خانوما ب نظرتون از چیه .....دختر من از اون اول خیلی وابسته ب من بود و اذیت میکرد ولی پیش باباش می موند از وقتی ام ک پسرم دنیا اومده خیلی بهتر شده بود یعنی دیگه مهموندمیومد گریه نمیکرد و نمی یومد بغلم بغل عمو هاش همه می رفت جایی می رفتیم می رفت بازی کنه موند ما یه ماه پیش رفتیم همدان خونه مامانم یه ۱۰ روز موندیم و اومدیم خیلی ام بهش خوش گذشت اونجا ولی امان از اون روزی ک اومدیم ماشین لباسشویی کار میکنه گریه گریه پاشو اشپزخونه نمیزاره از حموم وحشت پیدا کرده جوری گریه میکنه ک انگار الانه نفسش بند بیاد هرجا می ریم اویزون منه از بغلم پایین نمیاد میترسه از همه چی اتاقش نمیره یدونه اسباب بازی بیاره میگه باهام بیاید با باباش نمی مونه موندنی بالای ۵ هزار بار میگه مامان مامان ....یه افتضاحیه ک حد نداره خیلیییییی اذیتم خیلییییی چیکار کنم ....نمیگم از اون اول تقریبا اینجوری بود ولی ن در این حد انقد نمی ترسید از هر چیزی

۵ پاسخ

دختر منم جدیدا خیلی میترسه
تا جارو برقی روشن میکنم فرار میکنه در صورتی ک این شکلی نبود
از صدا ماشین و موتور و هر چیزی ک بگی
فک کنم تو این سن طبیعی باشه

پسر منم عروسی عمش سوم بود مریض شد اصلا بمن وابسته نبود از قبل عروسی وابسته شد بعدم مریض شد خیلییییییی غرغرو شده همشم گیر میده بهم پاشو بریم بریم میگم کجا هیچی نمیگه فقط میگ بریم با بقیه هم دیگ نمی‌مونه

دختر منم دیقیقا یهویی اینجوری شده جدا از اینا اینکه دیگ پیش باباشم‌نمیره خیلی اذیتم‌میکنه دلیلشم‌نمیدونم مریض شد بعد اون دیگ ب جز خودم پیش هیچکس نمیره

طفلی چ بد ترسیده

شایدازچیزی ترسیده

سوال های مرتبط