۲۱ پاسخ

بنظرم به اون مادرم باید حق داد
مادر یهو حالت دفاع میگیره بخاطر بچش به اطراف دقت نمیکنه

اونم ترسیده که بچش بیوفته و.... ترسیده یهو دفاع کرده

حق داشتی من بودم میگفتم بیشعور

اتفاقا اصلا اتفاق کوچیکی نبود ،یه بچه کوچیک یه کاری کرده اون که بزرگه نباید این واکنش نشون بده من اسنجور وقتا میگم مثلا دلسا جون نه نکشیم باهم بازی کنیم، حق داری

اصلا چیزه کوچیکی نیست. بچه شما دوسالشه و هل دادن جزئی از رفتارش تو این سنه. یعنی یچیزه طبیعیه. ولی اون اسکول خانوم حداقل باید ۲۰سالو باشه. خودشو با ی بچه دوساله طرف میدونه؟ خدایی خجالت نکشید؟ تو چرا نزدی دهنشو سرویس بکنی؟

حالا ببین دختر من رو پسر خواهرم حساسه گاهی چنگ میزنه هول میده یا لپش محکم می‌کشه اقتضای سنشع بارها بهش تذکر دادم ولی الان مثلا گاز گرفتن از سرش افتاده ولی وقتی این کار می‌کنه خواهر زاده انقد مظلوم گریه نمیکنه خواهر منم طفلی هیچی به بچم نمیگه ولی دل هر دو مون کباب میشه آخه بچن دیگه ولی تذکر همیشه میدم حتی دعواش میکنم ولی بچس با یه اخم و تذکر یاد میگیره که دیگه اینکار نکنه

چه آدم بی ع.ق.ل.ی بوده ارتباط نو قطع کن با همچنین آدمایی
بچه همینه
دختر خواهر شوهرم کلا دست به زن داره با اینکه از دختر من ۸ ماه کوچیکتره ولی یکبار نشده من به اون تشر بکشم بچه است دختر من باید از خودش دفاع کنه که اونم بلد نیست

بتو حق میدم ک ناراحت شدی اما باید اون مادر هم درک کرد ... گاهی مادر ناخوادگاه بدون هیچ فکری و بدون هیچ معطلی واکنشی نشون میده ک شاید عمدی نباشه ..فقط از عشق مادری هست ..
البته من چند بار برام اتفاق افتاده اما هیچ وقت اون بچه رو نزدم ولی ب معنای واقعی عصبانی شدمو سرش داد زدم ..دست خود آدم نیست ..

خوب کردی
مثل دختر همسایمون دوسال بیشتر از پسرم بزرگتر گرفته موهای دختررو کشید دخترم چنان ناخوناشو کرد تو گوشت گوش بچم
من نبودم مادر گفت پسرت موهای دخترمو کشید منم پسرمو دعوا کردم اومدم دیدم پشت گوشهای پسرم خونی
مادر اشغالش نمیگه دختر منم زد پسرتو

عزیزم اصلا کوچیک نیس چون بچه ی توام بچست یعنی چی دستشو فشار بدی گناه داره

میگفتی هر دو بچه هستن جور نیان باهم تو نباید دست بچه منو فشار بدی تذکر دادی بسه

کارش درست نبوده میتونسته فقط با ارامی دستشو بگیره بگه این کار اشتباهی نه اینکه فشاربده .حالا اون بچه چندسالشه

بچه کوچیکا کنترلی تو احساسات و رفتار ندارن، اون مادر میتونست تذکر بده بجای اینکه تنبیه کنه ، جات بودم صدامو یه مقدار بالا میبردم و اخم میکرد که بچه به گریه انداخته ، خدای نکرده مچ دست میشکست اون مادر چه واکنشی داشت!

