۳ پاسخ

خداروشکر که حالش خوبه ایشالله قدمش مبارکه ❤️

یعنی خودشون چیزی ندادن بخوره؟من سر پسرم ریکاوری شیر نداشتم پرستاره گفت نگران نباش سیرش میکنیم

انشالله سالم باشید جفتتون و انشالله سر دشمن ادم هم اینطور نشه♥️

سوال های مرتبط

مامان رضا و رادمهر مامان رضا و رادمهر ۷ ماهگی
تجربه من از بارداری. دوم و زایمان دوم

من ۲۹ دی از عصرش ی شام سبک در حد دو سه لقمه املت خورده بودم چون ساعت ۱۲ شب باید بستری میشدم که شدم دیگه زایشگاه خوابیدیم خلاصه من گشنم شده بود شدید بچه تو شکمم همش تکون میخورد خلاصه صبح شد ساعت۱۰ شد منو بردن اتاق عمل بخاطری که دیسک کمر داشتم منو بی هوش کردن و سزارین کردن، دیگه رو تخت عمل دراز کشیدم منو فورا بی هوش کردن عمل انجام دادن وقتی ب هوش اومدم خیلی درد داشتم نمی‌خوام بترسونمتون هر عملی سختی و درد خودش داره اما با پمپ درد قابل تحمل بود ب راحتی،خلاصه چون توی ۳۶ هفته رفته بودم سونوی وزن و وزن بچم ۲۴۰۰ زده بود خیلی نگران وزنش بودم ی وقت توی دستگاه نره و بستری نشه تا ب محض ب هوش اومدن اوردنم بیرون از ریکاوری فقط می‌پرسیدم بچم چند کیلو بود حالش خوبه که یهو مامانم و خواهرم و خواهر شوهرم گفتم بردن بخش ان ای سی یو وقتی شنیدم مردم و زنده شدم ی لرزی افتاده بودم ب جونم که تخت هم تکون میخورد من فکر میکردم وزن نگرفته تو بگو بخاطر ریه بستری شده بود😭😭 همه تو بخش بچه ها کنار مادرشون بود اما من از درد مینالیدم و هر کیم میومد ملاقاتم بخاطر پمپ درد استفاده میکردم گبج ملنگ و مست بودم، فقط میگفتم درد دارم و خودمم متوجه صحبتام نمی‌شدم، خلاصه ساعت۱۰ شب بود با سختی بلند شدم قدمهامون شروع شد چون دکتر اونجا بهم گفت اگه میخوای خوب بشی و وارد بخش آن آی سی یو بشی باید بتونی قشنگ راه بری و هیچ وسیله ای بهت وصل نباشه ، یک روز گذشت روز دوم عصرش اجازه دادن روی ماه پسرمو ببینم وقتی وارد آن آی سی یو شدم آنقدر بچه کوچیک توی دستگاه می‌دیدم.
مامان گل پسری🩵💙 مامان گل پسری🩵💙 ۶ ماهگی
مامان دونه(نلین)👶 مامان دونه(نلین)👶 ۵ ماهگی
زایمان پر چالشم #پارت دهم
از اتاق عمل که اومدم همه خونوادم منتظر بودن و کنارم بودن اما نی نی نبود منم که نمیتونستم حرف بزنم تا اینکه شنیدم بچه تا ۱ساعت زیر اکسیژنه...همسرم اومد کنارم گفت خدا خیلی بهمون رحم کرد...نی نی مدفوع کرده بوده و گفتند خیلی خطرناک بوده اما چون تازه این اتفاق افتاده مشکلی نیست و برای احتیاط بچه ۱ساعو زیر اکسیزن هست...بعد ۱ساعت بچه رو ا وردن و پرستار اومد واسه شیردهی که خداروشکر ظاهرا اغوز داشتم ...این بود ماجرای زایمان پر چالش من
در کل از سزارین راضی ام از دکترم خیلی راضی بودم و خداروشکر میکنم که بهمون رحم کرد و اتفاق بدتری نیوفتاد....همسرم گفت تو که اتاق عمل بودی هرچی منتظر شدیم خبری نشد تا اینکا پرستار اومد گفت بچه مدفوع کرده و همه خونوادم خیلی نگران شده بودن و ترسیدن..مادرم کلی گریه کرده بود همسرم به شدت ترسیده بود..و من از همه جا بی خبر بودم چون هیچی به من نگفتن تو اتاق عمل هبچی نگفتن که من بفهمم ...همه چی اوکی به نظر میرسید..به جز اون تعداد مردی که اونحا بود و من کلی معذب بودم که لخت بودم پیش اونا و خیلی خیلی حس بدی داشتم
#فرزند پروری#زایمان#سزارین#عمل
#اتاق عمل
مامان نورا مامان نورا ۴ ماهگی
قسمت پنجم
تا رسیدن ماما همراه همسرمم تشکیل پروندش تموم شده بود و یه اتاق خیلی خوب برای زایمان به ما دادن اتاق زایمان من یه تخت بستری، دستگاههای مخصوص نوزاد مثل ان اس تی، تخت زایمان، انواع گازهای بی دردی، لوازم ورزشی مثل طناب تی آر ایکس و توپ و حتی حلقه، وان بزرگ و تمیز و توالت فرنگی و روشویی داشت که کلا برای استفاده یه نفر طراحی شده بود رنگ سرامیکای دیوار اتاقم سبز آبی و آرامش بخش بود. خوابیدم روی تخت بستری که واقعا وقتی انقباض داری و آخرای بارداریته سخت ترین کار دنیاس!یه پرستار بهم آنژیوکت برای سرم و آمپول و ان اس تی وصل کرد و رفت نگو کاغذ ان اس تی تموم شده بود پرستار هم حواسش نبوده منم بعد ۹ ماه به پهلو خوابیدن مجبور شده بودم یک ساعت و خورده ای طاق باز بخوابم و تکون نخورم که ان اس تی در نیاد از سرجاش
خدایی با انقباض طاق باز خوابیدن یکی از سخت ترین کارهای دنیاست تمام بدنم رو ویبره رفته بود😄🫨😶 خدایی شد که بالاخره ماما همراهم رسیدش و فهمید ان اس تی به مشکل خورده و ۱۰ دقیقه از روی مانیتور بچه رو چک کرد و اجازه داد که از روی تخت بیام پایین و ورزشامون شروع شد
ادامه دارد....
مامان الینا امیر علی مامان الینا امیر علی ۱۶ ماهگی