مادربزرگ شوهرم زنده نیست ، فکر کنم حدود چهل سال پیش اوت کرده
خودش مزرعه پنبه داشتن و پنبه تشک ها مال خودشه
خیلی شوهرم و خونوادش این پنبه ها رو قبول دارن و میگن محلی
به شوهرم هم یه دو نفره داده بودن خیلی خیلی سنگین بود
و گوله گوله هم شده بود
بردیم تشک سازی دو تا بالش و دو تا تشک برای دخترم درست کردم

وقتی تشک دخترم می‌شورم دیگه نمیتونم بلند کنم میشه یک آهن سنگین

حالا دیشب دخترم نگو روش جیش کرده و تا صبح هم خشک شده
شاید حجم کم بوده
صبح به شوهرم میگم بزار کج توی حموم آب بزنم ، آبش کن رفت میبرم آفتاب میندازم خشک میشه...
میگن نه
تو این تشک پنبه هر نمیشناسی
اینا این مدلی نیست
جیش اشکال ندارد
همون طوری برد آفتاب پشت پنجره(حتی حیاط یا نرده هم نگذاشت)
گفت همین کافیه
و منم که رویه و پتو انداختم لباسشویی و گفت کافیه...

واقعا همینطوره؟

بو هم نمی‌ده

میگه چون من می‌شورم پنبه ها زود گوله گوله میشه...
ما گفته نماند در این سن سال دخترم حداقل ۱۵ بار کلا شستم...
جیش که کم پیش اومده...
ولی شخصا بوی وقتی معذرت می‌خوام بالا بیاره برام غیر قابل تحمله که شوهرم میبینه می‌شورم چیزی نمیگه ....

سوالم اینه اگه کسی این پنبه محلی می‌شناسه واقعا همینطوره که نباید شست...
شما که بچتون جیش کنه آب نزده آفتاب میکنید؟

من وسواسم؟

#اونایی که می‌دونن سوسیشرت شلوار دخترم که پارک رفته بودیم شستم و البته نظرهای شما رو هم براش گفتم و راحت قانع شد برای همیشه

تصویر
۷ پاسخ

عزیزم حتی از لحاظ شرعی هم جلو افتاب مستقیم بندازی با افتاب خشک بشه پاکه

پشم شیشه قابل شستن هست که تشک بشوری ولی پنبه یا پشم گوسفند باید خیلی به ندرت بشوری اونم اینطوری که تشک خراب کنی و محتواش بشوری خشک کنی و دوباره تشک بدوزی خیلی سخته نگه داریش همون پیشنهاد دوستان عالیه کاور پلاستیکی بکش خیالت راحت باشه

قدیما بچه ها جیش می‌کردن مادرا فقط تشک رو آفتاب میکردن نمیشستن‌ .

ما هم تشک کامل پنبه ای گرفتیم ولی نمیشه شست منم انداختم تو آفتاب داغ یه صبح تا عصر

اگه بو نمیده ایرادی نداره، من یه راهکار بهت میدم از پارچه های تریکو یا ملافه اندازه تشکش یه کم بزرگتر بدوز قشنگ کش بنداز مثل کاور تشک ها بعد سفره یا نایلون متری ضخیم بنداز رو تشک بعد کاور بکش روش دیگه یا این که اول تشک رو با نایلون متری بپیچ بعد رویه بنداز این دیگه دردسر شستن نداری

مادر شوهر منم رو تشکارو میشوره اگ بچم جیش کنه خود تشک میندازه تو افتاب . افتابم پاک کنندگی داره ولی نمیدونم تا چ حد درسته دگ

اره پنبه ک نمیشه بشوری

سوال های مرتبط

مامان گندم🌾 مامان گندم🌾 ۳ سالگی
ادامه تاپیک قبلی🥹
ببخشید طولانی شد🥲
با این حال خودم هنوز آمادگی نداشتم میگفتم اگه جیش کنه خونه چیکار کنم
تا اینکه دو هفته پیش من مراسم رفته بودم دخترم با همسرم رفته بود باغ و اونجا مادرشوهرم پوشک دخترمو‌ باز کرده بود
اصلا خودش نبرده بود سرویس دخترم خودش توی اون دو ساعت که باز بود ۳بار گفته بود جیش دارم و خطا نداده بود
دیگه تشویق شدم گفتم امادگی داره بازش کنم😍
هفته پیش رفتم خونه باغ و یه هفته رو بخاطر دخترم‌ موندم اونجا😌
و از ۸صبح که بیدار میشد پی پی میکرد دیگه میشستم و پوشک نمیبستم تا ظهر ساعت ۲ موقع خواب ظهر پوشک میبستم
بعد هم موقع خواب شب میبستم
با اینکه من قصری خریده بودم برچسب اینا هم خریده بودم که هر یه ربع ببرم و تشویق کنم تا جیش کنه
ولی برنامه اینجوری شد که اونجا اصلا قصری و برچسب نبرده بودم دخترم خودش هر نیم ساعت میگفت ماما جیش دارم
وقتی پوشک نداشت همون اولین روز یه خطا داد اونم اب زیاد خورد بعد مشغول بازی بود تا برسه به من بگه جیش کرد توی شلوارش و خیس شد و بعدش خیلی ناراحت شد
بعدش اصلا خطا نداشت
ولی موقع خواب ظهر و شب که پوشک میبندم جیش میکنه😢
اینجا از تجربه بعضی ها خوندم که موقع خواب تا چند ماه میبندن بعضی ها از همون اول دیگه نمیبندن
دیروز هم رفتم شورت اموزشی و زیرانداز ضداب خریدم
حالا این مرحله رو نمیدونم چیکار کنم چون دخترم موقع خواب پوشکش خیس میشه
میشه بگید شما چجوری گرفتید و چقدر طول کشید موقع خواب هم یاد بگیره

#پوشک#شیرخشک#فرزندپروری
مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
سلام مامان های عزیز
این روزها خیلی حال خرابی دارم نمی‌دونم چکار کنم؟
بچه ها خیلی اذیتم میکنند. اصلا نمیذارن که من یه لحظه هم بشینم وقتی موقع خواب میشه پسرم با این که چند لحظه قبلش بهش آب دادم بازم میگه آب می‌خوام. بعد تا میام دراز بکشم میگه برام کرم دست بزن بعد دوباره این کار رو که انجام میدم میگه پتوی صورتی روی من بنداز. دخترم هم که نمی‌ذاره یه لحظه هم بشینم. از اون طرف هم شوهرم مدام از من ایراد میگیره . و حتی روز پنجشنبه موقع نماز خواندن پسرمون اومد دور و برش و بپر بپر میکرد که شوهرم اذیت میشد منم داشتم غذا درست میکردم که یک دفعه دیدم شوهرم بچه رو زد منم خیلی عصبانی شدم چون بارها بهش گفته بودم بچه رو نزن. بعد اومدم خیلی یواش به بازوی هسرم زد ولی اون اومد من رو خیلی کتک زد و الان همه جام کبوده و درد می‌کنه. کلا این روزها خیلی حالم داره از همه چی بهم میخوره. بارها فکر خودکشی اومده تو ذهنم بخاطر بچه ها کاری نکردم. خیلی خسته هستم خیلی. اصلا نمیتونم خشمم رو کنترل کنم. مدام خودزنی میکنم. نمی‌دونم چکار کنم خیلی حال خرابی دارم. تو رو خدا نصیحتم نکنید اصلا ظرفیت ندارم فقط من رو راهنمایی کنید
این نون رو هم امروز درست کردم.