بچه ها بالاخره یکم سرم خلوت شده منم تجربه زایمانمو بگم
دکتر من آخرین بار ک رفتم پیشش گفت من ۱۵ ام میخام برم مسافرت برام شیاف گل مغربی نوشت ک روزی سه تا بزارم ک تا ۱۴,۱۵ ام ک ۳۸ هفته و چن روز میشدم زایمان کنم
خلاصه ک استفاده کردم و تا ۱۴ ام ک شنبه بود هیچ خبری نشد طبق قرارمون رفتم مطبش همه کارامو کردم خریدامو کردم و حموم و ساک آماده و از دو هفته قبل رابطه بدون جلوگیری پیاده روی روزی سه چهار ساعت دوش اب گرم اسکات و پله و هر چی بگی رفتم با آمادگی کامل رفتم مطب
دکترم حق العمل ۱۵ میگرفت ک بیاد بیمارستان ولی باهاش حرف زدم ک نمی‌تونم و فلان ۸ تومن گرفت
رفتم مطبش معاینه کرد گف دهانه رحم کاملا بسته اس گف یکم فشارت بالاس برای اولین بار فشارم بالا بود۱۳ بود گف حرکات خوبه گفتم اره بهش اصرار کردم ک منو بفرستین بیمارستان زایمان کنم دیگه من نمیخام با دکتر دیگه باشم چون گفت اگه تا ۱۵ ام خبری نشد دکتر دیگه معرفی میکنم بهت دیگه راضی شد نامه داد فشارش بالاس بستری بشه من میخاستم برم بیمارستان جوادالائمه ولی گف برو مهر اونجا بهتره نامه ترویج میدم با نامه میشه ۳۴,۵ تومن بیمه تکمیلی ام ک داری اونجا بی حسی میدن و فلان ..
بقیه شو پارت بعد مینویسم طولانی شد

۲ پاسخ

عزیزم زایمان کردبن بسلامتییی مبارکهه😘😘

بسلامتی عزیزم خب بعدش

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی روزهای ابتدایی تولد
#پارت ۲ تجربه زایمانم
خلاصه با مامانم بودیم پیاده از مطب رفتیم تا بیمارستان مهر دیگه دیدم خسته شدم ی مسیر کوتاه اسنپ گرفتیم
رفتم اونجا پرسیدم گف با نامه ترویج میشه ۳۴,۵ وگرن ۶۰ تومن
ولی با بیمه ما ک‌ نوین بود قرار داد نداشت منم کلا قیدشو زدم چون ما اونقد پول نداشتیم نهایت ۲۰ تومن گذاشته بودیم کنار برا همه چی
اسنپ گرفتم رفتیم بیمارستان جواد الائمه اونجا هزینه هارو پرسیدم ۳۴ تومن با تخفیف بیمارستان ۱۹ تومن ولی اگه از بیمه تکمیلی استفاده کنی نمیتونی از تخفیف استفاده کنی خلاصه رفتم ی پک بیمارستان گرفتم و رفتم بالا معاینه کردن و گفتن دهانه بسته اس ولی چون دکتر نامه داده نگه میداریم شوهرم اومد تشکیل پرونده داد و بهم لباس دادن پوشیدم و گفتن همه زیور آلات و گیره و پنس مو و اینا رو در بیاری ولی کش مو میزارن ببری فقط
رفتم بستری شدم بدون هیچ دردی دیگه تا شب دو سه نوبت برام قرص زیر زبونی گذاشتن و شیاف گل مغربی هر سه ساعت و ی شیاف دیگه ولی تا صب ساعت ۵ فقط یکم درد و انقباض داشتم
کلا ۵ نوبت برام قرص زیر زبونی گذاشتن
ادامه پارت بعدی
مامان رایان 💙 مامان رایان 💙 ۶ ماهگی
خب خانما میخام از تجربه ام از زایمانم براتون بگم 🥰پارت یک
من احتمال زایمان زودرس داشتم دو ماه شیاف پروژسترون مصرف کردم و پساری داشتم 36 هفته و 3 روز بودم دکترم پساری رو دراورد و بهم گفت برو ورزش کن من ورزش هامو شروع کردم و پیاده روی کردم 37 هفته و 6 روز رفتم دکتر ک گفت ی فینگری و معابنه تحریکی برام انجام داد دکتر و گفت ک اگه تا 25 اسفند دردت نگرفت برو بیمارستان برای زایمان من همون شب حس کردم حرکات بچم کم شده رفتم بیمارستان و معاینه کردو گفت همون ی سانته و معاینه نتیجع نداده و ان اس تی گرفتم گفتن برو و شیاف گل مغربی استفاده کن من همون شب شیاف و استفاده کردم و از فرداش کل روز و پیاده روی ورزش هامو انجام دادم و درد هم داشتم 25 ام شد من رفتم بیمارستان درد هم داشتم ولی منظم و شدید نبود معاینه شدم گفت ک یک سانت و نیم گفتم من و بستری کنین گفتن چرا میخایی با مکافات زایمان کنی گفتم اره میخام بامکافات زایمان کنم منو بستری کنین زنگ زدن ب دکترم و شرح حال دادن گفت ک بهش بگو ک من تو تعطیلات هم هستم نگران نباش و برو هرموقع درد داشتی بیا من با نا امیدی امدم و دیگه ورزش نکردم ولی شیاف گل مغربی رو مصرف میکردم
#فرزندپروری#زایمان
مامان گیلاس مامان گیلاس ۱۳ ماهگی
پارت دوم🙂💕