بنظرم کار اون خیلی بد بوده خوب بچه ان دوتاشون اون خانم دیده اینجوریه بچه اشو بغل میکرد مراقبش بودیا به دختر شما خیلی با مهربونی میگفت نه هول دادن کار خوبی نیست باهم دوست باشید من این موقع ها میگم خوب بچه ان چرا منه ادم‌ بزرگ نمیرم نمیرم کسیو هول بدم

منم همینم
سر بچم باهمه در میوفتم

باید شما مواظبش باشی درسته بچه است ، خدای نکرده به اونم ضربه می‌رسید باید هی معذرت خواهی میکردی ، منو خوارشوهرم ازاین می‌ترسیم خدای نکرده بچه ها بهم ضربه برسونن

عزیزم‌حق داری، منم بودم واکنش نشون میدادم

حق داری من بودم که دهنشو سرویس میکردم.مگر اینکه بچه خیلی بچه ی بدی باشه و آسیب بزنه و بارها این اتفاق بیوفته و پدر مادر چیزی نگن

چقدر منی💔

دختر چند سالشه ؟؟؟

وای دستش بشکنه
اون دوتا بچه بودن حالیشون نبود باهم کنار میومدن ، چه نیازی بود اونی ک حالیشه اینجوری خودشو دخالت بده اونم با رفتار نامناسب!!!

بچه 2 سال و نیمه رو دستشو فشار داد؟🥲😐

سوال های مرتبط

مامان رُزا🌸و🩵 مامان رُزا🌸و🩵 هفته بیست‌ودوم بارداری
فرزندپروری پوشک مای بی بی بچه زایمان بارداری
سلام مامانا شاید چیزی که میگم از نظر شما چیز خیلی کوچیکی باشه ولی چند روز ذهن من رو مشغول کرده اون دسته بچه های که چه حق باهاشون باشه چه نباشه مادراشون ازشون دفاع میکنند وقتی بهشون چه چیزی بخواد که حتی برای خودشون نباشه هرطور شده میدن به باهاتون تا اروم بشن کلا اعتماد بنظر بیشتری دارن و تو بزرگسالی بیشتر بهشون احترام میزارن الان یه موقعیت رو براتون میگم شما بودید چیکار میکردید من همیشه به دخترم میگم اسباب بازی ات مال خودته اگه دوست نداشتی اشکال نداره به کسی نده و بهش میگم جایی هم رفتیم اونا هم دوست نداشتن بهت نمیدم چند روز پیش رفتیم خونه کسی یه دختر داره چند ماهی از دخترم کوچیکتره دختر من عروسکش رو برداشته بود بعد اون گفت بهم پس بده مامانش گفت دخترم خیلی عروسکش رو داشت همش بغلش منم از دخترم گرفتم بهش پس دادم یه چیز دیگه دادم به دخترم ولی بازم دخترم گریه کرد دو سه روز پیش اونا اومدن خونه ما بعد دخترمون سر یه کیف که برای دخترم بود دعوا کردن اون دختر بچه از زورش استفاده میکردم دختر منم گریه میکرد منم تو آشپزخونه اومدم وقتی رسیده داشت دست دختر منو از کیف جدا میکرد که رزا خانوم برو یه کیف دیگه برای خودت بیار دخترمم یه دفعه کیف رو ول کرد خیلی بهم برخورد منم رفتم کیف رو ازشون گرفتم گفتم میزارم تو اتاق که دعوا نکنند بنظرتون رفتار صحیح این موقع ها چیه
مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
دیروز دو سه نفر از کایلین خیلی تعریف کردن
یکیشون یکی از همکارام بود که درباره اصول زبان آموزی و دو زبانه کردن کایلین ازم پرسید و خیلی خوشش اومده بود از اینکه اینقد با لهجه درست لغات رو میگه
یکی هم اپراتور شهر بازی و یه مامان دیگه که برای همدلی و ناز بودنش ذوق کردن( چون به یه بگه چهار ساله که از روشن نشدن دستگاه گریه افتاده بود دلدار داد که باید صبر کنه و بعد با هم سوار شن و حتی بهش تعارف زد رنگی که دوست داره رو اون سوار شه)
برگشتنی تو راه در حالی که تقریبا داشت چرت میزد تو بغلم نگاهش کردم و فکر کردم چرا اینا رو من نمیدیدم یا حواسم نبود ، فکر می‌کنم انقد که به غذا نخوردن و جیغ زدن و اینهاش یادمه این قشنگیایی که بقیه میبینن رو یادم نیس یا بی توجهم نسبت بهشون،
به خودم گفتم این بچه نباید برای من عادی بشه هیچ بچه ای نباید عادی بشه برامون لحظه‌های قشنگ بزرگ شدنشون
اون چیزایی که منحصر به فردشون می‌کنه
باید با این چیزا به خاطر بیاریمشون وقتی که ازمون دور میشن و از آشیونه می‌رن 🥺ی