سلاااااااااااااام😊🫂

خب من اومدم از تجربه زایمان طبیعی بگم شاید بدردتون خورد🥰
من از ۳۵ هفته شروع کردم دیگه استراحت رو گذاشتم کنار🤭
با مامانم روزی نیم ساعت میرفتم پیاده روی
آبجیم دخترمو نگه میداشت😁
دیگه با نظر ماما همراهم دمنوش مجاز میخوردم بهش میگفتم می‌گفت رقیق اشکال نداره!
گل گاوزبان،تخم شوید، شربت خاکشیر
بعد شبا هم دوش ابگرم میگرفتم اول کف حموم رو ضد عفونی می‌کردم بعدش مینشستم زیر دوش ک ب کمرم آب بخوره
گفتن خیلی تاثیر داره کمر شل میشه
رابطه هم داشتم ولی با جلوگیری دوس نداشتم خودم😬😂
شب قبل از زایمانم دوش گرفتم دوتا ترشح بزرگ و ژله ای دفع شد ازم
بعدش دیگه صبح جمعه ۲۰ شهریور بود ساعت ۶ یهو حس کردم یکم داغ شد بین پاهام خواب بودم گفتم حتما ترشح اومده
گفتم بزار خودمو بشورم پاشدم تا سرویس رفتم چیزی نیومد یهو تو سرویس تا نشستم آب ریخت از تو سرویس داد زدم همسرمو صدا کردم که کیسه ابم پاره شده😂

بقیشو کامنت میزارم👇🏻

تصویر
۲۸ پاسخ

حالا اونم لباس تنش نبود لخت تو خونه دور خودش می‌چرخید نمی‌دونست چیکار کنه😂
گفت چیکار کنم الان گفتم برو پد بیار بتونم لباس بپوشم بریم بیمارستان
دیگه لباسامو پوشیدم دخترم خواب بود همسرم رفت مادرشو صدا زد بیاد خونمون پیش دخترم بمونه
(مادر همسرم واحد روب رومه)
بعدش رفتیم بیمارستان حالا از ماشین پیاده شدیم همسرم با دمپایی ابری آبی اومده بود😂😂
دیگه رفتیم تو زایشگاه معاینه کرد گف کیسه آبم پاره شده دهانه رحمم سه سانت بازه
زنگ زدم ماما همراهم ک واقعا راضیم از انتخابش😍
تا اومد شدم ۴ و نیم سانت
بعدش اومد یکم باهاش راه رفتم گف ۵ سانت شدی اپیدورال تزریق کن
قبول کردم اومدن اپیدورال تزریق کردن واقعااااا بعد از تزریق دیگه درد نداشتم اصلاااااا
دیگه تا ساعت ۹ صبح فول شدم که یکم اسکات زدم یهو حس فشار اومد رفتم اتاق زایمان
ماما می‌گفت فقط هروقت گفتم زور بده
سخت بود ولی همون وقت ک خودش گف زور دادم
و اصلا بخیه نخوردم😍
دیگه پسرم بدنیا اومد گذاشتنش🥹
رو سینم با آب مقطر شست ناحیه زایمان رو گفت درست زور زدی نیاز ب بخیه نداری
واقعا نسبت به زایمان اولم دومی خیلیییییییییییییی راحت‌تر بود واسم
اینم بگم دمنوش هارو من زیر نظر ماما میخوردم شما سرخود مصرف نکنید تا خدایی نکرده مشکلی پیش نیاد😉
انشالله خدا ب هرکی ک دلش بچه میخاد بده🥰

وای عزیزم🥰♥️چه تجربه قشنگ و پر از احساس خوب
بعضی تجربه هارو ادم میخونه دوست داری بشینی زار بزنی و گریه کنی😑

خداروشکر که زایمانت خوب بوده گلم

عزیزم ماساژ پرینه هم انجام داده بودی؟

درخواست مو قبول کن عزیزم بهم ی پیام بده

بهم ی پیام بدع تجربیات بهم بگو عزیزم لطفاً من استرس زایمان دارم
بد چن هفته بودی ک رفتی پرونده درس کردی بیمارستان

بیمارستانش چجوریع عزیزم خوبه یان بد تعریف میکنن منم موندم ک برم اونجا یان بیمه دارم