۳۹ هفته و ۶روز بودم عصرش رفتم پیش ماما زایمان ک برام نامه بستری برا امپول فشار بنویسه خلاصه وقتی ک رسیدم پیشش بهش گفتم ک همه ورزش ها ،پیاده روی،پله زیاد،گل مغربی داخلی و خوردنی استفاده میکنم ولی از ۳۷ هفته ۱سانتم و هیچ پیشرفتی نداره و ترشح دارم قبول نکرد واسم بنویسه گف تا دو روز دیگ اگ زایمان نکردی اون موقع الان نمیشه ولی الان ی کمکی بهت میکنم و منو برد اتاق معاینه برام تحریکی انجام داد و گف تا فردا مطمئن باش زایمان میکنی منم همون موقع ک از تخت بلند شدم ی درد بدی زیر شکمم گرف و همینجوری توی راه هی می‌گرفت دل میکرد من میگفتم بخاطر معاینه هس ولی تا رسیدم خونه یکم توجه ک کردم دردام هر ۷دقیقه بود ولی قابل تحمل کم کم ب ۴دقیقه ی بار رسید رفتم ی دوش گرفتم شدیدتر شد ب ماما زنگ زدم گف برو بیمارستان ی معاینه کنن و بهم خبرشو بده منم رفتم گفتن هنوز ۱سانتی😮‍💨😖 اینجا ساعت ۱۱و نیم شب بود ی ان اس تی گرفتن و تا ساعت ۱و نیم پیششون بودم گفتن برو خونه بستری نمیشی با ۱سانت منم با ناامیدی کامل و درد برگشتم شوهرمم باید ساعت ۶میرف سرکار گف من یکم بخوابم ک حداقل توی راه خوابم نبره...

ساعت ۳و نیم دردام دیگ خیلی شدید شد ب خواهرم زنگ زدم گفتم من دردام آروم نشدن (خواهرم از همون اول شروع دردام باهام در تماس و پیام بود) رفتم شوهرمو بیدار کردم با گریه گفتم دیگ نمیتونم تحمل کنم اونم زود زود منو برد بیمارستان ب خواهرم هم زنگ زدم گفتم بزار مامانم بیاد بیمارستان😭
مامان ماهلین🩷ماهور🩵 مامان ماهلین🩷ماهور🩵 ۱۰ ماهگی
پارت اول زایمان
طبق گهواره ۳۸هفته و ۶ روز بودم ک ب خاطر ضعیف شدن حرکات راهی بیمارستان شدم ..بیمارستان آرش
وقتی رفتم ساعت ۳ و نیم بعدازظهر قسمت پذیرش همه چیو گفتم و گف برو بشین فشارتو بگیرم .وقتی گرفت گف برو داخل برا معاینه و گفت فشارت ۱۴ احتمال بستری داری.وقتی رفتم پیش دکتر گف سریع برو رو تخت آخه خیلی شلوغ بود سریع رفتم و اومد تو دستگاه حرکات و ضربانشو دید و شروع کرد ب معاینه کردن ک برگشت گف آبریزش هم داری گفتم نمیدونم من فک میکردم ک ترشح ..دوباره ی دکتر دیگ اومد اونم معاینه کرد و گف آبریزش داری و یهو در کمال ناباوری گفتن ختم بارداری و سریع بستری بشه منم ک استرس گرفته بودم سریع زنگ زدم ب شوهرم و اونم باورش نمیشد خلاصه ازم همون دقیقه آزمایش ادرار گرفتن و من سریع بردن اتاق زایمان .خلاصه همراهم ک اومده بود رفته بود از داروخانه پک کامل لباس مادر و نوزاد و همه چیزایی ک حین زایمان و بعدزایمان لازم رو گرفته بود چون بیمارستان آرش اصلا ساک خودمونو قبول نمیکنن