تجربه زایمان طبیعی پارت ۲
ماما معاینه کرد گفت ۳ ۴ سانت بازی من هم بخاطراینکه درد نداشتم هم اینکه هزینه بیمارستان از اون چیزی که قبلا گفته بودن بیشتر شده بود از اونجا اومدم بیرون وبستری نشدم
شب رفتم خونه مامانم بچه هامو گذاشتم پیششون که فردا دوباره برم بیمارستان چک بشم با خودم گفتم اگه پیشرفت داشتم بستری میشم اگه نداشتم تا دوشنبه صبر میکنم
خلاصه اومدم خونه خودم یکم روی توپ ورزش کردم رابطه هم داشتم و شیاف گل مغربی هم گذاشتم زیر دوش آب گرم ۲۰ تا اسکات زدم و قر کمر رفتم
امروز جمعه ۱۳ شهریور ساعت ۱۰ اومدم یک بیمارستان دیگه برای معاینه اینجا هم گفتن ۴سانتی زنگ زدن دکتر شیفت گفتن بستری بشه با آمپول فشار
ساعت ۱۰ ونیم بستری شدم و یک سرم وصل کردن
به محض اینکه سرم وصل شد دردای منم شروع شد انقباض هام به طور دردناکی شروع شد
مامای نامرد خیلی اذیتم کرد متاسفانه زیاد معاینه کرد و شکمم و محکم فشار میداد چندین بار توی اون یکساعت معاینه طولانی همراه با فشار شکم

۱ پاسخ

اول کدوم بیمارستان رفتی عزیزم ک هزینه هاش بیشتر شده بود و بعد کدوم بیمارستان رفتی

سوال های مرتبط

مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو روزهای ابتدایی تولد
مامان مسیحا💙مهراس مامان مسیحا💙مهراس ۱۱ ماهگی
دکتر گفت چهارشنبه بیا بازم ویزیتت کنم و اگه شد بستری بشی چهارشنبه دقیق ۴۰ هفته بودم تواون یه هفته هم همه کار کردم
تا چهارشنبه رفتم و با گل مغربی معاینه کرد ک یه کم دهانه نرم تر بشه گفت ۲سانتی ولی معاینه ات خوب نیس دهانه رحم سفت و دولایه شده
گفتم منو بستری کن من هیچ دردی هم ندارم خسته شده بودم دیگه
دکتر بستری کرد و تا کارمو کردم ساعت۱۲ سرم فشار وصل کردن (تو زایمان قبلیم باامپول فشار ۱۰ساعت زایمانم طول کشید) اینم گفتم انشالله تا شب تموم
ماماهمراهم اومد و ورزش هارو شروع کردیم و بعددوساعت معاینه کرد گفت ۳ سانت ولی همچنان سفت و دولایه دردهای کمی هم داشتم تا ساعت ۵ ورزش کردم و دکتر کیسه اب و زد
دردهام بعدش داشت شدید میشد ورزش کردم روتوپ رفتم دوباره با گل مغربی معاینه تحریکی کرد ماماهمراهم .تا ساعت ۱۲ شب شدم ۶سانت با دردهای خیلی زیااااااد حتی از زایمانم قبل هم دردهام ب جرئت میگم بیشتر بود خیلی تند و شدید بود و اینکه پیشرفت زیادی نداشتم خستم میکرد
پارت بعد
مامان آوین مامان آوین ۱۲ ماهگی
تجربه من از زایمان
من قبل اینکه زایمان کنم خیلی دوس داشتم طبیعی زایمان کنم سونو ۳۲ هفته رفتم گفت بچه سفالیکه دیگه سونو نرفتم مامای خصوصی گرفتم بهم ورزش داد و گفت پیاده روی کنم و اینکه دیگه لازم نیست برم پیش دکتر خودش منو معاینه کرد یه بار گفت لگنت خوبه بار دوم گفت بد نیس که کاش میرفتم دکتر هم معاینه می‌کرد سونو هم کاش ۳۷ هفته میرفتم من ورزش ها رو بعضی روزا انجام می‌دادم دیگه وقتی همه کارام رو انجام دادم روز بعد با ورزش و پله نوردی کیسه آبم باز شد رفتم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن ۱ سانت بازه که مامای خودم آخرین بار گفته بود ۳ سانت بازه زنگ زدم بهش گفتم اونم با پرستارا صحبت کرد قرار شد ۴سانت که باز شد بیاد خلاصه منو بردن لیبر یه ماما اومد منو معاینه کرد هنوز درد نداشتم گفت اگه تا ساعت۱۲ دردات شروع نشن آمپول فشار میزنن دیگه ورزش بهم داد انجام دادم ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود آمپول فشار زدن ساعت ۱۲ بود معاینه کردن ۴ سانت باز شده بودم زنگ زدن ماما اومد منم چون آمپول فشار زده بودن دردام شروع شده بود خیلی شدید بودن جوری که نم میتونستم بشینم نه ورزش کنم خلاصه ماما اومد معاینه کرد که من تازه اونجا فهمیدم معاینه چیه😑با هر سختی بود معاینه شدم چند بار ورزش هم خیلی سخت بود انجام دادنش که اونجا پشیمون شدم از انتخاب طبیعی کاش رفته بودم سزارین خیلی بهم گفته بودن نرو طبیعی پشیمون میشی گوش نکردم خلاصه بعد کلی درد کشیدن و معاینه شدن فول شدم که آخر معاینه کردن من چون بچه بجای سرش صورتش تو کانال بود دکتر کشیک اومد منو اورژانسی سزارین کرد اینطور من هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین شدم ولی اگه برمیگشتم عقب اصلا زیر بار زایمان طبیعی نمی‌رفتم خیلی سخته