چجوری باید با ماما همراه در ارتباط باشی عزیزم

مهلاجونم خوب سرگرمه بچه داری تندتندتاپیک بزاردلم تنگ شددددد

ای جووووونم خداروشکرکه زایمانت راحت بودعشقم
الهی شکررررررر
ببوسش جوجه رو

وقتی اپیدورال میزنن کدوم قسمته کمر جایی که مثل سزارین امپول میزنه..بعدم اینکه بعد اپیدورال کدوم قسمت بی حس میشه پاهات بی حس نمیشه میتونی زور بزنی

عزیزم خداروشکر که بچتو سالم بغل گرفتی و بخیر گذشت ماما همراهت چقد گرفت و اسمش چی بود چجوری باهاش هماهنگ کردی

پس چرا من مردم و زنده شدم
اپیدورال چرا برا من نزدن🥴🥴🥴

چ تجربه قشنگی
ازمن بخوام تعریف کنم یه ملت میشینن گریه میکنن برام🥲🤣

عزیزم چه خوب
منم سر بچه اولم رفتم ۱۷ شهریور خیلی درد کشیدم ولی فک‌میکردم ایپدورال ندارن و سوال هم نکردم اخرش سز شدم دیگه اینم باید سزارین بشم

من خیلی دوست دارم برم طبیعی و بخیه نخورم ولی اطرافیان میگن فقط سزارین برو

چند هفته ماما همراه قرار داد بستی ؟

قدم نورسیده مبارک بچه چند هفته چند روز بودی بدنیا اومد؟

منم دنبال ی ماما همراه خوب و قیمت مناسب بودم
دیدم راضی هستی شمارشو بده منم همینو برا خودم بگیرم.مرسی

مبارک عزیزم چند هفته زایمان کردی

خودت بی حسی خواستی انجام دادن؟

به سلامتی عزیزم
واای دختر اون قسمتی گفتی شوهرت با دمپای ابری آبی اومده 😂 بنده خدا دست پاچه شده

