۳ پاسخ

همیشه پیش خودمه جایی نبوده ک بذارم، ولی میدونم اگرم بخوام بذارم سخت جدا میشه چون خیلی وابستمه

تا حالا هیچکس دختر من و نگه نداشته فقط خودمو باباش 😅

برای که جای نمی مونه فقط بادخودمه هرجا میرم مثل بچه اردک دنباله

سوال های مرتبط

مامان اردلان و ارسلان مامان اردلان و ارسلان ۲ سالگی
سلام مامانا چطورین
مامانایی که بچه همسن بچهای من دارید بچهاتون جدا میخوابن؟ من قصد دارم بچهارو جدا بخوابونم از یه طرف هم دلم نمیاد میگم نکنه در حق شون ظلم کنم
موقع خواب کلا مستقل میخوابن با من و باباشون کاری ندارن
الان دوتا اتاق دارم با پذیرایی
یکی اتاق خواب خودمو همسرم هستش یکی شو هم برا مهمون آماده کردم مبل میز تلویزیون گلدون همه چی تو اتاق مهمونه
پذیرایی رو بخاطر بچها هیچی نذاشتم همه وسایل خطرناک رو جمع کردم فقط چندتا تشک و بالشت توش اس
الان موندم بچهارو تو اتاق خواب خودمون رو تخت بخوابونم یا تو پذیرایی ؟؟
البته هنوز دو دلم که جدا بخوابونم شون یا نه لطفاً راهنمایی کنید !!!
و آهان دلیل جدا خوابوندشون هم بیشتر گرم مزاج بودن منو همسرمه با اینکه تا الان خیلی خیلی مراقب بودیم اصلا جایی که بچها بودن کاری نکردیم
ولی الان دیگه بچها کم کم هوشیارتر میشن میترسم خدایی نکرده آسیب ببینن
لطفاً هر موقع فرصت کردید جواب بدید ممنون میشم 😘😘😘
مامان مهرسا و مهراد مامان مهرسا و مهراد ۲ سالگی
دیروز ک از بیمارستان مرخص شدم مهرسا مونده بود خونه تو راه دل تو دلم نبود گفتم الان فراموشم کرده خیلی گریه کردم ب شوهرم گفتم یه اسباب بازی چیزی بخر من دست خالی نرم خونه ....وقتی درو باز کردم یه لحظه نگام کرد بعد داد زد ماماااااان و با تمام وجود گریه کرد با تمام وجودش مث آدمی ک یه جایی تمام بغض هاشو نگه داشته ک گریه نکنه ولی یه جایی دیگه نمی تونه بغلم نمی یومد رفت بغل باباش و گریه گریه گرفتم بوسش کردم بعد یکم دلش نرم شد نشستم اومد بغلم نشست سرش رو گذاشته بود رو سینه ام گریه میکرد میومدن ازم بگیرنش جیغ میزد تا چن ساعت هرکس نزدیک من و خودش میشد گریه اش اوج میگرقت می‌ترسید بازم ازم جدا بشه .....ب زور بقیه رو راضی کردم گفتم برید اون ور یکم ترسش بریزه .....اومده بود پیش من خوابیده بود بلند نمیشد بازی کنه ......خیلی سخته دور بودن از بچه خیلییییییییی اینم از کابوسی ک از روز اول بارداریم داشتم و ۳۵ هفته خواب و خوراک نداشتم ک برم بیمارستان چی میشه و خب گذشت .....خدا سایه ی تمام مادر هارو حفظ کنه رو سر بچه ها
مامان 🤍نفس✨ مامان 🤍نفس✨ ۳ سالگی
🔞❌‼️⁉️🔞🔞🔞‼️⁉️‼️‼️‼️🔞🔞








این استیکر هارا گذاشتم که بیای به جشن بای بای می می نفس😂🥹💕


امشب سومین شبیه که نفس را از شیر جدا کردم فکر نمیکردم انقدر راحت باهاش کنار بیاد خیلی خوب بود امدم خونه ی مامانم موندم و این تصمیم سخت را گرفتم و خدارااااشکررر موفقیت امیز بود


البته من تقریبا ۲۰روز بود داشتم به روش تدریجی از شیر جداش میکزدم اول شیر روز را کامل قطع کردم وبعدش شیر شبو‌کم کردم

دیگه این چند روزم سینمو با ماژیک رنگ کردم ترسید ازش دیگه نخورد البته هعی بهونه میگیرع که میخام منم لباسمو که بالا میزنم میبینه رنگیه میکشه عقب
الانم چون خونه ی مامانم اینام با خواهر و برادرم سرش گرمه و حسابی خوش‌میگذرونه نمیدونم خونمون هم برم همینه یا اذیت میکنه!!!!!






خلاصه اونایی که تصمیم دارن از شیر مادر بچشو جدا کنن اصلا نترسن خیلی راحتتراز اونیه که فکرشو بکنید الانم بهتر موقعیت هستش اقدام کنید






خالا تبریک بگید مه خیلی خوشحالم 🥹💕🧡😍💋