۶ پاسخ

من شیرازم دکتر بردم هیچ فایده نداشت

تو منو نمیگی ن کمر دارم ن پا خوابش کلا ده دیقه دوس دارم بمیرم از این زندگی راحت شم.خونه پدرم رفتم اونبار از بس گریه کرد همشون تعجب کرده بودن

پسرمنم به زور شیر میخوره اونم فقط تو خواب
تو بیداری ک اصلا لب ب شیر نمیزنه😐

اره قربونت منم داغونم🥲🥲🥲

وا عزیزم بچه بزرگ کردن همینه دیگه روزی که تصمیم میگیری مادر بشی باید فکر این سختیارو هم میکردی ذهنت کامل آماده میشد واس هر بیخابی و خستگی ولی اشکال نداره غصه نخور این روزا میگذره خیلی زود بزرگ میشه دلت تنگ میشه واس همین سن نوزادی کم نیار با اونایی فک کن که بچه هاشون تو ان آی سی هستن یا مامانایی چند قلو دارن

ای جان چ سخت🥺

سوال های مرتبط