من ۲۷ شهریور عروسیم بود بعد ۲۲ دی شکمم هی درد میکرد میدونستم حامله ام ولی رفتم آزمایش دادم مثبت شد اونجا هم شوهرم از خوشحالی به مامانش و مامانم زنگ زد گفت دارم پدر میشم ولی در کل من خونه از صبح تنها میموندم بارداریم خواست خودمون بود بعد از دوبار اقدام باردار شدم
من اولی ماه اول عروسیم باردار شدم دومی قشنگ تو جنگ بود اصن نمیخواستم با اینک قبلش کلی دعا میکردم خدا ی بچه دیگ بهم بده نگرفت نگرفت قشنگ جنگ شروع شد باردار شدم نمیدونستم شوهرم گیر ب گیر ک برو تست بزن اینقد حالت بده گفتم چون پسرعموم شهید شده ناراحتمو حالم بده باردار نیستم یبار اقدام مگ میشه خودش رفت تست گرفت بزور داد منم تو بیحالی و نا امیدی زدم درجا دو خط شد😂هیشکدوم باورمون نمیشد چند دفعه آزمایش دادم تا باورمون شد
من کلا جلوگیریم طبیعی بود گاهی هم کاندوم،افسردگی شدید داشتم،مادرم ک مریض شده حال من داغون بود از تیر رابطه نداشتم ،شهریور مادرمو از دست دادم😞تا ۴ ماه بعدشم رابطه نداشتم،بخاطر سیگارو داروهای سنگینی ک میخوردم عملا امکان نداشت،تازه دی رابطمو داشتم ترمیم میکردم کم کم سکس میکردم،سیکل پریود من ۳۵ روزه بود،۵ اسفند باید پریود میشدم،نشدم منم بیخیال بودم،تا ۲۰ اسفند بی بی چک زدم،هی منفی میشد هی مثبت،یهو ۵ تا باهام زدم دیدم مثبت شد🥹
انشالله عزیزم دو روز از پهلو درد گرفته رفتم سونو گفت هیچی نیس نمیدونم چکار کنم دا 😔
منم به شوخی تست زدم تو خونه یه داد زدم تو دستشویی به شوهرم گفتم بیاکه بدبخت شدیم بارداری دومه دخترم ۷ سالشه
بعدا خوشحال شدیماا خداروشکر ولی از وقتی باردارم مریضم 🥲
من و شوهرم هردو هیجان زده و خوشحال شدیم و شوهرم نزاشت سه ماه اول حتی یه لیوان این ور اون ور کنم با سرعت کم رانندگی میکرد خیلی حساس بود الان من ذوقشو دارم شوهرم آنقدر درگیر کار وقت ذوق کردن براش نمونده ولی میفهمم خوشحال
وصت جنگ حامله شدم ولی خب نمیدونستم فکر میکردم علاعم از ترسه بچه نمیخاستیم ولی خب یهو عصبی میشدم میگفتم میخام مادر شدن رو تجربه بکنم بعد بمیرم شرایط جسمی خوبی داشتم به دکتر زنگ زدم گفت چون خیلی استرس میکشی و تازه از افسردگی تموم شدی احتمال زیاد زود نگیره خلاصه رفتیم دهات با اون همه کار و اینا اقدام کردیم هربار بعد اقدام من قش میکردم یا بالا میاوردم همه بیبی چک ها منفی دیگه نا امید شدم گفتم که خب اولین اقدام که نمیگیره بدنم تو استرس بوده دیگه بیخیال شدم اومدم تهران با ۲۰روز تاخیر بالاخره مثبت شد رفتم دکتر فهمیدیم که من اصلا ماه قبلش پریود نبودم لک تخمکگذاری بوده خدارو شکر با اینکه یهویی تصمیم به بچه دار شدن گرفتیم خدا بی جواب نزاشت
ایشالا به سلامتی دنیا بیاد عزیزم 😍
منم چون وزنم بالا بود فکمیکردم باردار نمیشم ،اما در کمال تعجب ماه سوم اقدام باردار شدم ،واقعا خداروشکر،ایشالا خدا برام حفظش کنه،این بچه برام مث معجزه میمونه
من بعد 2 سال اقدام که تنبلی تخمدان داشتم نامنظم بودم سابقه داشت که نشم یا دیر بشم .بیخیال شده بودم از اسفند که کم بود پریودم تا اخر اردیبهشت که شک کردم بی بی چک استفاده کردم دوتا مثبت شد باورم نمیشد اصن فکرشم نمیکردم همون صبح با شوهرم رفتیم آزمایشگاه و سونو گرافی که توی سونو گفت برگرد بچه تو ببین من دیونه شدم😃😐گفتم چی گفت 12 هفته و5 روزته شوهرمم توی راه رو شنیده بود گفت فک کردم کسی دیگه م اونجا بوده گفته 12 هفته هست بچه ت .
خلاصه بهترینننن حس دنیا داشتیم و فکر میکردم خواب دیدم کلی گریه کردم مثه همین الان که یادش میوفتم😃🥲🥲
هیچی یع ماه بعد عروسی فهمیدم گریه کردم ولی بعدش خوشحال شدم شوهرم ناراحت بود
خدا روشکر ان شاالله همه چیز برات به خوبی بگذره عزیزم
سلام من بارداری چهارممه
۶سال پیش خدا بهم دختر داد ولی نمیدونم چیشد که بعداز ۱۵ روز تنگی نفس گرفت و بردم بیمارستان امام رضا ولی روز بعدش گفتن نارسایی قلبی داشته فوت کرده 😭😭😭💔
۶سال هرچی گریه کردم خداروصدا زدم ولی باردار نشدم تا اینکه شب چله ۱۴۰۴ رفتم حرم گفتم خدایا دیگه نه گریه میکنم نه دکتر میرم خودت هروقت خواستی بهم بده
اومدم خونه و ۱۵روز بعد پریود شدم وبعدیک ماهش فهمیدم که باردارم از ذوقم فقط تو آزمایشگاه گریه میکردم ....... 😭😭😭😭
مشکل شوهرت چی بود
خداروشکر عزیزم انشالله بسلامتی و دل خوش زایمان کنی سر موقع خودش و کوچولوتو بغل بگیری 😍❤️
انشالله که صحیح و سالم بغل بگیری کوچولوت رو ❤️❤️❤️❤️
برا منم دعا کن 🙏🙏🙏
مگه لوله هات بسته بودن9
با اپلیکیشن گهواره، هفته به هفته بارداریت رو دنبال کن.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.