۱۹ پاسخ

واقعا آدم بعد ازدواج دیگه جاش خونه پدر نیست😭

خونه خوده ادم‌جهنمم‌باشه می ارزه به خونه پدر مادر البته پدرمادرایی هستن حمایت گر بچشونن ولی بد زمونه ای شده هیجا خونه خوده ادم‌نمیشه

اینایی که میگین خونه جدا بگیر
اصلا شما فرض کنین خونه جدا گرفت هزینه خوردو خوراک تو این گرونی چی میشه؟؟؟!!!!
اجاره خونه چی میشه ؟؟؟
هزارتا کوفت زهرمار این زندگی داره اونا چی میشن؟؟؟!!!
مگه به همین راحتیه؟؟!!!!
تو این گرووونی مردا نمیتونن از پس مخارج زندگی بربیان شما از یه دختر بیستو چندساله چه انتظاری دارین
خونه جدااااااا یه جور میگین انگار به همین راحتیه
اصلا به نظر من شدنی نیست

با همچین خونواده ای شوهرت هرجور هم بود باید باهاش زندگی میکردی اون موقعه دردت یکی بود الان میشه هزار برابر....حالا کم کم سرکوفت ها هم شروع میشه

طلاق با بچه سخته مخصوصا اگه حامی نداشته باشی

ببین اونا ک‌متوجه نمیشن تو سکوت کن تا کارات تموم بشه این خانواده ای من دیدم درست بشو نیستن تحمل کن فقط

زندگی بعد طلاق هم صد برابر سخت تر ه.

اگر همسرت بیاد دنبالت برمیگردی یانه کلآ میخای جدا شی؟اگر میخای برگردی ب نحوی از طریق فامیلی آشنایی واسطه قرار بده برگرد .دیگه هم دور خانوادتو خط بکش اگر نه نمیخای پس مجبوری تحمل کنی همونجا فعلا بمون

من رفتم واسه طلاق اینجوری اصلا بهم نگفتن رو بچه‌ام حساس بودن برعکس .ولی چیزای دیگه دیدم 😔فهمیدم آدم خونه خودش باشه تحمل کنه بهتره.خیلی سخته باغچه مخصوصا

نمیتونی جای اجاره کنی یه اتاق هم شده منت نباشه سرت

اگه جدام شدی چجوری تحمل کنی اینارو!!!

باید ازدواج کنین*

بعدطلاق خونه پدرجامون نیست قبل طلاقم خونه شوهرجامون نیست چقدرمابدبختیم

شانس نداشتی خواهر

پدر و مادرایی هستن که نوه رو بیشتر دوست دارن. من هروقت میرم خونه بابام اینا رایان کل خونه رو میریزه بهم کلی باهاشون بازی میکنه یه کلمه بخوام به رایان چیزی بگم مامان و بابام باهام دعوا میکنن که چیکار بچه داری . پدرشوهرمم که دیگه جلوش نمیشه به رایان بگی کنی اونورتر بشین

به نظرم مهسا اگه واقعا قصد برگشت نداری باید مهریتو ببخشی زود تموم کنی
با یه آدم حسابی ازدواج کنی جونتو از اون خونوادت نجات بدی

واقعا دختر تا مجرده بچه اون خونه اس،منم یه مدت چندسال پیش قهر بودم با بچه ام رفتم اینقدر خانواده ام بخاطر بچه غر زدن خودم زنگ زدم شوهرم بیاد دنبالم برگشتم

چاره چیه این گوش در اون گوش دروازه اونام دگ الان تو این سن حوصلشون نمیکشه دگ

نمیتونی بری جدا زندگی کنی؟
تو محله ی ما چن نفر جدا شدن اینکارو کردن

سوال های مرتبط

مامان منیم بالام مامان منیم بالام ۲ سالگی
فرزندپروری
بچها دیروز اورهانو بردم دکتر بامامام بابام
بعد به خانم پرستارمیگم شربت گیاهی موجوده برا تنظیم خواب میگ نمیخابه میگم روزا نه شبا ۹ ۱۰میخابه تا ۷ ۸صب میگه واییییی دیوونه ای مگه اون طفلی خودش خوابش تنظبمه نتونستم بگم دیوونه نیسم اینا هی میگن بچت خیلی شلوغه خواب نداره....
بچها امروز هی زنگید برنداشتم اخرش پیم داد بچموکشتین دوباره زنگید مامانم گف بردار بعد همون حرفای همیشگیشومیزد....جالبه همون بددهنه همون خسیس همون بددل....یبار ازطریق ولد فهمیدم باپسرخالش رفتن قراربادوتازن توکافه اونو ک گفتم میگ میدونم اوم پسرخالم گفته بهت بهش پیم دادم گف اره زنت ازمن خوشش میاد بچها اون پسره عمرا اون حرفوبزنه ببینین فقط این اشغال چقد بی ن.اموسه میخاد اینجوری ازم حرف بکشه....میگه یبار دوبار رفتم نرفتم پیش حراب همه چیوگندش میکنی....
بچها میگف من پول براخونه ندارم این خونه رودرشو عوض کردم و دیوارمیکشم....حاضرنیس یه قدم برازندگیش برداره
من بخاطراورهان راضی بودم خونه بگیره حق طلاق بده برگردم ولی دیگ عمرااااااابرگردم ب خوداشغالی خیلی نفهمه خیلییییییییییی