۱۱ پاسخ

وااای خیلی بیشورن مادر شوهر منم چپ میره راست میاد میگه دیگه نیاریا خرجا گرونه ازش متنفرم .
انگار خرجشو اون میده
والا درد بارداری و زایمانش و ما میکشیم خرجشم خدا نگه داره باباشونو میدن فشارش به اونا میاد
همه ی اینا از حسادته مبگه دور پسرم شلوغ میشه منو یادش میره

حالا ایشاالله جابه جا میشید یکم دور بشین خیلی از این مسائل حل میشه

عزیزم بچه ست مریض میشه غصه شو نخور یکم روغن بنفشه بگیر بدنشو چرب کن پشت کتفش رو قفسه سینه ش رو پیشونیش چرب کن بعد یه پارچه پشمی بزار رو قفسه سینه ش خوب بپوشونش اگر هوا سرده زود خوب میشه . اصلا نگران نباش مادر شوهرتم اصلا جدیش نگیر حرص بخوری هر چی میگه بگو باشه بعد کاره خودتو بکن یکم با سیاست میشه همه این مسائل رد کرد

پارسال با ما اومد شمال ی روز اول خوب بودیم بقیش عین سگ گربه بودیم چون کلا عاشق گیر دادن تیکه انداختنن منم لحنشون دوس ندارم

مادرشوهرمن ازپسر۴سالم حرف میکشه کجا میرین یا کی میاد خونتون . تازه این دفعه گفت بهش ک مامانت توروچجوری میزنه منظورش کتک ایناس . میخاس از بچه بفهمه ک من اونوکتک میزنم یان . فک نمیکنن ک مادریم و ما بیشترازهمه دوسشون داریم . بخدا زنه روانیه

عزیزم جوابشونو بده همیشه تا دخالت نکنن دیگ بیشتریا همینن.

من روستا میشینم چون پسرم بجنورد مدرسه ثبت نام کردم میخام کوچ کنم بجنورد هی میگ بخاطر این بچه خودتون اواره کردین کرایه سنگین فلان میگم خب برا بچه باید بریم دیگ بعدم ماهی ۴ تومن چیه ک نتونیم

حرف اطرافیان اصلا برات مهم نباشه عزیزم
اهمیت نده ب این جور حرفا و رفتار ها اینجوری فقط خودت اذیت میشی

خب هی خوبه دلمیسوزونه اگه بدونی مادر شوهر من چند روز پیش چی میگفت🤣

نمیدونم اینا چرا همش فکر میکنن بیشتر از ما بچهمون رو دوست دارن انگار ما نامادریشون هستیم درحالی که با کلی زحمت و سختی داریم بچه برزگ میکنیم

ریدم کله ش
عزیزم بگو من مگه از تو جوی بچه آوردم
ب پسرت بگو خودشو کنترل کنه
اینحوری دهنشو میبنده

سوال های مرتبط

مامان ارسلان پناه مامان ارسلان پناه ۲ سالگی
خاهرشوهرم ی دختر داره هرجااا بره باید خرید کنه ب یچی دوچی هم قانع نیس ازهرچی بهترین وگرون ترین وبرمیداره...بعد هیچی هم خوشحالش نمیکنه ولی انگار عادت داره ک باید بخره
ما باخاهرشوهر رفته بودیم بیرون دخترش ابرومونو برد هرمغازه ای میرفتیم کلی وسیله ولباس وجینگولیجات برمیداشت اگ خاهرشوهرم میگف ن هرچی دهنش میومد ب خاهرشوهرم میگف ...ولی پسر من اول براش ی بستنی گرفتم همون خورد دیگ هیچی نگف حتی بستنیم نگف میخام من خودم براش گرفتم بعدم ی سمبوسه پیتزای براش گرفتم چون میدونسم دوس داره کلیم خوشحال شد ولی حتی برانگاه کردنم دست ب چیزی نمیزد بعد دختر خاهرشوهرم هی میرفت برمیداش میزاش رومیز موقع حساب کردن خاهرشوهرم میگف اشتباه شده میگف دخترتون اینا اورده اینم دیگ روش نمشد بزاره کنار مجبوری میخرید... بعد هی ب پسر منم میگف این خوراکی مخصوص هشت نه ساله هاس تو کوچولویی ب درد تو نمبخوره... (پسرمن شش سالشه) بعد باز میگف خانوم ما گفته فقط باید کوله پشتی ولوازم تحریر لبوبو بگیرید وگرن راتون نمیدم مدرسه و...پسرمنم هی میپرسید مامان راسته اینی ک مهدیس میگ؟؟هی منم مبگفتم ن مامان اون میخا لج تورو دربیاره اگ چیزی میخای بگو تا برات بخرم میگف ن بستنی خوردم سمبویه ام خوردم چیزی نمیخام دیگ ...
خاهرشوهرم همش مبگف خش بحالت بااین بچت 🤕چ بده بچه اینجوری باشه اخلاقش ی فامیل داریم اونم میگف یدف رفتم خیتبون پسرم گیر داد ب ی چی ک باید بخری وسط خیابون ایقد گریه کرد خودشو ومنو زد ابروم برد پولمم کم بود اخر زنگ زدم ب شوهرم سریع کارت ب کارت کرد رفتم براش گرفتم تا ولم کرد.بنظر من ب تربیت خانواده ربط داره وگرن چرا بچه من اینجوری نمیکنه...