۱۳ پاسخ

سلام من تجربه زندگی با خانواده شوهر رو دارم من هفت سال تو یک ساختمون باهاشون بودم مادرشوهرم خیلی اذیتم میکرد خدا لعنتش کنه هر چه زودتر فقط برین یه جای دیگه خونه اجاره کنین که بدبختت میکنن

خوب دست نزن کارم نکن، شوهرت گفت بگو مگه حما... لم ها، بگو مادرت خودش کنه من با این شکم و حال طور میتونم، دکنرم گفت استراحت ماه های اخری خطر داره

من جاریم یه تایمی پیش مادرشوهرم زندگی میکرد ولی دست به سیاه سفیدنمیزد الان رفت خونه جدا هروقت بیادبازم دست نمیزنه

والا هر وقت میریم بالا خونشون بجز یه ظرف شستن اونم اگ خودم غذا خورده باشم اونجا اونم بعضی وقتا وگرنه اصلا هیچکاری نکردم و نمیکنم براش چون لیاقت نداره

و اینکه هیچ انتظاری ازشون نداشته باش
ماها فک میکنیم اول زندگی ک پدر و مادر شوهر. جای پدر و مادر خودمون و میگیره
ولی هیچ احدی جای پدر و مادر خود ادم و نمیگیره
من سال اول بهشون مامان و بابا میگفتم
ولی همون سال اول بود
چون خیلی دلم و شکوندم دیگ این ۳ ۴ ساله مامان یا بابا صداشون نزدم

اول از همه یه نصیحتی از منی ک ۵ ساله تو یه ساختمون دارم با خانواده همسرم زندگی میکنم بشنو عزیزم
تحت هیچ شرایطی اونجا نمون دیوونت میکنن هیچی ازت نمیزارن
اینا منو پیر کردن شبیه ۴۰ ساله ها شدم
خنده و شوخی تو زندگیم گم شد
من خیلی دختر شر و شیطونی بودم
الان نمیگم نمیخندم ولی خیلی عوض شدم
عوضم کردن البته

چرااااااا تو کارا رو میکنییییی واویلااا نمیفهمی بارداری دیوونه نکن نکن نکن بچتم بدنیا بیاد بازم همه مارا رو باید خودت انجام بدی زبون نداری بگو کارا رو خودش کنه اگه تونستی یکم کمکش کن بعدم وظیفه شوهرته زن گرفته یا کلفت برا ننش ،اگه مادرشوهرت نمتیونه مثلا 😕😒 ب شوهرت بگو جاروبرقی بکشه ظرف بشوره بعد نگا چطور ننش شفا پیدا میکنه

یه چیزی بگم من خودم با خانواده شوهرم تو یه ساختمون زندگی میکنم سه ساله همه جور تلاش کردم نشد فعلا جدا بشم بخاطر رسم و رسوم الکی خرج غذا با پدر شوهرمه یعنی پدر شوهرم میخره مادر شوهرم با منت بعضی وقتا درست می‌کنه من می‌شورم تمیز میکنم بچشو نگه میدارم خیلی شرایط سختیه مخصوصا که مادر شوهرم هم خیلی دنبال بهونست که از عروس کار بکشه خودش پاشو بندازه رو پاش من از اول وسایلم و همه رو باز کردم که مثلا جدا زندگی کنیم نزاشتن خونه خریدیم بریم نزاشتن الان که باردار شدم حالم ازشون بهم میخوره به شوهرم گفتم جونت هم در بیاد کار می‌کنی سفره رو تو خونه خودت باز می‌کنی والا وقتی پیش خانواده شوهرم هستیم اصلا زندگی نمی‌کنیم مثل دوتا غریبه از دور همدیگه رو میبینیم شب هم که موقع خواب انقد ناراحت میشم فقط بحث میکنیم چه ارزشی داره الان رفته دهات مادر شوهرم از اونجا زنگ میزنه زود برای پسرم شام درست کن ناهار درست کن کم بخواب پاشو کار کن فلان😐 یعنی فقط منتظرم از این خونه برم یه سلیطه ای میشم اون سرش ناپیدا 😑 والا توعم خودتو بزن زمین بگو بچم اتاق میخاد فلان میخاد من نمیتونم زندگی کنم شوهرت شاید به خودش اومد

جهیزیت رو باز کن عزیزم و مستقل زندگی کن و خانوم خونه خودت باش، از همین هفته ای هم که هستی دوبار سخت از جا بلند شو وقتی شوهرت هست یکم ضعف و بیحالی الکی هم چاشنیش کن و خودت و بچه تو شکمت رو نجات بده این هفته های اخر زایمان زودرس میگیری با کار زیاد و صد البته با این شرایط پس فردا روزی توی تربیت بچت هم به مشکل میخوری با دخالت های بیجا.

😑😶 چی بگم از دست این مادرشوهرا ...من مادرشوهرم قبل بارداری گیر داده بود که من عدسی و عدس پلو و چیزایی که با عدس درست میشه نخورم چون اعتقاد داشت بچم دختر میشه با اینا ...ولی من از لجش بیشتر خوردم و الانکه بچم پسره میگه دیگه خواست خدا بود وگرنه با عدس دختر میشن بچه ها ....
الانم همش به همه چیم گیر میده ولی من محل نمیزارم و کار خودمو میکنم ...حتی به بیرون رفتنم گیر میده تا شوهرم میگه پاشو بریم بیرون میگه باز کحا میخوای ببری زنتو ...شوهرم میگه می‌ریم بیرون منم پا میشم دیگه سکوت میکنه 😂
منم با مادر شوهرم حیاطمون مشترکه ولی خونمون جداست

به نظرم برو وسایلتو باز کن خونه خودت بمون...خواهر منم الان با مادرشوهرش تو یه ساختمونهداما از اول همه چیزشو جدا کرده نهار شام جدا خونه خودش...اینجوری موندی اونجا فکر می کنن انجام این کارا وظیفته ....

اینا مار موزن بلدن چی بگن و کی بگن
تو. شوهرت مجبورت میکنه؟؟

نکن بنال بگو درد میکنه بیا بمال پامو
تظاهر کن کمردردشدیدی با گریه برو حموم بگو شاید خوب بشه با اب گرم....پماد بده بزنه دست و پاهات بگو انگار باگوشکوب دارن مبکوبن
تا ب چشم نبینه ک نمیفهمه
از گوش هیچی حالیشون نمیشه مردا

سوال های مرتبط