۱۴ پاسخ

چقدر پررو هست برو ازش بگیر ولش کن متنفرم از اینجور آدم های پررو و سمج

واقعا حرص دراره و بدتر ک جاگذاااشتی اخههه چرا..
با ادمای پرووو مث خودشون رفتار کن..فردا با کمال پرررویی برو دم خونشون بگو من اگه میدونستم دخترت دمپایی نداره و دوس داره بهم میگفتی کادو تولد واسش دمپایی میگرفتم ک چشمش دنبال دمپایی بقیه نباشه :)

اگه مسیرتون دور نیست برو بگو بچم داره گریه میکنه دمپاییاشو میخواد
بیارشون و بیا
همون جا هم اشتباه کردی گذاشتی از پای بچت در بیاره

خواهرم یاد بگیر از حقت دفاع کنی همیشه🤌🤌

خودت نرو شوهرتو بفرس بگو بچه داره بهونه میگیره

واااااای واقعا هم چه مامان پررویی 🙃

سلام گلم اینجور آدمهاخیلی پروهستن بایدمثل خودشون همون لحظه برخوردکنی الانم دیگ گرفتش

اینکه اینهمه تم تولد زده ی جفت دمپایی ساده برا بچهش نگرفته . ؟؟؟ بچه ۲ساله رو همه جا کفش میپوشونه ؟؟ چ ادمایی پیدا میشن. همونجا خیلی قاطع و محترمانه باید دستشو میگرفتی نزاری از پا دخترت دربیاره . الانم بگو بفرستشون .دخترت مدام گریه میکنه....

زنگ بزن بگو دخترم بهونه دمپایی هاش رو میخواد شوهرت رو بفرس بگیره

حتمن برو بگیر بگپو بچه م بهونه کرده و میخادشون
وای چقدر حرص خوردم😐

ینی چی؟؟؟دمپایی بچه ش نداره باید دمپایی یه بچه دیگ رو‌در بیاره بکنه پا بچه ش؟؟؟؟!!!!چه رویی دارن مردم
دیگ ک نمیده بهت بیشعور

همین الانم برو بگیر دمپاییارو. دقیقا مثل خودشون

توهم باید عین خودش پررو میبودی
میرفتی از پای دخترش درمیاوردی میگفتی ببخشید دوست ندارم وسیله دخترم و به کسی بدم
جواب اینجور آدمارو با پررویی ندی بدتر میشن

دمپایی بچتو بردار از مهمونی بیا بیرون

سوال های مرتبط

مامان nika مامان nika ۱۱ ماهگی
امروز عصر گلفروشی بودیم دخترم تو کالسکه ش بود
یه پسر بچه ۳ساله هم با مامانش اونجا بود
این پسر هی کالسکه دخترمو هل میداد میگف دست به گلا نزن در حالیکه دخترم فقط داشت نگاه می‌کرد
یکی دوبار بهش تند گفتم نکن نکن
دیدم ول نمیکنه گفتم این گل مال تو اینم برا دخترم
میگفت نه مال اون نیست دست نزن
منم از قصد گل رو نزدیک دخترم کردم که دست بزنه بدتر شد منم داشت بدم میومد از اون بچه پررو
بعد مامانش اومد کشید بردش گفت چیکار داری
دوباره اومد با اخممم به دخترم میگف به مامان من نگاه نکن هی تکرار می‌کرد
مامانش دوباره اومد بردش گفت مامان تورو نگاه نمیکنه
دوباره موقع رفتن یه ضربه پشت دست دخترم زد زهرشو ریخت رفت محکم نبود ک دخترم گریه کنه مامانش تندی اومد کلی دست دخترمو بوسید معذرت خواهی از دخترم کرد منم نگاه کردم :(
بعدا که اومدم خونه و فکر میکردم بهش دلم به مظلومیت بچه م سوخت که فقط نگاه می‌کرد
بنظرتون باید چیکار میکردم
ناراحتم یه جوری ام حس میکنم از بچه م دفاع نکردم
مامان علی اصغر وتودلی مامان علی اصغر وتودلی ۲ سالگی
مامانا اون سریع داخل تاپیک قبلی گفتم دختر طبقه بالا خیلی میاد پایین نمیزار درست بچه ام بخوابه همش تو سرمه چند روز پیش اومد خونمون با مامانش هی علی اصغر اذیت میکرد بچه ام میرفت سمت ماشینش میرفت هولش میداد خودش سوار میشد هر اسباب بازی ک علی اغر میگرفت اونم میگرفتش بعد علی اصغر هی گریه میکرد دختر خودش ۳ سالشه هی میگه من میخام علی اصغر بغل کنم من دیکه اعصابم خراب شد داد زدم گفتم الان بچه ام میندازی مامان هم هی نگاش میکرد کاری باهاش نداشت من بهش گفتم دیکه نیای پیش پسرم اذیتش میکنیاز اون روز مامانش قهر کرده گفتم بدرک ک قهر ببخشید بچه ام انداخت خدایی نکرده بالایی سرش انداخت خوبه اون سری هم بزوز بغلش کرد زورشو نداشت افتاد رو علی اصغر سر علی اصغر خورد زمین پیشونیش باد کرد منم ب مامانش گفتم اگه شوهرم بفهمه کل ساختمون ب آتیش میکشه یخ گذاشتم روش بادش خوابید حالا من دیکه دیدم بچه پرو بچه ام اذیت میکنه بهش گفتم دیگه حق نداری بیای پایین بچه ام تو خونه خودمون هم آسایش نداره حالا مامان بدش اومد قهر کرد گفتم بدرک بهش بر خورده به بچه اش گفتم نیا خوب گفتم ؟؟؟
مامان دنیز و دایار مامان دنیز و دایار ۲ سالگی