سوال های مرتبط

مامان نورا خانوم مامان نورا خانوم ۱ ماهگی
تجربه زایمان دوم .
40 هفته تموم کرده بودم و اصلا دردی نداشتم رفتم دکتر بهم نامه بستری داد که با سوزن فشار زایمان کنم . بازم معاینه تحریکی کرد و اومدم خونه . یکم استرس داشتم که با آقام رفتیم بیرون تا یکم از استرسم کم بشه . تو ماشین که نشسته بودم یهو یه دردی اومد سراغم خیلی شدید بود ولی بعد چند ثانیه خوب شد . دیدم کم کم هی درد های کمی به کمرم وشکمم وارد میشد که محلش ندادم . اومدم خونه یکم ورزش کردم پله بالا و پایین رفتم و هی دردم بیشتر شد . تو هر ده دقیقه یه درد شدید . یکم خوابیدم که فردا انرژی داشته باشم خدود دو ساعت خوابیدم . ساعت سه نصف شب دیگه از درد بیقرار بودم . بازم ورزش کردم کمرم و تکون میدادم اسکات زدم و ... دیگه درد کشیدم تا نماز صبح . نمازم و خوندم . ساعت گرفتم دردام دقیقا شش دقیقه یه بار شده بود بازم ورزش . دوش آب گرم . اسکات و پله. به ماما همراه پیام دادم گفت هفت و نیم بیمارستان باشم . خیلی دردام شدید بود رفتم بیمارستان سریع اومد و معاینه کرد هفت سانت بودم دیگه رفتیم بلوک زایمان و سریع رحمم باز شد فقط یکم بچه بالا بود که ورزش داد بهم و کمکم کرد و بچه اومد پایین و بعدشم که به دنیا اومد .
مامان تودلیم🤰🏻 مامان تودلیم🤰🏻 روزهای ابتدایی تولد
🌸🌸تجربه زایمانم🌸🌸

من چندین بار از ۳۷هفته معاینه تحریکی شدم و دوست داشتم زود زایمان کنم ولی خب نشد...
قرار شد ۴۰هفته و یک روز که شدم صبحش برم بستری بشم.
صبح تقریبا نزدیکای ساعت چهار بود که درد پریودی گرفته بودم ولی خب بیمارستان نرفتم و همونجا سرجام اینور اونور میشدم دیگه ساعت ۵ شد بلند شدم کم کم کارامو کردم آماده شدم که برم برای بستری...
۶ ونیم رفتم برای معاینه که دیدم پدم خیس شده به مامام گفتم و اون نگاه کرد دید بله کیسه آبم همونجا پاره شده سریع کارای بستریمو کرد و من رفتم که لباسهای بیمارستان و تحویل بگیرم بپوشم ...
لباسارو پوشیدم و خداحافظی کردم و رفتم داخل اتاق زایمان ؛ اونجا دراز کشیدم و اومدن معاینه کردن سه سانت بودم ؛ آوردن برام سرم وصل کردن ؛ یه مدت اونجا دراز بودم دردم کم کم بیشتر می‌شد مامام اومد و رفتیم تو اتاق اصلی زایمان و من ورزش روی توپ و شروع کردم و هی دردام زیاد می‌شد و من ورزش کردن برام سخت شده بود ؛ مامام تصمیم گرفت ببرتم داخل وان و آماده شدم رفتم تو وان و بقیه ورزشارو اونجا انجام دادم بعدش اومدم بیرون و روی تخت دراز کشیدم معاینه کردن شده بودم ۵سانت...
یکم دیگه ورزش کردم ولی خیلی عذاب آور بود ورزش کردن وقتی که دردا میومدن سراغم ...
توی دردا از ماسک استفاده میکردم ‌ولی اصلا تاثیر نداشت فقط گیجم می‌کرد و احساس خفگی بهم دست میداد ؛ منم داد میزدم میگفتم نمیتونم نفس بکشم، دارم میمیرم اونا هم ماسک اکسیژن بهم میدادن ...