۱۰ پاسخ

من. چند نفر از محلی مون زدن بعضی ها شون دل‌پیچه شدن و اذیتن

والا من شنیدم ک بعد دوباره چاقی برمیگرده حتی شدید تر

ی سوال عزیزم اشتها مگ دست خودتون نیست ؟ اینو ی آدم لاغر میپرسه اخه من نخورم هم میتونم دووم بیارم ..
جسارت نشه ❤️

مامان اهورا شما آزمایش یا سونوی تیرویید هم رفتین؟؟؟

عزیزم انشالله که به وزن ایده آلت برسی❤️ چرا نذاشتی بعد اینکه شیردهی تموم شد شروع کنی؟

بنده هم زدم با وزن ۷۵۵۰۰ و قد ۱۶۱
الان ۶۳ کیلوام بعد از ۳ ماه
نگران نباش فعلا اولشه ب زودی بی اشتها میشی
جوری ک توانی واست نمیمونه بچتو بغل،کنی
من واقعا اواخر اذیت،میشدم دیگه نتونستم بالاتر از ۱۰ برم

نه عزیزم شما تجربه هاتون رو بگین بهمون منم در تصمیم آمپولم هرچی صلاحه بهمون بگو در جریان باشیم

عزیزم میدونی بر چه اساسی وزن رو کم میکنه؟ دکتر گفته ترکیباتش چی هست؟ البته من یک کیلو اضافه وزن دارم فقط
کلا برام سوال بود آمپول لاغری چه می‌کنه

عزیزم من جاریم با وزن ۱۱۵ و قد ۱۷۰ زد الانم ۷۵ کیلو شده و خیلی هم راضیه دیگه از درونش خبر ندارم چون ارتباط زیادی باهم نداریم😁

الهی هرچی خیره برات پیش بیا و سلامت بشی و برسی به وزن ایده الت

سوال های مرتبط

مامان 🎀پارلا🎀 مامان 🎀پارلا🎀 ۱ سالگی
سلاااااام دوستای قشنگم😍
خوبین؟؟؟ 🥹
یه مدت گهواره رو پاک کرده بودم چون احساس کردم خیلی وابسته شدم و باعث میشد از کار و زندگی بیفتم 😅
امروز اومدم از تجربه ام بگم،دوستانی که منو میشناسن میدونن که دخترم مشکل وزن گیری داشت همه ی شیرخشک هارو امتحان کردم حتی خارجی و کلی هزینه کردم فایده نداشت .دکترش از ۴ ماهگی میگفت غذای کمکی شروع کن ولی من چون تو گهواره همه میگفتن وزن گیری تا یک سالگی با شیر هست غذا نمیدادم، از ۵ ماه و نیم کم کم بهش فرنی دادم تا اینکه ۶ ماهش تموم شد و من رسماً غذاهاشو شروع کردم 😋دختر من از اول شیر زیاد نمیخورد همیشه به غذا ولع بیشتری داشت
برای واکسن ۶ ماهگی که برده بودمش وزنش ۶۷۰۰ شد
امروز بعد از ۱۸ روز برده بودم دکتر شده ۷۲۰۰ 🥹 همه اطرافیان هم میبینن میگن که خوب شده
خواستم بگم اگر نی نی هاتون با شیر وزن نمیگیرن زودتر غذا رو شروع کنید دکتر به من گفته بود بعضی بچه ها با غذا وزن میگیرن اما من باور نمی‌کردم
اینم بگم که موز و خرما و کره زیاد میریزم تو فرنیش
مامان آوا مامان آوا ۱ سالگی
به وقت غذای کمکی(ناهار: سوپ مرغ و کدو سبز و هویج و سیب زمینی)
همونطور که دیروز گفتم، تصمیم گرفتم چند روز انواع سوپ هارو به آوا بدم. هم ترکیب های مختلف رو امتحان کنم، هم مرغ رو تو این چند روز بهش معرفی کنم تا بهش عادت کنه بعد برم سراغ گوشت قرمز.
تفاوت سوپ امروز و دیروز توی برنج و کدو سبز هست. دیروز برنج ریختم و امروز تصمیم گرفتم کدو سبز بدم( عاشق خرید وسیله تو این مدت هستم. مثلا به همسرم میگم برو یدونه کدو سبز بگیر. یدونه هویج بگیر🤣‌ اونم خیلی سختشه ولی خب میره)
خلاصه برای سوپ امروز مرغ رو گذاشتم قشنگ پخت. تنها ادویه ای که ریختم توش زرد چوبه بود که مند روره استفاده می کنم. بقیه مواد رو هم پوست گرفتم و نگینی کردم و تو قابلمه دیگه با آب گذاشتم بپزه(فقط اینم بگم من تو غذاهای آوا آب جوشیده سرد شده میریزم). بعد از کمی پختن مواد، یه تیکه مرغ پخته رو با آب مرغ ریتتم تو قابلمه و گذاشتم یه کم دیگه با هم قل زدن. و بعد تو میکسر میکس کردم. این سوپم غلظتش از ماست بیشتر بود تا آوا بلعیدن این بافت رو هم یاد بگیره.
راستی امروز عصرانه قراره یه ماده جدید بهش معرفی کنم. منتطر باشید واکنشش رو اینجا میگم🥰❤️
مامان فندق🌰🤎 مامان فندق🌰🤎 ۱۲ ماهگی
دیشب یه اتفاقی افتاد که از دیشب تا الان دارم فقط گریه میکنم و خودم رو سرزنش میکنم، یعنی فقط خدا رحم کرد که چیزی نشد وگرنه خودمو نمیبخشیدم هیچوقت 😭
همیشه از همون بچگی هروقت میخوام آرایش کنم پسرم رو با خودم میبرم سمت میز آرایش و با نظارت کامل خودم با بعضی چیزا مثل شونه یا پِنس هام بازی میکنه ، همیشه هم حواسم بهش بوده کاملا
دیشبم مثل همیشه گذاشتمش روی پام و داشتم به صورتم کرم میزدم ، یه لحظه حواسم پرت شد و یهو شوهرم که کنارمون نشسته بود رو تخت ، داد زد تیغغغغ ،تیغغغغ....
نفهمیدم چجوری دسته تیغ رو پیدا کرده بود بچه و گرفته بود دستش، دیگه با آرامش و سریع ازش گرفتم کا یه وقت به جاییش نخوره ، خداروشکر چیزی هم نشد واقعا ولی بعدش چنان حالم بد شد که تا ساعت ۳ نصف شب خوابم نمی‌برد
فقط گریه کردم و خودم رو لعنت کردم که چرا حواسم پرت شد ، هنوزم از عذاب وجدان دارم خود خوری میکنم ، یعنی فقط خدا رحم کرد تو اون لحظات اتفاقی نیفتاد وگرنه خودمو میکشتم بخدا...



فرزند پروری، شیرخشک آپتامیل پپتی ۲ و حساسیت به پروتئین گاوی