۱۴ پاسخ

داروش چیه عزیزم

منم روز عمل پسرم با گریه راهی بیمارستانم کرد .می افتاد دنبالم گریه میکرد منم گریه کردم .دیگه به زور زدم بیرون .چون خواهرم خونمون بود دلم یکم آروم گرفت همش فکرم پیشش بود .ولی ابجیم میگفت سرشو گرم کرد آروم شد پسرم

وای دست رو دلم نزارید که بچه من کوچیکه من چیکار کنم

من چی بگم ک از ی شب قبل بستریم میکنن☹️

منم همین مشکلو داشتم بچمو گذاشتم پیش عمه شو رفتم🥺تا وقت خواب چیزی نگفته وقتی میخواسته بخوابه گریهه میکرده من مامانمو میخوام بخاطر بچم به دکتر گفتم با رضایت خودم میخوام مرخص بشم

دقیقااا تمام غمم همینه من ۲روز نمیبینمش یک روز قبل بستری میشم

من بچه هام کوچیکن امامستقل بارشون اوردم حالادوروزه بستریم دل خودم لک زده براشون اوناانگار ن انگار من هستم

واااای آره مهمترین دغدغه من پسرمه🥲🥲
دلم تنگ میشه واسش درسته گاهی اوقات اعصاب نمیزاره واسم ولی با این حال خیلی دوستش دارم و از الان گریم میگیره واسه شبی که می‌خوام برم بیمارستان بستری بشم تنها بزارمش🥲

وایییی دقیقا منمممم
میگم برم زایمان فقط فکرم پیش دخترم میمونه جایی هم نمیتونم بذارمش فقط پیش باباش فقط خداخدامیکنم که باباش حوصله کنه و یه وقت دعواش نکنه بخاطر بهونه گیری هاش

منم نمیدونم دوقلوهامو چیکارکنم

منم دلم تنگمیشه اما پسرم ب باباشوابسته اس

چه مهررربونی
یعنی مادر بودن انقد شیرینه؟ منتظرم دنیا بیاد🥹

منم 🥺🥺 حتی چند شب پیش درد داشتم نتونستم تنه‌اش بزارم برم بیمارستان

منم‌همین فکر میکنم بچم بی قراری نکنه اصلا دوست دارم با خودم ببرمش زایشگاه مدام جلو چشمم باشه

سوال های مرتبط