۹ پاسخ

من باهاشون دیگه رفت و امد نمیکنم هر چی بگم مادرشوهرم برعکسشو میگه درسته چون مرض داره.
ولی واسه شما دخالته .بهش بگو وای مامان یه دور بچه های خودت رو بزرگ کردی حالا باید زحمت بزرگ کردن و تربیت کردن منو بچه مم بکشی

چاره اش فقط بلندشدنه یاکلایه واحدجداباشه که رفت وآمدکم بشه

بهش بگو تو با اون بزرگ شدی عادت داری من عادت ندارم و عادتم نمیکنم و بعدشم اصلا بهش اهمیت نده انگار ک نمیشنوی

حق داری آدم کلافه میشه منم نزدیکم یک شر می‌شنوم ولی سکوت نمیکنم ولی یاد گرفتم از این گوش بیاد از این گوش دراد

اهمیت نده کار خودتو انجام یده

حیف عمر و جوونیمون با حرص و دعوا با مادرشوهر گذشت

بعضیا خمین قدر فضولن دقیقا درکت میکنمح

وقتی یه نفر مدام بهت تذکر بده و دستور بده معلومه ادم اعصابش خرد میشه و ناراحت میشه شمام حق داری ناراحت بشی عزیزم

عشقم خب دخالت میکنه دیگ
زودرنجی نمیشه ک

سوال های مرتبط