۱۰ پاسخ

تازه من توهم و ترسم اومده سراغم فیلم ترسناکا ده سال پیشم ک دیدم از فشار و خستگی اومده تو ذهنم همش فک میکنم در عین اینک عاشق بچمم بهش ضرر میزنم یا یکی اذیتش میکنه بخدا بریذم

منم همینم همش میگم نکنه خدا فکر کنه ناشکری میکنم بدتر همه اینه که تا بچه میخابه شوهرم رابطه میخاد یا میگ چرا خونه کثیفه چرا غذا نیست چرا فلان خودش میره تو گوشی ولی میدونی بخدا عاشق بچم و زندگیمم اما دوماهه واقعا افسرده ام ی فکرای بیخودی تو ذهنم میگم نکنه از فشار و افسردگی ی بلایی سر بچم و خودم بیارم یا ی بلایی سرش بیاد نکنه بمیرم بزرگ شدنش و نبینم نکنه نتونم بزرگش کنم نکنه ی طوریش بشه دیوونه شدم رفته

به گناه بارداری و حسادتی که بهم داشت کارمو ازم گرفت
خودش بچه نداره عقده ای روانی

گلم تنها نیستی

هممون همینیم
دختری بودم که همش به خودم میرسیدم
به لباسام به خودم
اما الان دگ حتی نمیتونم موهامو شونه کنم
پسرم نمیزاره هیچ کاری بکنم تا میبینه میرم گریه میکنه
حتی دستشویی هم نمیتونم برم میشینه پشت در گریه میکنه..
شبا از خستگی زیاد و بدن درد خوابم میبره ولی نمیتونم راحت بخابم چون بچه هست باید پاشم شیر بدم از صبح زودم بیدارمیشه
بعدش هم کارای خونه..
دریغ ازاینکه کسی ازمون تشکر کنه یا بگه میدونم خسته ای😔

عزیزم منم همینطوریه شرایطم انشالله ک زود این روزای سخت بگذره و بچه هامون آروم تر بشن🥲🫠

ان شاالله یک سال که بشن اوضاع بهتر میشه هممون همونیم دختر من بعد ۴ماهگی از صبح گریه میکرد تا شب حتی راه هم میبردیم و تو بغل هم گریه میکرد دیگه هر دوره ای سخته و باید بگذره شما با توکل بخدا بزرگش کردین دیگه به ارامش رسیدن کم موندید واسه خودتون سخت نگیرید که سخت میشه

عزیزم ماهم همینیم تازه دخترم به شدت بد غذا و شیر هم نمیخوره تازههه من دانشگاهم باز شده واحد برداشتم موندم چیکار کنم نرم مشروطی برم دخترم چی؟؟؟

نه عزیزم هممون همینیم هر آدمی بلاخره خسته میشه

چقد حرفهای دل منو زدی منم همینم عزیزم
و دائم با همسرم سر این موضوع ها بحث دارم 🥲

سوال های مرتبط