیا یه بچه ی دیگمم دنیا اومده کلا همه چیرو گرفتم به یه ورم🤣 خونه رو اگه بتونم تمیز میکنم اگه نتونم اصلا دست نمیزنم فدای سرم. تا یکم بزرگتر شن اگه‌گذاشتن اون‌موقع یکم تمیز کنم

سوال های مرتبط

مامان آقا پسر مامان آقا پسر ۱۶ ماهگی
از دست پسرم نیم ساعته گریه میکنم هیچکس منو درک نمیکنه پدرم درآورده این بچه دیگه خستم کرده دم به دقیقه مریضه در ماه دوبار مریض میشه کم مونده دیگه خودم بکشم از دستش بخدا بچه‌ای خواهرشوهرم همش تو بیرونن خونه همسایه هاست یکی میوه میده بهش یکی غذا میده بهش مامانش بچه سومی تازه زایمان کرده خوابیده خونه پیش بچه کوچیکه دختره هم تو محله چندتا خونه همسایه میره میخوره خونه ما میاد ولی پسر من نمیتونه تو خونه خودمون یه چیز بخوره انقدر که تو گریه میکنه شلوغ کاری میکنه همش باید دنبالش بدوعم برم غذا بدم گله هم نمیتونم بکنم خانواده شوهرم میگن بچه همینه آخه بچه همینه بچه های همسایه دیشب به اون سردی بستنی خریده بودن بخورن ولی بچه من از این جور چیزا حالا نمیدم مریضه اگه بچه همینطوری گریه میکنه شلوغ کاری میکنه میگه رو تاب وایستم مگه میشه رو تاب وایستاد هیچ نمیتونه راه بره ولی میخاد رو ماشینش بایسته رو مبل بایسته خستم کرده یعنی انقدر حرصم میده گلایه هم نمیتونم بکنم میگن بچه هس منم میگم اگه بچه هس چرا بچه های مردم اینجوری نیستن چرا بچه های مردم تو خونه این و اون غذا میخورن مادرشون ولشون کرده به امان خدا مریض نمیشن بچه من چرا دم به دقیقه مریض میشه همش تب میکنه همش نق گریه شبو نتونستم بخوابم همش گریه کرده امروز هم از صبح یدونه دستشویی نتونستم برم تا الان که عصر