۵ پاسخ

غصه نداره پول میداد میرفتی سزارین.طبیعی اینجور چیزارم داره

منم وقتی بچم بدنیا اومد اینجوری شدم حال من بدتر از تو بود خیلی استرس کشیدم هم بخاطر بچم هم اینکه واسه طبیعی آمادگی نداشتم میگفتم سزارین میشم یهو بردنم طبیعی فک کردم دیگه میمیرم بعدش همش میگفتم اونجام بد شده گشاد شده گریه میکردم ولی الان برام مهم نیس اولشه خوب میشی به مرور بعدش اگه بچه نخواستی برو تنگی

منم همسرم رانندس ،صبحت کردم باهاش یه مدت کوتاه رفتنش رو کمتر کرد و بیشتر کنارم بود وقتایی هم که نبود من میرفتم خونه مامانم تنها نباشم ،کلا خودتو سرگرم کن خیلی خوبه و زود خوب میشی

الان تازه زایمان کردی خسته ای مغز و روحت خستس روحیت ضعیفه ب خاطر اونه خوب میشی ایشالا زودتر

ادامه بدی صد درصد افسردگی شاخشع

سوال های مرتبط

مامان سوگند مامان سوگند ۴ ماهگی
شوهرم از وقتی باردار شده بودم دیگه طرفم نیومد اون موقع که ازش رابطه میخواستم همش میگفتم بارداری و خطر داره واسه بچه بعدشم که زایمان کردم بخاطر بخیه هام نتونستیم تا چهل روز رابطه داشته باشیم الانم که کاملن خوب شدم ولی شوهرم اصلا طرفم نمیاد حتی بعد چند ماهم که رابطه نداشتم هنوز هم نمیاد سمتم بعضی وقتا من بهش پیشنهاد میدم باید صد بار بهش پیشنهاد رابطه بدم تا یه بار قبول کنه اون یه بارم تو رابطه یه جوری رفتار می‌کنه که انگار به زور فقط بخاطر من قبول کرده رابطه رو 😔
بعضی وقتا حس میکنم داره بهم خیانت میکنم که باهام اینقدر سرد شده
دیگه شبا کنارم نمی‌خوابه می‌ره واسه خودش جدا می‌خوابه دیگه بهم محبت نمیکنه وقتایی که ازش دلخور میشم ناراحت میشم اصلا عین خیالشم نیست براش مهم نیست از وقتی زایمان کردم خیلی خیلی باهام سرد شده انگار شدیم مثل خواهر برادر با اینکه همش واسش آرایش میکنم به خودم میپرسم که یه کم به چشمش بیام ولی اصلا تخمین نمیده
چیکار کنم دیگه واقعا خسته شدم از این زندگی دارن افسردگی میگیرن به محبتش نیاز دارم ولی هیچ صحبتی نمیبینم 😔😔😔