۵ پاسخ

میبینیم تاپیکاتون و بعدا😂همه ی این سختیا یادتون میره🫠

شماکه اینقدرمامان پرانرژی وخوش سلیقه بودی همیشه براش غذادرست میکردی
چه حیف که نمیخوره 🤦🏻‍♀️

اگه جای من بودی چی میکردی بعضی وقتا میشینم فقط گریه میکنم از تنهایی بی کسی برو خدا رو شکر کن میتونی بفرستیش خونه مادرشوهرت من که این همه آدم هست سال تا سال زنگی نمیزنن سراغی بگیرن اگه خودم تماس گرفتم یا رفتم اگه نه هیچ انگار وجود ندارم بله برا کاراشون به برادرشون تماس میگیرن از اون ور هم مادرم سنش بالاست خونمون هم دوره از خانواده خودم تو یه شهر هستيم ولی مسیر دوره شوهرم هم از صبح که میره سرکار نمیاد تا شب 7 یا 8 صبح میره تا 9و10 یعنی دارم دق میکنم از تنهایی تو این یکسال و چند روز که آترین به دنیا اومده خیلی سختی کشیدم از اون ور شوهرم کارش آزاده با این وضعیت کشور با این گرونیا همش بیکاره دیگه هیچ اعصاب نداره دخترم هم شبا خواب درستی نداره خیلی هم بهم وابستس طوری میچسبه بهم نمیزاره اصلا کارها شخصی خودم رو انجام بدم دیگه چی برسه به کارها خونه هیچ دیگه نمی کشم فقط دعا میکنم بگذره بزرگ بشه وابستگیش کمتر بشه

ممکن اونقدر روپام میزارم میخوابونمش کونم خشک شده تخت

جالبم اینجاس صبحانه ناهار شام و غذای سالم که درست کنی نمیخورن ولی چیزای بدردنخور که نباید بخورن خوب میخورن🤕

سوال های مرتبط

مامان عرشیان مامان عرشیان ۱۲ ماهگی