#تجربه_زایمان_طبیعی
قسمت اول

۲۵ مرداد برای اولین بار توی مطب معاینه شدم که دوسانت بودم و دهانه رحمم کاملا نرم بود، فقط سر بچه کاملا فیکس نبود
بهم گفتن یک هفته تا ۱۰ روز دیگه احتمال زیاد زایمان میکنم و توی این مدت آبزن زایمان و ماساژ پرینه انجام بدم
تو راه برگشت توی ماشین چندبار دردای شدید بهم گرفت ولی ادامه دار نشد
من به انتظار اینکه زایمانم خیلی نزدیکه همش منتظر بودم و میگفتم به معاینه بعدی نمیرسم
ولی هفته بعد دوباره رفتم برای معاینه و سه سانت بودم با افاسمان ۳۰ درصد(میزان نازک و نرم بودن دهانه رحم)
هم بچه کوچیک داشتم و خیلی سنگین شده بودم و از طرفی از وزن بالای جنین میترسیدم چون ۳۲ هفته ۲ کیلو بود و احتمال میدادم بالای سه و نیم شده باشه، بخاطر همین نمیخواستم به هفته اخر برسم و زایمانم سخت بشه
دلم میخواست معاینه تحریکی بشم ولی ماما گفت الان توی سه سانتی ممکنه کیسه ابت پاره بشه معاینه تحریکی نمیکنم
گفت میخوای برو یک ساعت راه برو بعد بیا دوباره معاینه کنم ببینم پیشرفت داشتی یا نه ولی شب شده بود و من خیلی خسته بودم ترجیح دادم برگردم خونه استراحت کنم چون به فرض که دردمم میگرفت انرژی برای زایمان نداشتم
اون شب تا ۳ نصف شب خوابم نبرد، انقباض داشتم، اونم ۵ دقیقه ای، حتی تو گهواره پرسیدم همه گفتن برو بیمارستان میخوای زایمان کنی، ولی توی همون دردا خوابم برد و انقباضامم تموم شد

