۶ پاسخ

عزیزم اینا همش امتحانات دنیاس، سعی کن رابطه تو با خدا قوی تر کنی آروم میشی…
من با قرص میخوابیدم اما الان بهترم،
باز هر وقت نماز نخونم ، زیارت عاشورا و حدیث کسا و قرآن… نخونم حالم بد میشه، میفهمم معنویتم کم شده .. قدیما خیلی مشکلات داشتن اما از ما خوشحال تر بودن، یه اتاق بود با کلی بچه، صب تا شبم کار میکردند… چون مومن تر و شکر گزار تر بودند ، مامان بزرگم تا روز فوتش نمازش قضا نشد، چه مریض باشه چه نباشه میگفت خدا رو شکر چرا بد باشم … ما حالمون بده چون حواسمون به بالاسری نیست، درسته زندگیا سخت شده الان همه سخت میگذرونیم اما … میگذره درست میشه، خدا بزرگه

چند سالتونه عزیزم

اخ که حرف دل منو زدی
ولی به پسرم مدتی میشه بیشتر اهمیت میدم
چون یه روزی بزرگ میشه، دیگه بغلم نمیاد، پیشم نمیخوابه، باهام بازی نمیکنه، و...
به اینا که فکر میکنم بیشتر قدر این لحظه ها رو میدونم

منم مثل توام

بهترین راهش فکر نکردنه جنگی که گذشت همش بدی بود فقط ی خوبی داشت مردم با هم مهربون تر شده بودن کسی مث قبل حرص نمیخورد فقط هم چون نمیدونستی ب ساعت دیگ زنده ایم یا نه خداروشکر که تم‌وم شد اما باعث شد به شخصه ب هیچ چیز زیادی فکر نکنم چون نمیدونم فردا زنده ام یا نه از الان لذت ببرم قبلا همش تو فکر آینده خودم و دخترم بودم

چقدر منی:)

سوال های مرتبط

مامان رویسا❤️ مامان رویسا❤️ ۲ سالگی
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامانا من از زمانی که ازدواج کردم اصلا همسرمو دوست ندارم و از همه لحاظ نه حرف همو میفهمیم نه تفاهم داریم به اصرار اون باردار که شدم همش تنهایی و اعصاب خوردی از طرف خودش و خانوادش بود وقتی زاییدم ورشکست شد و تا ۱ونیمی دخترم اصلا پیش ما نبود همه بدبختی و کارای زندگی به گردن خودم بود بعلاوه وضعیت مالی بد . بعد اونم که کارای زندان و ایناش تموم شد بازم کارش جوریه که میبینی یک هفته مثلا نیست کار کنه که قسط بده الان دوهفتس که پدرم فوت شده این هفته شوهرم نبود کلا من همش پیش مادرمم دخترمم شیطونی می‌کنه جو خونه سنگینه خودم اصلا نمیتونم گریه کنم فقط فوق العاده عصبی شدم و سر دخترم داد و بیدار میکنم واقعیت احساس میکنم هیچ لذتی از وجود دخترم نمی‌برم هروقتم به شوهرم میگم میگه چکار کنم مجبورم و بقیه مگه چکار میکنن دخترمم بی نهایت لجباز و بداخلاق شده و یک هفته که همش مریض بود نمی‌دونم چکار کنم حالم اصلا خوب نیست نه میتونم طلاق بگیرم دخترمم که سن لجبازیشه نه میتونم پدرمو برگردونم تو یه راهی که همه طرفش بستس گیر کردم