چه طور به اطرافیان و مخصوصا همسر بفهمونم که مادر شدم و مادری رو دوست دارم و بچه هام رو دوست دارم ولی یه بار در ماه نیاز دارم اصلا چند ساعت نبینمشون و یه تفریح کوچیکی کنم حتی خوردن یه چای تو کافه
درکت میکنم منم حموم میرم یا کار دارم مامانم نگهش میداره برام ولی خرید میرم یا جایی باخودم میبرمش
اره واقعا سخته میفهممت
منم در حد ۲.۳ بار اونم نهایت یک ساعت پسرمو گذاشتم پیش مامانم تنهایی رفتم محل ی چرخ زدم زووود برگشتم
والا الان ۳ماهه ازمایش تیروئید دادم جوابشو هنوز ب دکترم نشون ندادم!حموم رفتنام شدن گربه شوری ازبس که زود درمیام
تازه چندبارم مهمونی بزرگ دادم دست تنها
خواهرم که ۱۷سالشه یکم قبل مهمونی اومد تا شب که یکم بچه رو نگه میداشت خسته شده بود غر میزد که چرا این بچه همش گریه میکنه یا بغل میخواد...
سر این دوست ندارم به کسی زحمت بدم بعدش به کسیم اعتماد نمیکنم میگم چیزی میدن دهنش یا از دستشون میندازن 🙃
عزیز دلم همهچیزی که میگی من با گوشت و خونم حس میکنم؛؛؛من که دیگه بیخیال شدم ۳ تا دارم هنوز یکنفر نگهشون نداشته؛به نظرم نباید میرفتی ؛؛یک باز دوباره نری سریع بعد گفتن بگو من کمکی ندارم بچمم بدقلق میکنه بهم خوش نمیگذره ..مجبوری بند خدا بچت ۳ ساله بشه راحت میشی؛؛فقط تا سه سالگیش؛اگه اعصابت رو دوست داری جایی نرو؛؛منم ن خانواده خودم خیر دیدم ن شوهر
اگر میتونی وقتایی که شوهرت سرکار نیست بده نگهش داره تا بفهمه چقدر سخته...امروز شوهرم چند ساعتی بچه رو روی دستش چرخوند قشنگ فهمید من چقدر خسته میشم
سلام عزیزم
درکت میکنم واقعا سخته
من گاهی مادرم بچه رو نگه میداره
امروز هم دادم دست شوهرم گفتم نگهش دار من خسته شدم...
الهی عزیزم🥲 صددرصد حق باشماست . حرف تو رو ما که تازه مادر شدیم میفهمیم
منم خیلی از مواقع دلم میخواد برم یه جا که تنها باشم
ماهم نیاز به خلوتی و سکوت داریم خب
من خواهرم برادرم نگه میدارن اگه نبودن داغون میشودم میفهمم چقدر سخته من خانوادم کمکم کردن از افسردگی دربیام شوهرم هیچ کاری نمیکنه
من دیشب به مادرشوهرم گفتم حلما نیم ساعت پیشتون باشه خدا شاهده قشنگ بهم گفت نه میخام قلیون بکشم اینقدر گریه کردمممم
درکت میکنم واقعا به یکم استراحت نیاز داریم ولی خب چه میشه کرد🥲🥲
من مامانم نگه میداره بچه هامو ولی خب چون دوتا هستن از پسشون بر نمیاد
خودم دلم راضی نمیشه
وقتایی که یکم میخوام با شوهرم برم بیرون سیرشون میکنم میخوابونم در حد ۱ ساعت میرم بیرون دوباره سریع بر می گردم
درد و دل طوری گفتم
ناهار هم رفتیم رستوران هتل
دخترم شروع کرد گریه کردن
همسرم نگهش داشت که من غذا بخورم ولی نجویده قورت میدادم که سریع ازش بگیرم و بیام تو اتاق
یعنی واقعا کوفت کردم
این چه جور مسافرتی هست که باید به همه خوش بگذره ولی به من مادر به جرم این که مادرم، نباید خوش بگذره
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.