تصویر
۳ پاسخ

ابزن زایمان چیه

افاسمان رو با معاینه میفهمن؟

عزیزم ابزن ازکجاخریدی

سوال های مرتبط

مامان روشنا خانوم💗✨ مامان روشنا خانوم💗✨ ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۳
شاید باورتون نشه اما از معاینه تحریکی بیشتر از زایمان میترسیدم نمی‌دونم چرا برای همین همش میگفتم خدا کنه دردم بگیره من نمی‌خوام معاینه تحریکی شم فلان
دقیقا همون روزی که قرار بود برای پیش ماما برای معاینه تحریکی صبح زود که برای دستشویی رفتن بیدار شدم موقع خشک کردن ترشحات زیاد و غلیظ کرم و خونی طور دیدم
دیگه خواااابم نبرد میدونستم تا آخر شب میزام 🤣یک امتحان داشتم رفتم دانشگاه دادم اومدم خونه درد پریودی شروع شد کم کم هرچی جلوتر میشد دردهای من شدت بیشتری می‌گرفت و فاصلشون هم کمتر میشه دیگه ساعت ۸ که قرار بود برم پیش ماما برای معاینه تحریکی رفتم فاصله دردا فک کنم چهار دقیقه اینا شده بود گفتم میشه معاینه تحریکی نکنی ؟من که خودم دردم گرفته گفت باشه نمیکنم معمولی میکنم که ببینم چند سانتی ولی وقتی معاینه میکرد من حس کردم یک کارای دیگه کرد 🤣ولی گفت عاللللیییههع بچه کاملا پایین دهانه رحم ۳ سانت و نرم نرم
گفت چون خونتون نزدیک برو خونه باز دردات شدید تر شد بیا کمتر اذیت شی ولی همش راه برو اصلا نشین فعالیت داشته باش اسکات بزن
مامان دونات کوچولو مامان دونات کوچولو ۱۳ ماهگی
زایمان طبیعی پارت 3
ساعت نه نیم معاینه شدم کیسه آبم پاره شد پرسیدم چند سانتم گفت چهار سانتی برو تو حیاط بیمارستان راه برو ساعت یک نیم بیا رفتم باز راه رفتم هی موقع دردا خودمو یک جایی نگه میداشتم درد تموم میشد باز راه میرفتم دوباره ساعت یک رفتم داخل معاینه کرد گفت تعغیر نکردی برو باز راه برو دوساعت دیگه بیا باز رفتم راه میرفتم یکم مینشتم رو صندلی دوباره بعد دوساعت رفتم داخل معاینه شدم همون اوضاع قبلی بود تا ساعت پنج صبح همینطور از درد ناله میکردم دیگه رفتم داخل معاینه کرد همون چهار سانت بودم دیگه گفت لباستو عوض کن اومد نمونه خون و ادرار گرفت و آنژوکت وصل کردم رفتم اتاق زایمان معاینه شدم معاینه لگنی گفت لگنت یکم برآمدگی دارع ولی بچت زیاد بزرگ نیست و مشکلی پیش نمیاد البته که من چند روز پیش معاینه لگنی شده بودم پیش دکترم و معاینه تحریکیم شدم که دکتر من همین حرف رو زده بود اون موقع دوسانت بودم اومدن سوزن فشار زدن بعد دوباره معاینه شدم ماما گفت که شیش سانتی خوب دهانه رحم دارع باز میشه و سرم بستش و رفت (ولی به نظرم به این دلیل بست که من تو شیفت اون زایمان نکنم چون شیفت داشت عوض میشد )
مامان پناه🩷 مامان پناه🩷 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من ۴۰هفته رفتم مطب ماما ساعت ۱۰معاینه تحریکی شدم تا دو ساعت روی توپ ورزش کردم ساعت ۱ظهر دردام شروع شد تو خونه هر ۷دقیقه ای می‌گرفت ۳۰ثانیه انقباض داشتم باز ول می‌کرد ولی دردش زیاد بود از دل و کمر می‌گرفت و شکم سفت میشد درست مثله درد شدید پریود...همینجوری درد ادامه داشت تا ساعت ۵ رفتم مطب ماما معاینه کرد توی ۳سانت بودم ورزش روی توپ کردم تا ۸.۳۰ ولی بازم همون ۳سانت بودم دیگه گفت برو خونه زیر دوش کمرتو قر بده وقتی انقباض گرفت سجده شو رو کمرت آب گرم بریزن ...ی ساعت اینکارو کردم دیگه دردم خیلی شدید شده بود ساعت ۱۰رفتیم بیمارستان معاینه کرد همون ۳سانت بودم 🥲نوار قلب گرفتن انقباض نشون میداد گفت برو بیرون نیم ساعت راه برو دوباره بیا تا معاینه کنم بعد نیم ساعت معاینه کرد ۳سانتونیم شده بود دیگه زنگ زدن به ماما همراهم اونم تا نیم ساعت بعدش اومد دیگه شروع کردیم بع ورزش کردن روی توپ .توی حموم آب داغ به بدنم ریخت .نقاط فشاری .ماساژ نوک سینه ورزش های دیگه و...ولی هر چقدر معاینه میکردن ۴.بالاتر نمی‌رفتم دیگه شده بود ساعت ۴صبح نوار قلب بچه خراب شد احتمال مدفوع کردن نوزاد میدادن کیسه ابو ترکوندن ولی خداروشکر خوب بود ...
مامان محمدصدرا مامان محمدصدرا ۲ ماهگی
قسمت دوم
زایشگاه ازم nst گرفت و معاینه کرد و گفت دوساعت راه برو و دوباره بیا. از شدت خوابالودگی دوشبی که نخوابیده بودم اصلا جون توی پاهام نبود. یک ساعتی با شوهرم پیاده‌روی کردیم و یک ساعت بعدی توی ماشین خوابیدم چون اصلا نمیتونستم تکون بخورم از درد و خستگی. (درمورد ورزش هم بگم ورزش گربه، کگل، ماساژ پرینه، گهواره، بچه به بغل، پروانه، پیاده روی روزی یک ساعت تقریبا توی دو هفته اخر روز درمیون انجام میدادم.)
ساعت ۹ دوباره رفتم زایشگاه. معاینه شدم و ماما گفت هنوز دو سانتی. برو دوباره دوساعت راه برو. دردام خیلی منظم ولی همچنان هر ۶ دقیقه بود. اومدم بیرون و مامانا گفتن پاشو راه برو. یکم با مادرشوهرم، یکمم با مامانم راه رفتم. اما چون خیلی گرم بود گفتم بذارین برم داخل سالن پذیرش زایشگاه که کولر داره و میشه بدون حجاب بود راه برم. موافقت کردن. رفتم توی سالن و بعد از یکم پیاده‌روی روی صندلی تخت شوی همراه داشتم سجده باز میزدم که خوابم برد دوباره. انگار درد تمام قوای بدنمو کشیده بود.
مامان نرگس مامان نرگس ۴ ماهگی
بعد یک هفته دوباره معاینه شدم بازم کیسه آبم بالا بود ولی دوسانت دهانه رحمم باز شده بود.فرداشبش که معاینه شده بودم انقباض داشتم رفتم بیمارستان نوار گرفتن گفتن چون کیسه آبت خیلی بالاست دردات هر ۵دقیقه شد بیا.اون شبم یکم پیاده روی کردم بعد اومدم خونه.تا صبح انقباض داشتم ازساعت۶صبح دردام هرپنج دقیق شد تقریبا قبل ۹رسیدم بیمارستان .معاینه که کردن گفتن ۷سانتی وکیسه آبت خیلی بالاست سربچه ام توی کانال زایمان نیومده خیلی بهم استرس وارد کردن با حرفاشون.گفتن سریع فقط لباس عوض کن برو روی تخت.ماما می‌گفت میترسم کیسه آبشو پاره کنم شاید اصلا بچه بریچ باشه .بسختی معاینه کرد سربچمو متوجه شد .یکدفعه کیسه آب پاره شد سربچه اومد توی کانال.ازشب قبلش چیزی نخورده بودم .خیلی سریعم بستری شدم .همه چیز خیلی عجله ای شد .منم که غذا نخورده بودم جون زور زدن نداشتم .از ترس اینکه کارم به سزارین نکشه تمام انرژیمو جم کردمو زور میزدم هف یا هشت تا زور زدم خدارروشکر دخترم تقریبا ۹و۴۵دقیقه دنیا اومد