۶ پاسخ

اخی عزیزم درکت میکنم من دوماهگی این حسا داشتم وبچم سینما پس می‌زد و دیگ نخورد خیلی سخت بود

وای کاملا درکت میکنم حالا من چی بگم که ۱۵ ماهش بود اجباری گرفتم از شیر چون حامله بودم ینی افسردگی گرفتما

آخی عزیزم اتفاقا منم امروز ۱۳ روزی میشه که دیگه از شیر گرفتمش شب اول بهانه می‌گرفت همش دنبال شیشه شیرش بود ولی الان دیگه بهتر شده روز اول که از شیر گرفتمش خیلی گریه کردم براش .میگذره عزیزم این روزها نگران نباش ولی من بهش روزانه شیر پاستوریزه میدم

اره واقعا همینه مادر بودن درسته از وقتی شیر دادم لاغر شدم گاهی زباد گریه کنه عصبی میشم ولی وقتی میخابه میخام گریه کنم ک چرا عصبی میشم وقتی شیر خشک میدم عذاب وجدان میگیرم اخه چون با شیرم سیر نمیشه شیر خشک میدم گاهی فدا سرش که دندونام خراب مبشه زانوهام درد میگنه فدا سرش که موهام میریزع لاغر شدم

🙄🙄🙄 دیگ خیلی احساسیش نکن😅 بلخره ک جدا میشد

اخیییی😭😭😭قربونت برمممم
بخدا منم همین حالو دارم وقتی ب از شیر گرفتنش فکر میکنم خیلیییی سختههه😭😭😭😭
عب نداره دیگ نصف راه اومدی
ازین ب بعد وقت بیشتری داری براش بزاری

سوال های مرتبط