۷ پاسخ

پسرمنم حرف نمیزنه ینی باید نگران باشم؟؟
ی کلمه نهایت دوکلمه ای ب زور درستم نمیگه
بابابزرگو میگه گاگا گُگُک 🤕😂
والا میگم خودش کم کم ب حرف میاد چون پسرا اکثرا دیرتر حرف میزدن
ولی دخترم دوسالش بود قشنگ مثل بلبل حرف میزد خیلی قشنگم کلماتو واضح میگفت

عزیزم دفعه بعد خواهرشوهرت خواس حرف بزنه منو الکی به عنوان دوستت مثال بزن بگو هروز خدا بچش و‌میبره پارک، خانه بازی استخر کودکان یعنی حتی یه روزم این بچه نشده جایی نره ولی تازه از دو سالگی سروع کرد کلمه بگه اونم نه همه کلمه ها رو حدود ۳۰ تا کلمه میگه بعضیاشم نامفهموم، دو کلمه ایی م فقط میگه اب بده و اب بازی، دکترم بردم گفت مشکلی نیس چون هوشش خوبه تا سه سالگی حرف میزنه
اصلانم عصه نمیخورم

عزیزم واقعا زیاد ببرش تو جمع بچه ها پارک خانه های بازی کلاس های مادر و کودک
پسر ها کلا دیر تر زبان باز میکنن
ولی هر چقدر خودتون تو خونه بیشتر کار کنی و بیشتر در جمع بچه ها باشه راحتر حرف میزنه

پسرمنم بیشتر یه کلمه و دوکلمه میگه ولی چون همه کلمات رو میگه برام مهم نیست

دکتر به پسر دختر خالم که دوسال و نیمش بود لیکو رویال نوشت،که رو عملکرد مغز تاثیر داره ،،اونم میگفت از وقتی که داره میخوره کمی بهتر شده تو حرف زدن
منم خرید خودسر خریدم دارم میدم حس میکنم کمی پیشترفت داشته
شما هم اگه خواستی اول سرچ‌کن یا از دکتر مشورت بگیر بعد بخر ،ایشالله که جواب بده

آخه چرا تیکه میزنه که چی بشه خجالت نمیکشه زن گنده نمیفهمهههه هیچ بچه ای و با بچه ی دیگه نباید مقایسه کرد، بچه اش زپد حرف زد چی شد مقام دادن به مادرش، من خودم پسرم یه سالگی قشنگ دو کلمه ای سه کلمه ای و... میگفت دو سالش شد مثه بلبل حرف میزد الانم که دو سال و چهار ماهشه ماشالا تمومه شعرا رو تا گوش میده میخونه، پسر دوستم نه، محاله یه بار اصلا حتی بهش فکر کرده باشم چرا اون حرف نمیزنه و... من نمیفهمم فازشون و واقعا خیلی بیشعوری میخواد خیلیا، بخدا عزیزم بچه ی توام مثه بلبل حرف میزنه ولکن این حرفارو الکی اعصابتو خرد نکن

سلام من هم بچم تک کلمه میگه
امروز بردم بهداشت..گفت باید ببریش گفتار درمانی..چقدر ناراحتم که بچم مثل بقیه صحبت نمیکنه.بچم سکوتی هست کلا طبعش اینطوریه.نمیدونم چیکار کنم

سوال های مرتبط

مامان لیام🤍 مامان لیام🤍 ۲ سالگی
خیلی ناراحتم
اون روز خونه خواهر شوهرم بودیم ، بعد پسرم پیش پسرش که دوسال از پسر من بزگتره بازی می‌کردن
من به پسرم میگفتم مثلاً این خونه ست مامان،یا پسرم می‌گفت درخت میگفتم آره مامان درسته
یهو این وسط پسر خواهر شوهرم یه سوال پرسید توضیح دادم آخرش اشتباهی گفتم فهمیدی مامان
سریع خواهر شوهرم از اونور عین وحشیا گفت میگهههه مامااااان
منم گفتم ااااا گفتم مامان حواسم نبود اشتباهی گفتم
میخواستم بگم آرن ،لیام پیشم نشسته بود بعد مادر شوهرم با اخم میگه آره منم گفتم
آخه سگ پدر من از خودت و بچه ت نفرت دارم چرا باید بهش اینجوری بگم
بعد اومده هی با حرص میگه سیب میخوای مامان ,فلان چیز و میخوای ماماننننن؟
بعد پسر من حرف نمیزنه هنوز ،کلمه زیاد و دو کلمه ای کم میگه
ولی زیاد حرف نمیزنه
اومده خود به خود نشسته میگه فلانی با بچه اش کار نمیکنه نمیبرتش تو اجتماع حرف نمیزنه آخه عتیقه خجالت نمی‌کشی
بعد یهو میگه با اخم بردیش شنوایی سنگی
آخه به تو چه بی پدر مادر
شاید الان حق و به اون بدین ولی واقعا خسته ام
من پسرمو پیش متخصص میبرم
و اون گفته نرماله و مشکلی نداره چون داره پیشرفت می‌کنه
واقعا ازشون خسته ام
از تیکه هاشون از بی احترامیاشون
لعنت به من که اون ور اون سوتی رو دادم و به تخم سگش اشتباهی اونجوری گفتم
اصلا باهاشون نمیتونم حرف بزنم به شدت عقده ای هستن
حالا با بچه اش حرف زدم این سوتی رو دادم