۱۵ پاسخ

وا چرا تیومدی
یعنی چی اگه رابطه کاریه اصلا ادم به خودش جرعت همچین سوالی نمیده به نظرم که حساسیت کاملا به جا و درسته

چیکار کنم ؟
حس میکنم سرد شدم ازش نمیخام ببینمش😔😔💔

تصویر

با خودم همش میگم اگر شوهرم تو این مدت بهش رو نمی‌داد اون زنگ میزد ؟
یا انقد صمیمی باهاش حرف میزد ؟
اصلا چرا یهو بدون خدافظی گوشی رو قطع کرد بعد اینکه شوهرم گفت خانممو آوردم دکتر

تصویر

پارت ۲

تصویر

تاپبک های قبل منو بخون حالا بام دعوا کرده ۲ شبه جاشو جدا کرده ازم دیگه خسته شدم‌از این‌زندگی 😭

به نظر من روهم ریختن و آشنایی ات و پیگیری ات ش بیشتر از یه همکاره.
حتی همکار هم لازم نکرده بدونه کجاعه‌.
پدرت برا طلاق اوکی نبوده،خودت حرصش بده حالا رو هرچی که حساسه.
ته تهش هم بچه ی رو بگو که نمیخوای با بوی خیانت بزرگ شه.
حرفهاشو بشنو.شاید پشیمون شع.
زنه رو هم تو گوشی شوهرت بزار رو بلاکی

هعییی خواهر🥲🥲 گیر یه مشت مرد بی .نامو.س افتادیم چیکار کنیم

به نظرم حست کاملا بجاس، با یه مشاور راجعبش صحبت کن.

من ک مطمئن شدم رابطه دارن دلیلی نداره انقدبهش روبده

🙄🙄🙄ای کاش بابات پشتتو میگرفت اونوقت شوهرت بیشتر دست و پاشو جمع میکرد

چقدر عصبی میشم اینجور چیزا رو میبینم دلم میخواد توام بری با شوهر همون زنه صمیمی بشی ب بهونه مبل دیدن برو شمارشو بگیر پیام اینا بده ببین واکنش زنه یا شوهرت چیه اگه شوهرت غیرتی شد بگو چطور تو صحبت کنی درتماس باشی با زن غریبه بد نیست من اینکارو کنم بده؟ خلاصه یجور کن مثل خودش رفتار کنی ب خودش بیاد

منم شوهرم قبل اینکه بره سرکار دولتی شغل قبلیش ی خانم بوده همکارش بعدش باهم حرف میزدن
ما ۲ساله ساله عقد کردیم یکساله عروسی کردیم
بعد چند ماه پیش خانمه هنو شماره شوهرمو داشت ی شمارش دست من بود شوهرم شهرستان بود من دنبال کارای ی وام بودم
دختره زنگ زد من جواب دادم اون حرف نزد ب شوهرم گفتم وقتی بهش زنگ زدیم پرو پرو با شوهرم حرف میزد و تو روبیکا بهش درخاست داد منم ایدیشو برداشتم کلی حرف بارش کردم دیگه اصلا ب شوهرم نه زنگ زد نه پیام

من باشم یجوری با دختره رفتار میکنم ک حساب کار دستش بیاد یعنی چی ک ب شوهرت زنگ میزنه امار میگیره

به نظرم برو برین به زنه ، من شوهرم مدیر ساختمون بود واحد روبروییم با شوهرش کلا مشکل داشت سر شارژ ساختمون شب پیام داده بود به شوهرم ۶ صبح بیا دم خونه بگیر شوهرم بهم گفت منم گفتم چه دلیلی داره ۶ صبح بری دم‌خونه، یبارم خونه نبود زنگ زده بود شوهرم که میشه برید به بچه هام سر بزنید منم رفتم دم واحدشون گفتم شماره شوهرتو بده شوهرم بابت کارای ساختمون با شوهرت هماهنگ کنه گفت شوهرم این کارا با اون نیس من پول اینا میریزم گفتم پس شماره منو بزن از این به بعد هرکار داشتی به من زنگ بزن هول شده بود از اون روز دیگه جرعت نکرد زنگ بزنه شوهرم

عزیزم خودتم حساسش کردی نسبت بخانوم کلابارداری هورموناروبهم میریزه آدم حساس ترشکننده ترمیشه که متاسفانه یه سری مردادرکشوندارن مثلامیگن خودتولوس میکنی ،زنای مردمم باردارن یازنای قدیم چی عزیزدلم فعلاتمرکزتوبزارروی سلامت خودتوجوجه قشنگت

سوال های مرتبط