چقدر خوب بوده بخیه نخوردی ...
الان راحتی؟...
پارگی نداشتی عزیزم ؟

ب سلامتی عزیزم کدوم ییمارستان بودی.ماما همرات چقدر کرفت؟

چقدر امیدوار شدم ب زایمان طبیعی ...
هزینه اپیدورال چقدر شد گلی

کدوم بیمارستان رفتی هزینه اپیدروال چقد شد

وقتی کیسه آب پاره شد چ پدی گذاشتی که نشتی نداد عزیزم؟

سلام ترسناک نیست زایمان طبیعی؟دردش در چه حدیه

اعع طبیعی بودی ؟

سوال های مرتبط

مامان گندم مامان گندم ۷ ماهگی
پارت اول
سلام خانما
منم اومدم تا از تجربه زایمانم بگم براتون
35هفته و 5روز بودم
صبح جمعه 29اسفند تو خواب ترسیدم خیلی بد ترسیدم بعد چندساعت رفتم سرویس ترشح موکوسی دیدم بعد چندساعت باز دوباره تو سرویس ترشح دیدم ولی کمتر دیگه خرید سفره هفت سین رو انجام نداده بودم همون روز جمعه رفتیم تو شهر برای خرید
خریدارو که کردیم اومدم خونه کمرم فقط درد میکرد فک میکردم مال نشستن زیاد تو ماشینه دیگ استراحت نکردم خونه هارو جمع کردم ولی صبح ترشح که دیدم ساک بچه و از خودم جمع کردم یه گوشه گذاشتم دیگ استراحت نکردم کل خونه هارو جمع کردم نشستم سر سفره سال تحویل سال تحویل شد ده دقیقه بعدش یهو لباسم خیس شد ولی کم با کمک شوهرم بلند شدم که برم سرویس تو راه سرویس باز لباسم خیس شد رفتم سرویس دیدم بعلهههه کیسع ابم هست دیگ وسیلع هارو جمع کردیم تا قبل زایمانم به دلم زده بود وقتی زایمان میکنم که هیچکس نیست باهام بره زایشگاه و دقیقن هم همینطور شد خانوادم و خانواده شوهرم یه شهر دیگن قرار شد 5یا6عید بیان پیشم بمونن تا زایمانم که زود زایمان کردم و فقط خواهرزاده شوهرم باهام بود خلاصههه
مامان نی نی👶🏻 مامان نی نی👶🏻 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت یک😇
۳۷ هفته و ۴ روز زایمان کردم. شب قبل زایمان یک دوش گرفتم یکم اسکوات و حرکت لانژ زیر آب گرم زدم و بعد رفتم مهمانی.
ساعت ۱۲ شب خیلی راحت خوابیدم. حدود ساعتای دو و نیم شب بود موقع خواب حس کردم دارم خیس میشم. اولش توجهی نکردم بعد ده دقیقه دیدم داره زیاد میشه. پاشدم و رفتم داخل حمام که همون جا دم در ی آب که یکم هم صورتی بود و گرم از بین پاهام خارج میشد. نشستم روی فرنگی و یکم ادرار کردم تا مطمئنم بشم ادرار نیست. بعد پد گذاشتم و یکم همونجا داخل حمام فعالیت کردم دیدم پد داره پر میشه.
همسرمو صدا کردم. و چون داخل کلاس آمادگی زایمان گفته بودن اگه کیسه آبتون پاره شد هول نشید و با آرامش بیاین بیمارستان، منم با خیال راحت دوش گرفتم و یکم ورزش کردم زیر آب گرم.
بعد حمام رو هم ضد عفونی کردم ( در این حد آرامش داشتم ) البته ی مقدار خیلی کمی هم درد داشتم که نمیدونستم انقباض هست یا نه ( چون من درد پریودی رو خیلی کم کلا تجربه کرده بودم. ) بعدش اومدم بیرون و شروع کردم به جمع آوری خانه و وسایل، حتی ملحفه روی تخت رو هم چون خیس شده بود شستم پهن کردم و دیگه حدودای ساعت ۶ صبح آماده بودم. کم کم انقباض ها رو حس میکردم ی درد خیلییی کم که می‌گرفت و ول میکرد بود و تایم گرفتم دیدم فاصله اش ی چیزی بین ۵، ۶ دقیقه است. بعد
به همسرم گفتم با آرامش ی چک کنیم چیزی جا نزاشته باشیم ( البته ما بیمارستان نزدیک خونه مون بود حدود ۲ ۳ دقیقه راه بود) و اینجا بود که ما حدود ساعت ۷ صبح رفتیم بیمارستان. ( راستی تغییر شیفت بیمارستان عسگریه ساعت ۷ صبح هست خیلی خوب شد ما بعد ۷ اونجا بودیم دیگه همه عوض شده بودن و اول کارشون بود و همه با انرژی بودن.

ادامه پارت دوم رو میزارم براتون
مامان بردیاوبنیسا مامان بردیاوبنیسا ۷ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی
من یه هفته گذشته خاکشیر میریختم تو ابجوش میخوردم دیگه دیروز گذاشتم رو گاز چندتا قول خورد بعدش شد دوتا لیوان خوردم
هرروز میرفتم حموم دوش اب گرم زیر اب گرم ورزش میکردم اسکات میزدم
داخل خونه پا اردکی میرفتم خیلیییییی ورزش میکردم
چهار دست و پا رفتم
مدام فعالیت داشتم
دیگه همون دیروز صبح خاکشیر رو خوردم
رفتم 40دیقه پیاده روی
بعدش اومدم خونه ناهار درست کردم
دیگه ساعت1تا 6عصر ورزش میکردم
با توپ
پا اردکی
سجده فعال
دیگه با حوصله ورزش کردم
ساعت 6رفتم مهمونی ساعت 12شب اومدم خونه دم در کیسه ابم پاره شد
بعدش دیگه اومدم بیمارستان 3سانت روبه 4سانت باز شده بود ولی بچه خیلی کم پایین اومد تا پنج سانت که ساعت3صبح شده بود گفتم اکسیژن ارامبخش میخوام با دردام اکسیژن ارامبخش استفاده میکردم ماما هم چندتا حرکت بهم داد زدم ساعت4
ساعت پنج خودم حس کردم سر بچه رو شروع به زور زدن کردم کلا با دوتا زور بچه به دنیا اومد اصلا بخیه نخوردم فقط جفتم بد جدا شد که دکتر دستش رو برد جداش کردم همون جفت برام سخت بود دیگه ساعت پنج و نیم بود دخترم بدنیا اومد خودمم یکم گریه کردم دیگه تا ساعت 6ربع ادرار کردم و اوردنم تو بخش فقط یه بار شیافت استفاده کردم دیگه درداش قابل تحمله بیشتر درازم واسه مواقعی که میخوام دخترم شیر بدم میشینم درکل خیلی حالم خوبه❤️راستی اناناس هم خوردم که دهانه رحم رو نرم میکنه