۷ پاسخ

درکت میکنم خیلییی سخته هرکی میگ بچه خوب واقعا نمیدونم با خودش چی فکر میکنه

بيا بشينيم باهم گريه كنيم
من عصرا شوهرم از كار مياد داريم حرف ميزنيم ميگ ناهار چيزخوردي يهو يادم مياد عهههههه من هنوز ناشتام

اگ کولیک داره اینفاکول اب رو اتیشه من پسرم ب شدت اذیتم میکرد همش رو پام تکونش میدادم زانو درد و لگن درد پدرمو در اورده بود 28 رو بهش قطره دادم سری دومو رفتم گرفتم دو ماه نیمش بود دیدم درد نداره همینجوری قطره موند الان خداذوشکر خوبه میخوابه تو روز شبام خدب میخوابه
اگ خیلی اذیتی بچه رو ببند ب خودت کار کن من ی مدت اینجوری بودم قبل اینکه اغوشی بگیرم دائم با چادر می‌بستم ب خودم می‌خوابید راحت منم ب کارام میرسیدم کولیک خیلی سخته لحظه ب لحظه ک الان داری میگیو من کشیدم تازه ی مدت شوهرم اصلا درکم نمیکرد میگف هیچ کاری نمیکنی خونه همش ریختو پاشه تا خودش ی هفته رفتیم مسافرت روزاشو دید فهمید چی کشیدم

تصویر

بزرگت چند سالشه مگه؟ اگه بغلی شده برای خودت آغوشی بگیر عزیز دلم اینجوری حداقل میتونی کار کنی اگه بچه دومت دختر بدون دخترا خیلی ناز دارن سر همین بیشتر گریه میکنن چون وجودشون ناز و اداس ،الهی همه این روزهای شیرین برات شیرین و راحت تموم بشه گلم

رفلاکس نداره؟
بچه ی من دقیقا همینطور بود بردمش دکتر گفت رفلاکس پنهان داره
الان دارو میخوره آرومتر شده

منم‌مثل شماهستم‌پسرم رفلاکس داره ادیت میشه نهارشام نمیزاردرست کنم‌‌اون یکی بچه ت‌چندسالش

رفلاکس داره عزیزم.دختر منم اینجور بود رفلاکس پنهان داره.بردم دکتر نکسیوم داد خیلی بهتره

سوال های مرتبط

مامان محمدراستین🩵 مامان محمدراستین🩵 ۱۴ ماهگی
کلافم از بی خوابی کلافم سه ماهه من یه ساعت خواب راحت نداشتم!احساس میکنم فقط بچه منه که مشکل خواب داره...تا قبل دوماهگیش که اصلا خواب براش تعریف نشده بود چه روز چه شب بعد اونم خیرسرم مثلا شب میخوابه به چه مدل تا ساعت ۴.۵صب فقط غر میزنه و بیقراری میکنه اونموقع میخوابه ۸ بیدار میشه دیگ نیمخوابه تا ۱۲ شب یا هم خوابای ده دیقه ای میکنه برا اینک روز بتونم یه ساعت بخوابم مجبورم زنگ بزنم مامانم بیاد یا خودم برم اونم باز بهونه خودمو میگیره مجبورم بیدار شم..قبلا که کولیکش شدید بود اون تایم درد کولیک رو گریه میکرد اون تموم میشد دوباره باز از ۱۲ شب بی قراری میکرد همش میگه تو بغلت بچرخون من بخوابم بشینم یا از بغلم بذارمش زمین شروع میکنه به گریه انقدددددد صورتشو میماله که دلم میخواد بگیرم دستاشو ببندم روزا به درکککک نخوابه اصلا مهم نیست شبو حداقل بخوابه من یه نفس بکشم بخدا رباتم میندازن تو شارژ..انه گریه میکنه نه دلش درد میکنه فقط دستاش همش تو صورتشه و نمیخوابه..زیرچشام اندازه دو تا انگشت گود افتاده هرکی میبینتم میگه رنگ به رو نداری شبیه معتادا شدی همه وجودم نیاز به خواب داره بسه دیگ حسرت به دلم موند این بچه بخوابه😭تو این هاگیر واگیرم باز مادرشوهرم فردا داره میاد نه بچه نگه میداره نه تو کارای خوته کمک میکنه انگار اومده خوابگاه🤦‍♀️واقعا اعصابم نمیکشه من خیلی اروم و بی سر وصدا بودم الان شدم یه روانی 😑اینم وضعیت ماست همچینم طلبکار نگا میکنه انگار من نمیذارم ایشون بخوابه پرو خان😫