۹ پاسخ

چه نفسی بوده😍

ماهم همینطور

جوووووووووووون دلت دوباره نی نی میخواد
😁😁😁😁😁

وای ننه چشاشوو

کاش بچه دومی منم آروم باشه سر گندم اسیر شدم بخدا اسیر

غصه نخور آیداجون بچه شیطون یعنی بچه سالم سرش سلامت یه روزی مطمعن باش دلتنگ همین روزاشون میشیم

عزیزم خدا حفظش کنه ولی خیلی گوگولیه عاشق قیافشم ،از صورتش شیطنت میباره😂😍

منم همینطور مخصوصا برای روزای اول تولدش . الان میگم کاش بیشتر بغلش میکردم اون موقع🥺 .. پسر منم دقیقا عین کارن از وقتی چهار دست و پا رفت آرامش من هم به پایان رسید🫠😂🤕

وای خدا چشمش

سوال های مرتبط

مامان هلما مامان هلما هفته هشتم بارداری
سلام از بارداری دوم🥲(خواسته ولی ناخواسته)
جریان از این قرار بود ک من همیشه دلم میخواست اختلاف سنی بچه هام زیاد نباشه و بین سه تا پنج سال باشه نهااایتا…
اما چون وزنم بالا بود و یکساله خونه و ماشین خریدیم ی خورده تو فشار مالیم تا سال دیگه حقوقا بره بالا و راحت تر زندگی کنیم…بعد اقدام به بارداری دوم کنیم…
اما این ماه بعد پریودیم و درست زمان تخمک گذاریم ک (اصن حواسم ب این مورد نبود)رابطه داشتیم و بهش گفتم راحت باش بابااا با یکبار ک هیچی نمیشه🥴
و با همون یکبار بلهههههه😩🥲
ولی واقعا ب دلم افتاده بود باردارم حتی ی شب خواب دیدم اما بازم میگفتم ن بابا عمرا با بار اول مگه میشه…ناگفته نماند ک ی خورده عفونت هم داشتم خارش و ترشح پنیری…ک خودم دارو مصرف کردم و چون خیلی کم بود دکترم نرفتم برای درمان…ک دیگ این ده روز همش درد پریودی داشتم و دوباره عفونتم زد بالا همش خارش و ترشح داشتم دیگ خواستم وقت دکتر بگیرم ک دیدم وقت پریودیمم گذشته شک کردم
بی بی چک زدم مثبت شد🥲🥴😂
پشمام ریخت به معنای واقعی…
حالا همش استرس و نگرانی اینو دارم ک با عفونت و وزن بالا باردار شدم
اگ خطری برای بچم پیش بیاد چی😩
البته من رو بچه اولمم وزنم بالا بود و راحت ترین بارداری و داشتم…
اما این یکی و عفونت داشتم و همین خیلی نگرانم کرده…
ولی میدونم بی شک خدا برامون این بچه رو خواست❤️
ان شالله قسمت هرکی ک ارزوشو داره…




#فرزندپروری#پوشک#شیشه#پستونک
مامان اُکتای 👦🏻 مامان اُکتای 👦🏻 ۳ سالگی
پدرم انقد اکتای رو لوسش کرده که حد نداره
هر هفته میریم خونه بابام من یه تذکر بخوام به اکتای بدم بابام فورا میگه با بچم کاریت نباشه
هر شب موقع برگشتن میگه تو بمون خونه ی ما اکتای هم چند وقتیه همش میگه من با شما نمیام و اینجا میمونم منم مجبور میشم با دعوا و گریه زاری به زور سوار ماشین کنم 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ امروزم از صبح هممممششش لجبازی میکرد خونه بابام بودیم از صبح
نه صبحونه خورده بود نه ناهار
همش بهونه های الکی و گریه و لجبازی
آخر شبم جیغ و گریه که من نمیام با شما
از صبح داشتم تحمل میکردم لجبازیاشو آخر سر موقع برگشت خودشو میکوبید زمین لباساشو تنش نمیکرد انقد حرصم داد چندتا زدم قسمت رون پاهاش که بپوش بریم 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
بابامم میگه چرا زدیش جلوی من بچه رو نزن طاقت ندارم ببینم 😐
میگی من چیکار کنم؟؟؟ از طرفیم همسرم میگه بابات خیلی بد کاری میکنه مارو پیش بچه خراب میکنه انگار ما دوسش نداریم یا دشمنشیم فقط بابات دوسش داره
خب حق میدم راس میگه واقعا همچین حسی میده بابام به اکتای!!!!
به بابام چند باری گفتم که لطفا از اینکارا نکن ولی گوش نمیده😩🤦🏻‍♀️