امروز عصر گلفروشی بودیم دخترم تو کالسکه ش بود
یه پسر بچه ۳ساله هم با مامانش اونجا بود
این پسر هی کالسکه دخترمو هل میداد میگف دست به گلا نزن در حالیکه دخترم فقط داشت نگاه می‌کرد
یکی دوبار بهش تند گفتم نکن نکن
دیدم ول نمیکنه گفتم این گل مال تو اینم برا دخترم
میگفت نه مال اون نیست دست نزن
منم از قصد گل رو نزدیک دخترم کردم که دست بزنه بدتر شد منم داشت بدم میومد از اون بچه پررو
بعد مامانش اومد کشید بردش گفت چیکار داری
دوباره اومد با اخممم به دخترم میگف به مامان من نگاه نکن هی تکرار می‌کرد
مامانش دوباره اومد بردش گفت مامان تورو نگاه نمیکنه
دوباره موقع رفتن یه ضربه پشت دست دخترم زد زهرشو ریخت رفت محکم نبود ک دخترم گریه کنه مامانش تندی اومد کلی دست دخترمو بوسید معذرت خواهی از دخترم کرد منم نگاه کردم :(
بعدا که اومدم خونه و فکر میکردم بهش دلم به مظلومیت بچه م سوخت که فقط نگاه می‌کرد
بنظرتون باید چیکار میکردم
ناراحتم یه جوری ام حس میکنم از بچه م دفاع نکردم

تصویر
۱۳ پاسخ

عزیزم درکت میکنم اما بچه ها تو سن ۳ سال همینجورین اونم بچس به دل نگیر
باز خوبه مادر با شعوری داشته

مهم اینه مادرش عذرخواهی کرد و با شعور بود دیگه فکر و خیال نداره
اگه مامانش بیخیال بود حرص داشت

اونم بچه بوده دیگه بچه هاتو یه سنی لجباز وبد اخلاق میشن حسودیشونم میشه یه کارایی میکنن مطمعن باش دختر شما هم بزرگتر بشه از خودش دفاع میکنه

اصلا نمیدونم جات بودم چیکارمیکردم واقعا ب فکر فرو رفتم من ک احتمال میدم کسی کاری کنه درگیر شم خدابخیر کنه

عزیزم بچه ۳ ساله به شدت لجبازه مخصوصا پسر بچه ها
چون خودم یه پسر ۶ ساله دارم میگم بهت.
به دل نگیر
مامانشم که با درک و شعور بوده و معذرت خواهی کرده

دیگه مامانش که عذر خواهی کردی اون بچه ام که کوچیک بوده و تو سن لجبازی
اما اگر من بودم یا بچمو ازش دور میکردم یا میرفتم نزدیک دخترم یا حتی شاید بغلش میکردم چون من خیلی میترسم بچه نزدیکش میشه یبار تو خیابون یه بچه دوید سمت کالسکه دخترم صورتشو داشت میبرد تو کالسکه که دخترمو بوس کنه منم سریع دستمو گذاشتم روی صورتش

عزیزم این اتفاقا بین بچه ها پیش میاد من کوچیک بودم مامانم خیلی مراقبم بوده اما یه پسرهمسایه داشتیم دوسه سه ساله ش بوده یهو میاد صورت منو چنگ میزنه و میره که مامانم تعجب میکنه و بعد اینقدر عمیق چنگ زده بوده که تا یه مدت جای زخم روی صورت من میمونه واقعا بچه ها عیرقابل پیش بینی هستن
فقط تا میبینی بچه ای بدقلق هست دخترتو بغل کن که در دسترس اونا نباشه

تو همچین موقعیت هایی سعی کن اون محیط رو ترک کنی
الانم خودتو سرزنش نکن
عکس تاپیک بچه خودته؟

بچه تو سن بچه شما بیشتر جذب محیط میشه فقط نگاه میکنه توجه می‌کنه میخواد بشناسه، بعدا درباره دفاع از خودش میتونی باهاش کار کنی.
الان به این فکر کن که اون مامانه چه خوب بوده.
ولی من اصلا قبول ندارم که میگن آره بچه‌س فلان کار کرده بیسار کرده. کاری هم نمیشه بکنی انگار نمی‌فهمن، هرچی بگی انگار به دیوار گفتی.

اونم بچه بوده چه دفاعی میخاستی بکنی ؟ بچه ها تو اون سن یکم غیر قابل کنترلن مادرش هم ک عذرخواهی کرد

منم ناراحت شدم چون دخترت کوچیکه بابد خودت ازش دفاع کنی بهش زور نگن

یه موقع پسره مشکلی داشته

وا چبچه بیشعوری

سوال های مرتبط

مامان علی اصغر وتودلی مامان علی اصغر وتودلی ۲ سالگی
مامانا اون سریع داخل تاپیک قبلی گفتم دختر طبقه بالا خیلی میاد پایین نمیزار درست بچه ام بخوابه همش تو سرمه چند روز پیش اومد خونمون با مامانش هی علی اصغر اذیت میکرد بچه ام میرفت سمت ماشینش میرفت هولش میداد خودش سوار میشد هر اسباب بازی ک علی اغر میگرفت اونم میگرفتش بعد علی اصغر هی گریه میکرد دختر خودش ۳ سالشه هی میگه من میخام علی اصغر بغل کنم من دیکه اعصابم خراب شد داد زدم گفتم الان بچه ام میندازی مامان هم هی نگاش میکرد کاری باهاش نداشت من بهش گفتم دیکه نیای پیش پسرم اذیتش میکنیاز اون روز مامانش قهر کرده گفتم بدرک ک قهر ببخشید بچه ام انداخت خدایی نکرده بالایی سرش انداخت خوبه اون سری هم بزوز بغلش کرد زورشو نداشت افتاد رو علی اصغر سر علی اصغر خورد زمین پیشونیش باد کرد منم ب مامانش گفتم اگه شوهرم بفهمه کل ساختمون ب آتیش میکشه یخ گذاشتم روش بادش خوابید حالا من دیکه دیدم بچه پرو بچه ام اذیت میکنه بهش گفتم دیگه حق نداری بیای پایین بچه ام تو خونه خودمون هم آسایش نداره حالا مامان بدش اومد قهر کرد گفتم بدرک بهش بر خورده به بچه اش گفتم نیا خوب گفتم ؟؟؟