۹ پاسخ

عزیزم جمع کن برو خونه خودت هم خودت راحت تری هم بچت تو خونه خودت کمتر اذیتت می‌کنه اینجوری آرامشتم بیشتره

خب مگه مجبوری اونجا بمونی؟ برو خونه خودت

ببخشید ولی اشتباه کردی رفتی.اون آرامشی که بچه هامون و حتی خودمون تو خونمون داریم هیچ جای دنیا نداریم.و اینجوری هم به تندی قضاوت نمیشیم ...
برگرد خونه و خیلی خوش به زندگیت برس

هیجا مثل خونه خود آدم نمیشه

چرا موندی اصلا لازم نبوده بری خونشون

اشتباه کردی رفتی برگرد خونه خودت تنها بمونی بهتره تا این حرفا رو بشنوی گلم

گوشی بده بهشون فیلم ببینن
بازی کنن بچن دیگ ما همیشه خاهرا بهم میگید بچت اینجوریه اونجوریع باز میگیم زرت بچه ها بهتره انگار. 😂

وقتی میبینی اینجوره ارزش نداره بمونی برو خونه خودت راحت تری

حق داری گلم درست میشه انشالله🫂

سوال های مرتبط

مامان جوجه🐣 مامان جوجه🐣 ۴ سالگی
خانما ازتون خواهش میکنم هر کی راه حلی داره کمکم کنه من دیگه کلافم دلم میخواد بمیرم از دست رفتارای بچم خیلی بداخلاق و لجباز شده از اول باهاش مهربونی کردیم هیچوقت نزدمش همش مشکلاتمونو با صحبت کردن باهاش حل کردم و از روشای روانشناسا استفاده کردم ولی همسرم بینهایت لوسش کرده هر چی خواسته براش فراهم کرده همیشه از گریه و نق نقش ترسیده و بهش باج داده ولی بچم از من یکم حساب میبرد باهم تنها بودیم خوب بود الان چند وقتیه دیگه از منم حرف شنوی نداره همش دعوامیکنه جیغ میزنه یکسره گریه میکنه با دوستش سازش نداره از هرچی عصبانی میشه منو میزنه بااینکه اصلا ما نمیزنیمش شوهرم همش ازش دفاع میکنه بچمم سواستفاده میکنه خیلی حالم بده اصلا تصورم از بچه تربیت کردن این نبود خیلی بی ادب شده نمیدونم چی درسته چی غلط دیگه دلم میخواد فقط بزنمش از صبوری کردن نتیجه نگرفتم هر چی بلدید بهم بگید راهنماییم کنید من واقعا کم آوردم بچم خیلی عصبی شده اینم بگم که همسرم اصلا اصلاح نمیشه انقد نصیحتش میکنم فایده نداره به من میگه تقصیر توئه که بچه اینجوری رفتار میکنه میگه تو همش وعواش میکنی در صورتی که خیلی صبوربودم بچم اینجوری شده منم عصبی شدم داد میزنم سرش.شوهرم که درست نمیشه چیکارکنم بچم سرکش وبی ادب ولجباز نباشه😭😭😭😭😭
مامان سلوا مامان سلوا ۴ سالگی
سلام
دخترم یه ماهی میشه خیلی رفتارش عوض شده!!! بیشتروقتا میزنه زیرگریه تا یکم باهاش حرف میزنم کارت اشتباه بوده و اینا بغض و گریه داری دعوام میکنی!! میگم مامان دعوا نمیکنم میگم رفتارت اشتباهه میگه نه دعوا میکنی، امشب شروع کرده گریه الکی مامانم میخواست نازشو بکشه گفتم دست بهش نمیزنی بزار گریه کنه سبک شه چون گریه کردنش کاملا بی دلیله،خلاصه بعد کلی گریه رفته تو آشپزخونه پیش مامانم با گریه که مامانم منو دوست نداره،رفتم کنارش دستشو گرفتم خودشو انداخت بغلم و های های گریه!! میگم مامان من کی گفتم دوست ندارم من فقط میگم کارت اشتباه بوده این دوست نداشتن نیست اتفاقا خیلی هم دوست دارم ، اول سلوا خانوم دوست دارم بعد آبجیشو (۷ ماه باردارم!) بعدش خندید و گفت نه منو آبجی باهم دوست داشته باش ، گفتم عزیزمی من تورو کلی دوست دارم امشبم باهم بازی کردیم بعدش محکم بغلش کردم خوابش برد ... خیلی بهانه گیرشده فک کنم هم بخاطر بچه ست هم نبود باباش ، بقیه بچه هارو با باباشون میبینه یجوری نگاشون میکنه بعد میگه بابای منم میاد بغلم میکنه بوسم میکنه!!