۹ پاسخ

من الان پنج روزی هست از شبر گرفتم همش ب من وصل بود و جی جی میخواست دیگه سه روز اول صبح عصر و شب قبل خواب میدادم و نصف شب سه روز دوم عصر رو حذف کردم سه روز بعدی قبل خواب حذف کردم یعنی دیگه فقط نصف شب میخورذ دو شب اینجوری بود دیگه شب سوم دیگه ندادمش وقتی در طول روز یادش میوفتاد سرگرمش میکردم باهاش بازی میکردم خیلی راضی بودمخیلی اذیتم نکرد فقط کم کم غذایی خوراکی چیزی بده ک همیشه سیر باشه یادش نیوفته شبا فقط یکم بیقراری میکنه هنوز ک با بوس بغل یا حتی خوردن اب دوباره خوابش میکنم

من تدریجی گرفتم از حدودا ۲۱ ماهگی شروع کردم و یه روز مونده به ۲۴ماهگیش کامل تموم کردم
هر چندوقت یکبار یکی از وعده یا میان وعده ها رو کم کردم
اول میان وعده ها
بعد کم کم وعده های اصلی و در آخر هم آخرین مرتبه که خواستم شیرش بدم رفتم مزار شهید گمنام سوره یس به انار خوندم و با توسل به شهید عزیز و بی بی رباب و حضرت علی اصغر علیه السلام خداروشکر دیگه کامل گرفتم
خیلی سوره بروج برای من اثر داشت خداروشکر قبل از اینکه شیر بخواد میخوندم به صورتش فوت میکردم و همیشه هم خوراکی چیزی دم دستم بود بهش میدادم یا باهاش بازی می‌کردم و سرگرم میشد
لباس هم اون چندوقت همیشه جلو بسته و گشاد میپوشیدم که حواسش جذب نشه و دلش شیر نخواد

سوره بروج برای از شیر گرفتن عالیه

من بصورت تدریجی همه ی و عده هارو با خوراکی دادن و سرگرمی حذف کردم فقط مونده وعده های قبل خواب که اونم فقط باشبر میخوابه دیگه اونو بلد نیستم نمیدونم چیکار کنم

من اول دو سه روز، روزا ندادم شبا دادم،، بعدش دیگه گرفتم نذاشتم رنگشم ببینه،، سر ی دخترم مو بستم خیلی بدش اومد، ولی برا خودم کلا سختتر بود

روش ۴در ۴ بزن تو نت بخون عالیه انجام بده

وای منم هرروزمیخام ازشیربگیرم نمیتونم هی گریه میکنه چیزیم نمیخوره

من تدریجی گرفتم
راحت بود نه دخترم اذیت شد نه خودم
هر هفته یک وعده از روز و یک وعده از شیر شب رو حذف کردم
یعنی مثلا وقتی روزا با شیر می‌خوابید نمی‌دادم بهش
سرگرمی میکردم با بازی یا غذا می‌آوردم براش
بغلش میکردم نازش میکردم میگفتم شیر نداریم
و وعده بعدی رو میدادم
اینطوری هر هفته عادت کرد به ندادن اون وعده و دیگه نخواست
کمکم یادش رفت شیر بخواد و دیگه نخواست خودش

من کم نکردم نوار چسب زدم

سوال های مرتبط