۸ پاسخ

خداروشکر که دوران بارداریت تمام شد عزیزم

منم تا چن روز پیش از ترس و استرس نمیتونستم بخابم با لینکه زایمان دوممه ولی الان که دو روز مونده‌ترسام تبدیل به ذوق شده

استرس نداشته باش عزیزم از این ۱۳ روز نهایت استفاده رو ببر دیگه دو هفته بعد کلا دنیات عوض میشه با اومدن نی نی😍

منم امروز نامه سزارین‌گرفتم ببرم کمیسیون امام حسین

نه خداروشکر من بعد اولین بلند شدن دگ کلی راه رفتم هر چقد راه بری دردات کمتر میشه نفخ نمیکنی
اومدم خونه هم تحمل میکردم مسکن استفاده نمیکردم دکتر برام مفنامیک نوشته بود
بیمارستانم نهایت ۴ تا شیاف گذاشتن مسکن تزریقی نزدن هرچقد گفتم شیاف نزنین چون هموروئید دارم تزریقی بزنین قبول نکردن
منم دگ گفتم شیافم نمیخام تحمل میکنم

البته بگم من تحمل دردم بالاس
راسی اسپتینالم بودم بعد عملم درد نداشتم اصلا ۶ ساعت بعد حالت گر گز داشت ناحیه جراحی

کجا میری برای زایمان ؟
ان شاءالله به سلامتی زایمان کنی

نگران نباش ب خودت بگو همه چی عالی پیش میره
من پرستارم بااینک میدونسم از قبل چی ب چیه و همه چیو دیده بودم قبلا با این وجود سعی کردم استرس نداشته باشم
خداروشکر همه چی عالی پیش رفت

عزیزم استرس نداشته باش به این فکر کن کوچولو تو بغل می‌کنی
درسته درد داره ولی خب با شیاف و پمپ درد قابل تحمل هست
دکترت کیه ؟کدوم بیمارستان زایمان میکنی

سوال های مرتبط

مامان دلانا مامان دلانا ۱۵ ماهگی
یه حس عجیبی دارم....
یه حس ترس استرس ذوق نگرانی ناراحتی...
این اخرین روزاییه که توی دلمی
حس ترس و استرس دارم از روز زایمان که نکنه مشکلی واسه تو یا خودم پیش بیاد از اتاق عمل میترسم از دردای بعدش از زایمان طبیعی ام وحشت دارم از طولانی بودن روندش و درد شدیدی که ازش شنیدم
حس ذوق دارم که قراره ببینمت بغلت کنم و باهات زندگی کنم حس راحتی دارم که دیگه این روزای سخت داره تموم میشه دیگه سختی هایی که کشیدم داره تموم میشه بدن دردام استرسام تموم میشه از این به بعد دیگه وقتی میخوابم راه میرم میشینم جاییم درد نمیکنه دیگه بدون استرس میتونم کارامو بکنم و برگردم به زندگی عادی...
حس نگرانی دارم از سختیای بچه داری از بی قراری هات از شب نخوابیدنام از مشکلاتی که ممکنه واست پیش بیاد از اینکه نتونم و از پس بچه داری بر نیام از اینکه یه تجربه جدید و عجیب میخوام کسب کنم...
و در اخر حس ناراحتی دارم بخاطر اینکه میدونم خودم قراره دیگه زندگی نکنم دیگه نتونم برم پیش دوستام نتونم هروقت هرجا خواستم با خیال راحت برم نتونم برم بیرون نتونم تفریح کنم و دیگه خونه نشین و پیر بشم....
خلاصه که خیلی حالم یه جوریه این روزا
بماند به یادگار از ۱۴۰۴/۰۲/۳۰