۷ پاسخ

هیچی به نظرم تا بهم آسیب نزدن دخالت نکنید چون میگی خانواده اون طرفم بیخیال نیستن خوب میشن باهم

عزیزم اونم بچه ست همین که دعواش میکنید یعنی اون کارو بیشتر انجام بده نباید به رو خودتون بیاریدبا کارای دیگه یا مثلا بگین بیا اینجا منم باهاتون بازی کنم با چیزای دیگه سرگرمش کنید همین که واکنش نشون میدین اونم میبینه این کارو دوباره انجام میده بلکه توجه مثبت شما رو جلب کنه نه منفی به اون بیشتر اهمیت بدین چون اون نمی‌دونه هنوز که چطوری باید رفتار کنه همین که واکنش بد شما رو میبینه همون بیشتر انجام میده چون فقط و فقط شما دارین به کار بدش واکنش نشون میدین

اگر دیدی دخترتو میزنه برو قشنگ هم قدش شو دستاشو بگیر با مهربونی و قاطعیت بگو من نمیزارم بزنیش زدن اصلا درست نیس

چون کوچولو هست حسادت میکنه اینطوری ام کردند بیشتر حسادتشو بر می انگیزه
به نظرم باید همه اعضا خانواده بیشتر بهش توجه کنند تا از حسادتش کم بشه

عزیزم احیانا تو خونشون دختر شمارو با بردار شوهرتون مقایسه نمیکنن بعدشم تنبیه بچه در حضور دیگران نتیجه عکس داره مدام حواست بهشون باشه این حس حسادت ممکنه باعث شه به دخترت اسبب بزنه ولی از زدن حرفهای تحریک امیز خودداری کنید پسر دختر خالم با پسر من اینجوری تا گیرش میاره میزنه ولی تقصیر مادرشه چون مدام مقایسه میکنه

تصویر

شما لطف دارید ،نه عزیزم روانشناس نیستم دوره های مشاوره گذروندم و مشاور مذهبی در حوزه خانواده هستم

نگران نباشید چون باهم یه جا هستید حکم دو تا خواهر رو دارند بچه ها باهم بزرگ میشن بچه ی شما هم کم کم گرفتن حق خودشو یاد میگیره بذارید باهم بازی کنن به نظر من دخالت بزرگترها در امور بچه ها بیشتر اونا رو جری می‌کنه وگرنه این دوتا باهم کنار میان و نهایتا مشکلشون با هم حل میشه ولی هر نوع کدورتی از والدینشون رو متوجه میشن و باعث شکل گیری اخلاقهایی در آنها میشه که حتی برای خودتون هم در آینده خوشایند نیست

سوال های مرتبط

مامان nika مامان nika ۱۳ ماهگی
امروز عصر گلفروشی بودیم دخترم تو کالسکه ش بود
یه پسر بچه ۳ساله هم با مامانش اونجا بود
این پسر هی کالسکه دخترمو هل میداد میگف دست به گلا نزن در حالیکه دخترم فقط داشت نگاه می‌کرد
یکی دوبار بهش تند گفتم نکن نکن
دیدم ول نمیکنه گفتم این گل مال تو اینم برا دخترم
میگفت نه مال اون نیست دست نزن
منم از قصد گل رو نزدیک دخترم کردم که دست بزنه بدتر شد منم داشت بدم میومد از اون بچه پررو
بعد مامانش اومد کشید بردش گفت چیکار داری
دوباره اومد با اخممم به دخترم میگف به مامان من نگاه نکن هی تکرار می‌کرد
مامانش دوباره اومد بردش گفت مامان تورو نگاه نمیکنه
دوباره موقع رفتن یه ضربه پشت دست دخترم زد زهرشو ریخت رفت محکم نبود ک دخترم گریه کنه مامانش تندی اومد کلی دست دخترمو بوسید معذرت خواهی از دخترم کرد منم نگاه کردم :(
بعدا که اومدم خونه و فکر میکردم بهش دلم به مظلومیت بچه م سوخت که فقط نگاه می‌کرد
بنظرتون باید چیکار میکردم
ناراحتم یه جوری ام حس میکنم از بچه م دفاع نکردم