۶ پاسخ

عزیزم من هردوشم ندارم کسی هم ندارم مامان اولیم واسه بیمارستان اگه دوستم بیاد اونو همراه میبرم غیر اونم کسی هم ندارم

لباس هاشون وقتی هردو خوابن شوهرم هست میشورم
بقیه کارام که تا کوچیکه خوابه تندتند انجام میدم

ننه جان دلم😍😍😍اینابچه های منن بخدامنم هروقت پسرکوچیکموبرمیدارم بزرگه میاددست میکشه روسروصورتش لباشومیچسبونه مثلاداره بوس میکنه
والامامانم پیشمه تا40روزگی پسرم بعدش میره شباکه خودم درگیرم باهاشون اول بزرگه رومیخابونم بعدش کوچیکه من مادرشوهرم پایین خونمه یامیدم دست اون پسربزرگموببره یامیدم مامانم باهاش بازی کنه تاشام درست کنم

صبح قبل این که شوهرم بره ناهارم میزارم
کوچیکه که شیر میخوره میخوابه
بزرگه که بازی میکنه
فقط باید تندتند کارات بکنی

انقدر دلم میخواد مادر داشتم یه ساعت بچه ها رو می‌فرستادم خونشون ،یه دوس با آرامش میگرفتم یه وعده غذای با آرامش میخوردم،یا مادرشوهر داشتم یه ساعت می‌فرستادم خونشون ،البته مادرشوهر دارم شهرستانه

تو تهران غریبم هیچ کمکی و مونس ندارم شوهرم صبح زود میره نصفه شب میاد یه بچه ۳سال و ۲ماه دارم با یه بچه ۱سال و ۳ماه ،تازه متوجه شدم باردارم به سختی،خیلی دلم میخواد یک هفتهوبرم تیمارستان فقط بخورم و بخوابم و به هیچی فکر نکنم،اما حتا اونجا هم رام نمیدن

سوال های مرتبط