۱۲ پاسخ

منم دخترم چن باز پیش اومده خونه کسی گریه کرده تا موقع رفتن به زور ازش گرفتم اسباب بازیو پس دادم گفتن ببر گفتم نه عادت میکنه شما غریبه نیستین یه جا دیگه بریم اینجوری کنه زشته

نههه ن اجازه میدم چیزیو میاره ن اجازه میدم اونجا شلوغ کاری کنه
خیلییی اتفاق افتاده ک خواسته بیاره اجازه ندادم گفتم میخوایم بریم بخریم و اینا قبول کردع

دقیقاااااا پسر منم همینه هر حا بریم اسباب بازی برمیداره من اصلا نمی‌ذارم
یه دفعه خواهرشوهرم برده بودش خونه برادرشوهرم هردودفعه اسباب بازی برداشته بود همونجوری آورده بودش اینم عادت کرده نگرفته بود از دست بچه

نه اصلا چند شب پیش رفتیم خونه برادر شوهرم دخترم یه خرس برداشته بود میخواست بیاره برادر شوهرم گفت اشکال نداره ببر گفتم نه هر زوری و ترفندی بود ازش گرفتم گذاشتم و اومدم بد عادت میشه متاسفانه هر جا هم رفت میخواد یه چیزی دید میخواد بیاره با خودش اگه گریه کرده بود که مطمئنم برادر شوهرم میداد دستش میگفت برو ولی خداروشکر به مرحله گریه نرسید 😂

منم نمیزارم چیزی با خودش بیار ولی اگر بچه کسیم بیاد خونم نمیزارم کثیفی یا خرابی کنه بخورد می‌کنم چون مادرش باید شعور اینو داشته باشه جلو بچشو بگیره من برای خونم ارزش قائلم وسایلام که مفتی نیاومدن

منم اصلا این اجازه رو بهش نمیدم عزیزم کار خوبی کردی بد عادت میشه به نظر منم اگه بیاریم

کار خوبی کزدی اما حالا همیشه هم خیلی سخت نگیر اما کارت خوبه

کارت خیلی درست بود دوبار مقاومت کنی دفعه سوم نمیگه

منم اصلا نمیزارم حای خونه مادرم یا مادرشوهرم

نه عزیزم شما کار درست میکنی
تربیت اونا نادرست

والا منم همینم نمیزارم جای دیگه خرابکاری کنه یا چیزی برداره

نه اصلا نمیزارم همراه خودش بیاره

سوال های مرتبط

مامان مایکی💕 مامان مایکی💕 ۳ سالگی
مامان کلوچـه🍪 مامان کلوچـه🍪 ۳ سالگی
امروز یه کتاب راجع به تربیت فرزند میخوندم درمورد مهدکودک (سن۴ سالگی حدودا ) چیزای جالبی نوشته بود : میگفت اول از همه اگ بتونید توی خونه به بچتون یه سری چیزا آموزش بدین و فضا رو طوری مهیا کنید ک بچه سرگرم و مشغول بشه و با علاقه یه سری کارا رو انجام بده( بسته ب کارای مورد علاقه کودک میتونین شرایط مهسای کنید) خعلی بهتر از مهد هست . نوشته بود در انتخاب مهد خیلی باید دقت کنید ک کلاس های پی در پی نذارن برای بچه ها ، خسته نشن. توی اون سن بچه بیشتر نیاز داره کشف کنه ، تست کنه، خودش امتحان کنه یه سری چیزا رو، نه اینکه در قالب چارچوبِ خشک قرار بگیره و مدام امر و نهی بشه.. و یا مربی باهاش بد رفتاری کنه.. مثلا : بچه سرگرم بازی با فلان وسیله هست و زوم‌شده روش و با حواس کامل داره بازی میکنه، بعد یکی میاد و اون وسیله رو میخا‌د، از اونجایی ک توی مهد همه وسایلا متعلق ب همس، مربی از بچتون میخاد ک اون وسیله رو به دوستش هم بده و این باعث میشه حواس بچتون و تمرکزش از بین بره.. و اختلال حواس ب وجود میاره.. دلیل اینکه اختلال حواس بچه ها در کلاس اول مشخص میشه، یکیش همینه ک مهدِ مناسبی بچه نرفته و یا پدر و مادر اجازه تمرکز و کشف ب بچه ندادن
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم