۷ پاسخ

کار اون زن ها خیلی زشت بود یعنی چی به زدر میچسبونن بچه ها رو به هم زنای احمق وگرنه که بچه ها چه میدونن از رو محبته

نه عزیزم کاردرست رو شما ب عنوان مادر بچتون انجام دادین

کار اون زنا خیلی زشت بوده تشویق کردن بچه های مردم و

حالا چرا برای شوهرت نعربف کردی دردسر بشه

چه آدم‌های بی عقلی بودن اونااا😵‍💫

شش دنگ حواست به بچه باشه تا اونقدر بزرگ شه که حریم یاد بگیره و بتونه از خودش دفاع کنه. الان خیلی کوچیکه خودتون باید کامل حواستون باشه و تنها نذاریدش. حتی شده از مهمونی و عروسی هم لذت نبرید

اشکالی نداره دفعه بعد هواست بهشون باشه

سوال های مرتبط

مامان شایان مامان شایان ۲ سالگی
#فرزند پروری # فرزند پروری#پسر بچه# دختر بچه # فرزند پروری

بچه ها میخوام اتفاقی ک دیروز از سر گذروندم رو بهتون بگم فقط خدا رحم کرد امیدوارم شما هم هواستون جمع هرچند میدونم خودتون عاقلید دیروز پسرمو بردم پارک بعد یه خانم ک رو بنده زده بود با یه دختر بچه تقریبا پنج ساله اومدن نشستن رو صندلی من همیشه در هر حالی کنار شایان هستنم میتونه ازسر سره برا بالا تاب بازی کنه ولی خب نزدیکشم ک هواسم بش باشه خلاصع خانما رو بندشو زد بالا اومد نزدیک منو شروع کرد حرف زدن بچشم داشت بازی مسکرد حالا نمیدونم بچش یود یا ن خلاصه دختره بعد چند دیقه گفت مامان دلم درده مامانش گفت بیا بشین بکم بهت اب بدم من اب شایان یادم رفته بود بیارم یهو شایان گفت مامان اب بده گفتم خب بیا بریم سوپر مارکت برات بخرم خانمخ اصراررر ک ن بیا از ابن اب بخوره گفتم ن عزیزم نمیتونی اب دهنی ب پسرم بدم غیر بهداشتی گفت خب من می مونم پیش بچه ها تو برو برا بچت اب بخر بیا:/ شاخکام پرید گفتم ن ممنون باپسرم میریم میخرم مبایم دوبازه گفت ن چرا انقد اصرار میکنی برو بخر هواسم بشون هس من یه لحظه مشکوک شدم گفتم ن ممنون یه پرایدم اون ورتمون واستاده بود دوتا اقا داخلش بودن هی نگا خانمه میکردن خلاصه من تا خواستم برم خانمه دسم گرفت یه لحظه انگار با تهکم گفت خب گناه دازه بچه کجا گرما میبریش ای همه راه بعد دید تجب کردم لحنش مهربون کرد گفت ن خب گفتم گناه داره گفتم ول کن دستمو ببینم برو کنار سریع رفتم خیابونم شلوغ شد دیگه ترفتم سوپر مارکت سریع رفتم خونه واقعا ترسیدم خواهش میکنم به هیییچ کس اعتمادی نکنید پچتون دست هیچکس نسپارید من میگم اصلا اون قصدی نداشت ولی این همه اصرارش منو ب شک انداخت خلاصه هواستون باشه