اشتباهت این بود که به پدرت گفتی بزار ازش اجازه بگیرم باید میگفتی باشه الان اماده میشم میگم بیاره زیادیم به این مردا رو بدی فکرمیکنن خبریه سوارت میشن نمیان پایین
واقعاً از شوهرتون اجازه میگیرین برا رفتن خونه پدر!!!
نمیدونم خواهر چی بگم از این مردا
منم دلم پره از شوهرم
منم همه ایکارا رو میکنم شوهرم جای خسته نباشید میاد میبینه بعد مثلا اینه تمیز شده بچه انگشت زده کثیف شده میگه زشته چرا تمیز نکردی میگم ای همه کار کردم نمیبینی ولی انگشت دست بچه رو اینه فوری نظرتو جلب میکنه😃😃
وا چه نیازی به اجازه هست نمیدونم چی بگم واقعا دوست ندارم چیزی بگم که باعث بشه اختلاف بیفته توی زندگیت ولی اینقدر رو نده توهم ادمی انسانی حق زندگی داری مگه برده ای
عزیزم اخلاق شوهرت و نمیدونم چطوریه ولی اگه بابا بگه بیا باید میرفتی
مگه کجا میری که اجازه میگیری؟خونه پدر اجازه نمیخواد مگه میری کلوبی کافه ای...
پدرو مادر جواهرن ثانیه به ثانیه قدرشونو بدون
یه روزی برای همیشه میرن 😔
عزیزم کاش بری
پدر مادر همیشه نیستن ایشالا که سال های سال سالم و سلامت کنار تون باشن ولی چون زنگ زده بهت نری زشته گناه داره شاید دلش تنگ شده براتون
من عمرا به بابام بگم بذار از شوهرم اجازه بگیرم
نهایتش میگم بابا اگه شوهرم خسته نبود میگم منو بیارع.
توام بهتره که قشنگ دلخوریتو نشون بدی.
.مگه اون بخواد برع میاد از تواجازه میگیزه
این دفعه خواست بره خونه ی مادرش بگو کجا میری حق نداری بری خودتم نرو
چون از همون ازش بهش یاد دادوی ازش اجازه بگیری باید بهش یاد بدی بهش اطلاع بدی .
شوهر من واسه خونه بابام کاری نداره ولی اگه بگم بیا بریم خونه فامیلی کسی نمیاد اصلا منم مجبورم نرم واقعا حوصلمم سر میره شب تا صب .صب تا شب با بچه تو خونه
چرا دوست نداره بری
آخر متوجه نشدم نرفتی خونه پدرت ؟چرا اینهمه کار کردی خسته میشی تقسیم کن تو یه روز چه خبره 😫
ببخشید امشب خیلی دلم پر خیلی نوشتم
منم میرم خونه مامانم با خونه مامانم یه ربع با ماشین فاصله ولی خو دیروز مامانم جلو خاله ام درومد میگ تلویزیون تون انقد فیلم اینا داره میای بیرون بعد گفتم مگ من کجا میرم بعدش کلا میرم حرف قلمبه سلمبه بهم میزنن خیلی بهم میرسن خدایی خیلی محبت میکنند ولی منت هم خیلی میزارن من خیلی دلم برا خودم میسوزه از اونجا رونده از اونجا موندم ن خانواده شوهرم کسی هستن ن خانواده خودم من ن دوستی هیشکی رو ندارم باهاش حرف بزنم دردودل فقط کلاس کیک پزی قنادی اینا میرم چون افسردگی بسیار شدیدی ک چن بار خودکشی کردمه هم کار میکنم سرم گرمه هم یه نوع تراپی برام .
بعد کسی رو ندارم باهاش حرف بزنم با مامانم خیلی حرف میزنم اونوخ امشب اونجا بودم یهو حرف میزدم بهم پرید ک بسته دیه سرم رفت خسته شدم منم بدون خداحافظی ول کردم اومدم من اگر میرم بخاطر بابامم میرم و اگر بابامم نباشه مامانم اصلا بهم اهمیت نمیده
وای چی میشه مگه میبردتت دیگ بابات دیگ ازت خواسته گفته بیا اینجا
کاش یجوری راضی میکردی همسرت و
من هر وقت بگم همسرم میبره
ما ۱ ربع فاصله هست
بعضی اکثر وقتام بابام میاد دنبالمون یا داداشم وقتایی که همسرم کار داره
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.