خانما چند روز بود خواهرم بیمارستان بود امروز مرخص شد من میرفتم با بابام بهش سر میزدم قبلشم زنگ میزدم احازه میگرفتم از شوهرم اگه بهش میکفتم من دارم با بابام میرم ب چوسش بر میخوره باید اجازه میگرفتم ک گرفتم اما از دماغم دراورذ امروز بهش گفتم ببخشید ناراحت شدی این موضوع درشت شه دیگه من کاری ندارم میگه این درست شه تورم میفرستمت بری میگه الان هر کاری میخای بکن بزار بچه بدنیا بیاد بهت میگم یا ی مشتری داره قاضیه رفته ازش پرسید من اگه بخام زنمو طلاق بدم وضعیت خونوادش اینطوری مستاجرن بچه تا هفت سالگی اون میبره بعد میگه پرسبدم اطلاعاتم زیاد شه اخه ادم بخاد اطلاعاتش زیاد شه چیزای دیگه میپرسه این چه سوالایی الان من چیبگم چیکار کنم بخدا کتونی داداششو دزدیدن سوار ماشین شد با قمه یجوری رفت مامانش ب من گفت رقته دنبال داداشش

بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری

۶ پاسخ

ببخشید ولی بخاطر خواهرت زندگیتو خراب نکن
خواهرت اخلاق شوهرتو نمیدونه؟
ک خودش بگه خواهر نیا انتظار ندارم

عزیزم
اگ هم طوری شد تو برنگرد پیش خانوادت با این تعریفایی ک مبکنی ک بچت چه گناهی کرده
یکم زندگی ذو ول کن معلومه خیلییییی نشخوار ذهنی داری نگرانی هات بیش از حده پشت سرهم تاپیک میزاری( ازنظرم مشکلی نیست حدسیاتمه ) خیلی درگیر نباش انشالله بچت بدنیا بیاد شوهرت عاقل بشه
صبوری کن یکم بزار یه مسئله رو حل کن بعد برو سراغ بعدی
ذهنت مثل یه کلاف سردرگمه نمیدونی کجاشو بگیری
فعلا فقط و فقط ب زایمانت فکر کن با شوهرت درمورد چیزای خوب زایمان صحبت کنین نه حضانت بچه یا مشکلات خانوادت ، یا مشکلات مالی خانواده
مثلا بگو بنظرت بچه کجاش شبیهت میشه
یا اگ قشنگی تو صورت شوهرت هست بگو دوست دارم چشماش ب تو‌بره ک وقتی خونه نیستی بهش نگاه کنم یادت بیوفتم
یکم جو رو آروم کن لطفاً ...♥️💖💖

قبل بارداری شوهرت این اخلاق رو داشت
باهم مشکل داشتید ؟

خودتوپیشش ضعیف نشون نده بگو طلاق بده از چی میترسونی بگو من یه خصلت جدی دارم اونم اینه از آویزون خوشم نمیاد اتفاقا میخوای کاری کنی زودتر بکن تکلیفم مشخص باشه
بگو من برم بچمم باخودم میبرم

میخواد طلاقت بده پس بچه چی اخه چرا باردار شدی از همچین ادمی

چرا اصلا شما با این همه مشکلات و اختلالات روانی بچه دار شدین؟

سوال های مرتبط

مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وهفتم بارداری
خانما شما خودتون اسم انتخاب میکنین یا با مشورت همسرتون شوهر من گفته بود اگه پسر شد من میزارم اگه دختر شد اون میزاره حالا میزنه زیرش اسمایی که میگم نمیپسنده میگه حالا بزار ب دنیا بیاد خدا میدونه قراره با مامانش اینا قرعه کشی راه بندازه دیگه بنظرم تو این نه ماه که بچرو تو شکممون نگه میداریم حق اینو داریم اسم بزاریم براش




بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری
مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وهفتم بارداری
ب شوهرم میگم بیمارستان همراه نمیده مامانت میکفت میده گفت خب همراه داری؟ گفتم من حرف ک شنیدم میگم گفت خودم میام گفتم مردها نمیزارن گفت میگم مامانم بیاد منم با ننش ی دعوا بد کرده بودم چند ماهه خونشون نمیرم بعد دبروز مادرشوهرم اومد خونمون درمورد بیمارستان و اینا نظر داد حالا گفتم ادامه حرفش مامانت بیاد ب من شیاف بزارع؟ گفت نه مامان تو بیاد شیافو بجای حالا بزاره تو دهنت کلی اینجوری گفت انقد گریه کردم چرا ادم بابد انقد بی شع ور باشه؟



بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری
مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وهفتم بارداری
مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وهفتم بارداری
وای دیشب داشتم میترکیدم بابام مونده بود خونه ما بعد شوهرم از صبخ گفته بودم نت بزن نزده بود شب خابیدنی گفتم گوشیتو بده گفت میخای چیکار گفتم میخام نت بزنم گفت اونجا کارت کشیدم پول ندارم هیچی تو خونمون نیس برای کو. فت کردن بهش گفتم قرصامو بخر حداقل چند روزه نمیخورم ی مرغی چیزی بخر ماست بخر وای شاید باورتون نشه بعد ده بار پیام دادن گفت پولم برسه میخرم یدونه ماست خرید اورد فقط ی ماست پولم داره هااا تاپیک قبلیم ک گفتم خونه مامانشو اینا سر اون اون با من لج کرده بود خدا همونقد ک این ب من بد کرد بهش بد کنه همین





بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری
مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وهفتم بارداری
تچ خونه تنهام خونه مادرشوهرم بالاس شوهذم زود زود میره جدیدا ساعتی یبار میره نیم ساعتش بالاس الان پاشد رفت گوشیشم هیچ موقع نمیبره ک من زنگ نزنم گوشیشو نبرد من خابم گرفت پاشدم دیدم نیس زنگ زدم دیدم گوشیش خونس زنگ زدم ابجیش جواب نداد گفتم حتمن جای دیگه رفته این همه وقت بعد نیم ساععت اومد خودتون تصور کنید انقد خودش میدونس چ گو... هی خورده ع خجالت اب شد بعد بابام اومد گفت چیشده حرف نمیزنه گفت من هرموقع برم بالا بیام اون همونطوریه ایندفعه یکم موجش زیاده با خنده


بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری