من هیچ کسی رو ندارم خودمم و خودم، هر کی هم که میاد بار رو دوش من، چون باید لباس بپوشم پذیرایی کنم هی میان بچه ها رو بغل می کنن منم مشغول سرویس دهی، از خدامه هیچ کس نیاد، تو روز که اصلا نمی خوابم اگه بخوابن به کار خونه برسم لباساشونو بریزم تو ماشین دستشویی برم و … غذا که اکثرا نمی پزم یا دو وعده ایی یا الویه درست کنم یه چند روز بخوریم شوهرم کمک می کنه یه خرده ولی اونم خوابش میگیره می خوابه محل نمی ده، دیشب سه ساعت خوابیدم
کن از 12روزگی تنها شدم خیلی سخت دهنم سرویس شد وقتی کوچکتربودم بازه مقداربههتربود الان که یکسالشونه فقط درحال ریخت وپاش وسایل کابینت وکشو لوازم آرایشی یابارداری قفل کودک بزنم یا هرچی که پایین دستشون بهش میرسه جمع کنم اکه وضع مالیت میرسه همه رو رد کن برن یه کمکی بگیر اگه نه روزانه یه نفرپیشت باشه دوتایی هم ب کارهای خونه هم بچه داری اولاش سخته تنهاباشی ولی شدنیه من باتوکل به خداتنهاشدم بعد12روزولی الان حس میکنم دارم کم میارم
مهمون داری فعلا تعطیل کن گلم کاش حداقل درک میکردن با بچه کوچیک فعلا مهمونی نیان کار خونه هم که همیشه هست الان بچه ها بیشتر بهت نیاز دارن تا بقیه میگذره من که دلم تنگ شده برا این روزهاشون
کمکی بگیر برای کارای خونت راحتتری
وقتی هردوشون خونه هستن سخت تره جدابشن راحت تر ه نگه داری شون
تنها خیلی سخته من مامانم نزدیکمه یک قل رو برده خونش شب روز دستشه از وقتی برده من راحت تر شدم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.