۱۰ پاسخ

من همیشه میگم خدایا چرا من مرد نشدم که مثل اینا فقط یه شلوار پام کنم و برم بیرون بعدم بگم دارم پول درمیارم؟؟؟
بچه بزرگتر که میشه بدتر هم میشه ،من بعضی وقتها از دست پسر بزرگترم کلافه میشم کتکش هم میزنم بعدشم پشیمونم

مامانتم کمک نمیکنه من مامانم خیلی کمکم کرد اگه اون نبود تیمارستان بودم 🤣🤣

همیشه خدام میگه تو خونه راحتی کاری نداری درصورتیکه سه تابچه دارم صبح تا شب مثل کلفتا بشور بساب...

بچه گناهی نداره که سرش دادنزن عصبانی هستی سر شوهرت دادبزن .من بچه اولم دوقلو دختر انقدر که فشار روم بود یه دخترم خیلی زر زرو بود شوهرم بچه ها گریه میکردن نوزاد بودن منم نمیتونستم دوتاشونو آروم کنم می‌گرفت می‌خوابید یه باربغلش نکرد آروم بودنی فقط بوس بغل برو پیش مامانت تمام
.منم بعضی وقتا که دیگه کم می‌آوردم دادمیزدم نتیجه اش میدونی چی شده مخصوصا سر اون دختر زر زروم که همیشه خدا گریه میکرد همون دخترم ازنظرهوشی ضعیف ریاضی هرکارکنی نمیفهمه حالا فارسی یه جوری ماست مالی میکنم ولی مستقیم رو هوش بچه تاثیرمیذاره ازنظر اخلاقم تند فوری پرخاش میکنه

منم دقیقا مثل شمام . دیگه کم اوردم . با دوتا

دارم خفه میشم

شوهرمنم میگه مادرمن 8تا بچه بزرگ کرده چی، یا همسایمون اینجا غریبه میگه اونو ببین یادبگیر، پسرش از پسرم 5ماه بزرگتره
ولی درکل خونه نیست همش سرکاره وقتی هم هست کمرش دردمیکنه و خسته س

کاملا درکت میکنم واقعا دست تنها ادم خیلی خسته میشه
حداقل یه بازی کردن انجام بدن با بچه
عزیزم تو نیاز به روانپزشک نداری فقط نیاز به استراحت و یه کم تفریح داری...

عزیزم کاملا درکت میکنم
میدونی بچه دار شدن واقعا تغییر بزرگی توی زندگیمون ایجاد کرده
به نظرم بیشتر برو خونه مادر و مادر شوهرت
کمکت کنن
گاهی بزار پیششون بمونه و برو بازار تا کمی از نظر روانی هم آرامش داشته باشی
ولی برای مخارج ریز ریز از شوهرت بگیر
بگو بچه خرج داره.پولای خودتو طلا پس انداز کن.بگو من پولی ندارم تموم شده

دقیقا عادیع ب دل نگیر از دخترت معذرت خواهی کن و باهاش حرف بزن منم ی وقتایی جیغ میزنم شایدم شده ی کشید رو حرص میزنن یواش ها گریه میکنم ولی مادریم ما معنیش خیلی سنگینه هرکسی مادر نیست ما از عصبانیت اینکارو میکنیم دست خودمون نیست فشار زندگی رومونو کمک نکن شوهرا بدتر فشار میاد رومون

سوال های مرتبط

مامان ماهلین🌙🩷 مامان ماهلین🌙🩷 ۱۵ ماهگی
دختر من شبا ساعت ده دهو نیم یازده میخوابه و صبح ساعت نه بیدار میشه
یک هفته بیشتره که صبح ها ساعت پنج صبح بیدار میشه و فقط گریه میکنه من تو خواب شبا شیرخودمو میدم به دخترم حتی سینه هم قبول نمیکنه پستونک هم قبول نمیکنه هیچی فقط گریه میکنه من میزارمش رو پام آروم میشه دوباره میزارمش پایین باز جیغ میزنه شده از ساعت شیش صبح تا نه صبح رو پام بوده واقعا پاهام درد شدید گرفته 🥲

امروز دیگه عصبی شدم و سرش داد زدم گفتم بسه دیگه ساکت باش چخبرهه خسته شدم دیگه پاهام درد میکنه گریه نکن آنقدر و شوهرم رو سرم داد زد که رو سر بچه داد نزن و بد روشو کرد اونور طبق معمول خوابید دوباره 🥲

واقعا چرا مردها درک ندارن درسته میرن سرکار خسته میشن ولی اصلا تو بچه داری که کمک نمیکنن و نظرهم میدن که چیکار کن چیکار نکن چرا داد میزنی عصبی نشو انگار ما رباتیم یا از سنگیم نباید عصبی و ناراحت بشیم نباید کم بیاریم من به معنای واقعی کم آوردم من تو این نه ماه هیچ کمکی نداشتم دست تنها بودم واقعا آنقدر فشار رومه که دارم خفه میشم چرا کس درک نداره انگار من بچمو دوست ندارم از قصد رو سرش داد زدم چرا اینجوری میکننن💔

تازه پاشده بره سرکار میگه اره داد زدی پدر مادرم شنیدن ناراحت شدن اخه اونا چجوری طبقه بالا شنیدن اخه😐

آدم میمونه از دست اینا چیکار کنه🥲ی
مامان لنا کوچولو مامان لنا کوچولو ۱ سالگی
امروز یکی از خسته کننده ترین روزام بود دخترم ترس جدایی‌اش شروع شده دندونا اذیت میکنن و من از صبح باهاش درگیر بودم تا همین لحظه خیلی خستم آدم گاهی واقعا توانش تموم میشه لباس نمی‌خواد بپوشه و من همش دارم باهاش کلنجار میرم الآنم نمبخوابید که گفتم بخواب دیگههه خسته شدم و حس عذاب وجدان بعد خوابش مضخرف ترین چیزیه که سراغ آدم میاد خیلی ناراحت میشم ولی خیلی صبوری میکنم هرچیزی با بازی با خنده بهش میگم ولی واقعا کم آوردم مادر بودن سخت‌ترین سخت‌ترین کار دنیاست واقعا چرا هیشکی اینجور چیزاشو نگفت به ما چرا همه از خنده خوشیاش گفتن !!!!! به هرکسی هم میگی میگه خدارو شکر کنن خیلیا اینو ندارن بابا به پیر به پیغمبررررر ناشکری نیست من عاشق بچمم ولی فقط دردودله همینننن امروز تو خیابون یه زنه مسن میگه سر بچه رو پوشوندی پاهاش بیرونه یجوری با یه لحنی گفت انگار من بیخیال ترینم بابا به تو چهههه بااینکه شلوار جوراب داشت بچم ... هر کی از راه میرسه یه چیزی بار آدم می‌کنه بخاطر مسن بودنش هیچی بهش نگفتم ولی الان واقعا پشیمونم ... هیشکی نباید اونایی که بچه کوچیک دارنو قضاوت کنه ما خونه هیشکی نیستیم خیلی زحمت داره واقعا دلم میخواد بشینم گریه کنم