۱۰ پاسخ

😑😑😑😑😑

عزیزم بزرگ شده دیگ من ۱۷ماهگی قطع کردم عذاب وجدان نگیر چون شیر شب دندونش داغون میکرد پ تو کار درست کردی

منم سر بچه اولم بیمار هم بودم و دارو‌مبخوردم داروهام برا بچه ضرر داشت ضربتی از شیر گرفتم انققققدر گریه میکردم ک خدا می‌دونه ولی دندونای اون بچم سالمه این یمی دمتر کفته فعلا قطع نکنم دندوناش دارن خراب میشن خودمم نه دندون دارم نه پا نه کمر

عزیزم ابن حس رو هممون تحربه کردیم و میکنیم وقتی خود خدا گفته ی مدت مشخص پس میدونسته برا بچه چی بهتره

من شب اول اونقدر گریه کرده بودم الان یادم میوفته خندم میگیره 😂😂😂

من 9 ماهش بود باز کردم
عذاب وجدانم نداشتم

الان شیر مادر دیگر خاصیتی نداره فقط یک عادت هست. من ۱۷ ماهگی از شیر گرفتم. دخترم هم خوب کنار اومد. ه. چقدر بزرگتر
بشن قطعش سخت‌تر میشه

عزیزم آخرش چی باید قطع کنی دیگه برای چی عذاب وجدان

فقط شما نیستی که اینارو تجربه کردن همه مادرا این روزارو داشتن همه فکر میکنن بچه من وابسته ترینه اما منطقش اینه که عذاب وجدان چیو داری؟بلخره اینکار باید انجام میشد مگه قرار بود تا کی شیر بخوره ۴سال؟۵ سال؟؟
بنظرم هیچ معنی نداره بچه ۲ ۳ سال اویزون سینه مامانش باشه

عزیزم کاش اگه بدنت توان داشت میذاشتی تا دو سالگی بخوره منم قطع کردم عذاب وجدان دارم با اینکه مال من دوسالش گذشتع

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین🩵 مامان امیرحسین🩵 ۳ سالگی
بالاخره تلاشم و صبرم نتیجه داد🥹✌🏻
من میخواستم پسرمو از شیر بگیرم چون قوت غالبش شیر بود و هرزگاهی غذا میخورد و منم خیلی اذیت بودم چون از صبح تا شب باید لباسمو میدادم بالا تا شیر بخور با اون دستشم اون یکیو بگیره 😑
خلاصه اولش تصمیم گرفتم یهویی بگیرم با صبر زرد و نهایتا یه هفته ای شیرشو قطع کنم
رفتم عطاری صبر زردو گرفتم مرده گف انقد تلخه که نمیشه با دست گرفت باید با پلاستیک گرف چون حتی دستم بزنی دهنت تلخ میشه
واقعا یه حس عذاب وجدان اومد سراغم
اومدم تو گهواره از مامانا پرسیدم خدا خیرشون بده خیلی کمکم کردن



و من بنا رو گذاشتم روی قطع شیر تدریجی توی دوماه
تجربه من اینه که فقط باید صبر داشت و یواش یواش شیرو کم کرد
پسر من حتی شباهم تو خواب سه تا چهار دفعه شیر میخورد ولی درکمار تعجب خودش تو روز پونزدهم شیرشبو قطع کرد و دیگه نخورد (جز یکی دو دفعه )
و الان روز ۵۵که دیگه کااااامل قطع شد و قبل خوابم نمیخوره
بچهااااااا این تدریجی گرفتنه فووووق العادست
نه بچه اذیت میشه نه مادر سینه هاش فشار و درد نمیگیره

امیدوارم فسقلی هاتون باهاتون همکاری کنن و از صبر خودتون و کوچولوتون لذت ببرین🙂💕
مامان کوچولو مامان کوچولو ۲ سالگی
یک آبان شروع کردم به قطع شیر یعنی از بک روز قبل حدودای بعد از ظهر تصمیم قطعی گرفتم چون دخترم افتضاح وابسته بود هر نیم یاعت شیر میخورد شبا چندین بار دیگه کنارم میخوابید و سینه دهنش میموند تا صبح دیگه داشتم دیوانه میشدم از بیخوابی از اینکه طول روز کلا چسبیده بهم و غذا هم نمیخوره دندوناشم حس کردم میخواد خراب شه و تصمیم نهاییمو گرفتم قبلا هم چندبار خواستم قطع کنم اما گریه کرد دلم سوخت طاقت نیاوردم اما اینبار دیگه تصمیمم جدی بود خصوصا تو اسفند بعد یک سالگی دخترم بردم دکتر و بهشگفتم گفت اگه روزانه بیشتر از یه بار میخوره شیر قطع کن چون الان شیر تغذیه نیست برای بچه بالای یک سال بجاش پاستوریزه بده اینطور شد که دیگه ندادم دخترم بسیار وابسته بود گریه کرد بهانه گیری کرد اما خداروشکر رفته رفته نه شبا بیدار میشه نه دیگه یادش میوفته تغذیه اش بگم بهتر نشده اما گاهی لااقل غذا یادش میوفته کمی لاغر تر شده چون زیاد بهانه و دلتنگی شیر داشت اما یواش یواش داره بهتر میشه حداقل ازم درخواست غذا میکنه درسته کم میخوره اما شکر اون آویزون موندنا تموم شد چون خودم بشدت لاغر شده بودم دیگه داشتم به مرز جنون میرسیدم 🤣 اینم تجربه ی ما اما خب دختر من الان قبل خواب ظهر و شب شیر پاستوریزه میخوره نمیشه که کامل قطع کرد جایگزینی باید باشه