۹ پاسخ

منم روز سوم شیر شو قطع کردم من سس گوجه زدم روز اول سس. گوجه خیلی کم فلفی بود دست زدگذاشت دهانش دید تندی داری هی بهونه میگیره سس میزنم میگم بده نگاه میکنه میمیفلفلی 😭😭😭گناه داره فقط میخوابش اذیت میشه بمیرم براش

منم دلم نمیاد

خانما شما تا الان چرا باید به بچتون شیر شب بدید؟ من دخترم از سه ماهگی به بعد دیگه شبا بیدار نمیشد شیر بخوره یک می‌خوابید تا ۷صصبح که خودم بیدار میکنم

عزیزم به لطف خداوند که آسون بگذره برای ما شب سومه خیلی حالم داغونه😭😭😭😭

منم یهو دیگه ندادم کلا

ای خدا من موندم چه کنم😑🤦🏻‍♀️

منم چون اروم بود و مضلومانه نگام میکرد دوباره شیر دادم بهش 🥲

انشاالله عزیزم برای جفتتون راحت باشه
فرستادم گلم
منم از الان موندم که چه جوری بچمو از شیر بگیرم

شیر یهو قطع نکن مثلل فقط شبا بده

سوال های مرتبط

مامان 🥰mahlin🥰 مامان 🥰mahlin🥰 ۲ سالگی
امروز دهمین روزیه که دخترمو از شیر مادر گرفتم
اگه بخوام از تجربه ام بگم ، باید بگم که اصلا اونجوری که فکر میکردم سخت نبود و خیلی راحت این مرحله رو رد کردیم خداروشکر
دختر من از صبح تا شب شیر میخورد و وابسته بود فکر نمیکردم بتونم راحت بگیرمش اهل شیر خشک و پستونک هم نبود از همون اول فقط شیر خودمو خورده
روشی که از شیر گرفتم هم اینه : من کاملا یهویی گرفتم
به سینه هام چسب زخم و رژلب و لاک قرمز بصورت ضربدری زدم و هروقت ممه خواست بهش نشون دادم گفتم ممه اوف شده اه اه شده ، رفت دوباره یه ساعت بعد اومد بازم همینکارو کردم ، هروقت بهونه گرفت بهش خوراکی دادم و سرشو گرم کردم ، مدام بهش غذا و خوراکی و میوه دادم که کاملا سیر باشه
بردمش پارک و سرشو گرم کردم و اینم بگم که خداییش خودشم خوب همکاری کرد ، فقط شب سوم خیلی گریه کرد دلم براش کباب شد گذاشتم رو پاهام و خابوندمش و اینطوری شد که الان ده روزه گرفتمش هفته اول زیاد یادش میفتاد ولی هرچی میگذره کمتر یادش میفته
خلاصه از شیر گرفتن ماهلین خانومم بخوبی و خوشی انجام شد خداروشکر🥰
#شیرمادر#فرزند_پروری_#کودک#شیر#از_شیر_گرفتن
مامان محمد مهدی مامان محمد مهدی ۳ سالگی
سلام مامانا و دوستای خوبم
من از دیروز بعد ازظهر پسرمو ازشیر گرفتم
متأسفانه خیلی ناراحت شد طوری که دو سه ساعت اول اصلا نمیخندید
انگار مثل آدم بزرگا واقعا شکست عشقی خورده
بعد که خوابوندمش با گوشی نگاه کردن خوابید
بعد بیدار شد بردمش پارک یه کم حال و هواش عوض شد
ولی هر یه ساعت یه بار میومد میگفت باز کن ببینم
چون با باند نواری سفید لاک قرمز زدم با چسب پانسمان چسبوندم
بهش گفتم اوف شده 😥
قربونش برم بچه ام خیلی اذیت شد فک میکنه خوب شده هی میاد میگه بازش کن نگاه میکنه منم میگم اوف شده
تا اینکه شب خواستم بخوابونم با هزار مصیبت با دیدن پستهای
ماشین بازی و بچگونه تو اینیستا خوابش برد
شب هم چند بار بیدار شد ولی اصلا اسمشو نیاورد فقط نق میزد
خلاصه خیلی سخته قبلا هم یادمه دخترامو از شیر گرفتنی
خیلی ناراحت بودم و عذاب وجدان داشتم🥺
حالا این قضیه بکنار سینه هام از امروز صبح سفت شدن
درد میکنه نمیدونم چیکار کنم که زود خوب بشه هرکی تجربه ای داره
ممنون میشم بگه 🙏❤️