عزیزم من از ده روزگی خودم تنها به بچه ها رسیدگی کردم درسته خیلیییییییی اذیت میشم و سختمه ولی اعصابم حداقل از دست حرفتی بقیه راحته
من از اول شیر خودمو ندادم چون هم ضعف داشتم هم معده درد وحشتناک داشتم هم دوقلو هستن توان این که هی زیر سینه باشن و سیر نباشن رو نداشتم و اینکه نمی رسیدم به هر دو برسم پس شیرخشک بهترین گزینه بود از مادر خودم بگیر تا همه هر کی یه حرفی زد ولی من شنیدم و حرص خوردم و کار خودمو انجام دادم اوایلش میومدن می موندن و به هوای بچه ها هر کی یه کار خرابی می کرد و یه حرفی می زد آخرش گفتم آقا من شده بمیرم خودم کار خودمو می کنم ولی اعصابم سرجاشه، الان خیلی خوابم میاد غذا هر چند روز درست می کنم همش حاضری و املت و … خوردیم با همسرم هی کشیک می دیم چند ساعته، امشب از ساعت ده من خوابیدم تا الان، اون رفت خوابید من تا صبح بیدارم، خیلی سخته خیلی خدا به دادمون برسه
عزیزم اول آرامشت رو حفظ کن بعد سعی کن یاد بگیری و اصلا تو رسیدگی به بچها عجله نکنی فقط بفکر سلامت خودت و بچهات باش انشالله این روزا میگذره و یه مادر پر بار ازت میسازن قدر این روزا رو بدون بعدا خیلی دلتنگ میشی
من خواهرم دوقلو داشت تا ۷ ماه خونه پدرم موند بچه هاش به چهار دست پاه افتادن بعد رفت الان ۷ تا بچه داره کم کم عادتت میکنی
خیلی سخته عزیزمممممم خیلی خدا کمکت باشه
اخی گلم شیرت زیادع؟؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.