سلام
دخترم یه ماهی میشه خیلی رفتارش عوض شده!!! بیشتروقتا میزنه زیرگریه تا یکم باهاش حرف میزنم کارت اشتباه بوده و اینا بغض و گریه داری دعوام میکنی!! میگم مامان دعوا نمیکنم میگم رفتارت اشتباهه میگه نه دعوا میکنی، امشب شروع کرده گریه الکی مامانم میخواست نازشو بکشه گفتم دست بهش نمیزنی بزار گریه کنه سبک شه چون گریه کردنش کاملا بی دلیله،خلاصه بعد کلی گریه رفته تو آشپزخونه پیش مامانم با گریه که مامانم منو دوست نداره،رفتم کنارش دستشو گرفتم خودشو انداخت بغلم و های های گریه!! میگم مامان من کی گفتم دوست ندارم من فقط میگم کارت اشتباه بوده این دوست نداشتن نیست اتفاقا خیلی هم دوست دارم ، اول سلوا خانوم دوست دارم بعد آبجیشو (۷ ماه باردارم!) بعدش خندید و گفت نه منو آبجی باهم دوست داشته باش ، گفتم عزیزمی من تورو کلی دوست دارم امشبم باهم بازی کردیم بعدش محکم بغلش کردم خوابش برد ... خیلی بهانه گیرشده فک کنم هم بخاطر بچه ست هم نبود باباش ، بقیه بچه هارو با باباشون میبینه یجوری نگاشون میکنه بعد میگه بابای منم میاد بغلم میکنه بوسم میکنه!!

۳ پاسخ

عزیزم دختر منم دقیقا همینه و وقتی مامانم خونمون باشه بدتر میشه هنوز کجای کاری پسرم چند روز دیگه یه ماهش میشه دخترم به بهانه های مختلف الکی گریه می‌کنه

سلام عزیزم ....اول همه برات آرزوی سلامتی میکنم هم برای دختر نازت انشالله این سه ماه رو هم براحتی بگذرونی و زایمان کنی و بچتو سالم بغل بگیری..دوم اینکه بنظر من خودت درست فکر میکنی دخترت در نبود پدرش داره اذیت میشه اون محبتی ک باید از سمت پدر بگیره الان حذف شده اون مدتم که دندون درد عذابش داد بچه ضعیف شده حساس شده شما هم تو شرایطی نیستی ک بتونی ببریش تفریح حال و هواش عوض شه روزی دو سه بار تلفنی به باباش بگو بهش محبت کنه تصویری هم میتونی زنگ بزنی همدیگه رو ببینن تو روبیکا مثلا،بعد روزی چند بار بهش بگو سلوا جان مامان خیلی دوست داره ها بگو من همیشه کنارتم مواظبتم .انشالله بچتون بدنیا میاد زندگیتون رنگ و بوی بهتری پیدا میکنه برمیگردین پیش همسرتون ،😘😘😘

خیلی سخته من بارداریم خیلی اذیتم وحشتناک بچه پایینترین حالت ممکنه کمرو پاهام فلجه استراحت دارم ولی با این حال تمام کارای دخترمو خودم انجام میدم حمام و دسشویی و غذا دادن و ... خیلی توجه میکنم مشت یا لگد میزنه رو شکمم جیغ و سروصدا ندارم با آرامش میگم ببین زدی شکمم درداومد نمیگم نی نی اذیت میشه و فلان چون میترسم حسودیش شه ..خیلی مراعات میکنم ولی نمیدونم این اخلاق و رفتارهای جدیدش برای چیه قبلنا بسختی گریه میکرد الان یکی از کنارش رد شه شروع میکنه گریه کردن!!!

سوال های مرتبط