۷ پاسخ

هیچی جز سلامتی بچت تو این مرحله مهم نیست پس حرفتو بزن محکم وایسا و بزار اصلا ناراحتم بشن و برن،نمیدونن چه بلایی با دوست داشتن الکیشون سر بچه میارن با این بوسا،بعدشم نوزاد وقتی تازه اومده به دنیا اصلا عادت به شلوغی نداره و تحریک پذیر میشه و میترسه،اتفاقا باید تا مدت زیادی دورش ساکت و خلوت باشه و فقط با مادرش وقت بگذرونه که خوابش عمیق و راحت بشه بد عادتش نکن و اینا مضخرفه،دوبار جواب بدی دیگه دفعه سوم میفهمن تو قوانینی برا خودت و بچت داری مجبور میشن رعایت کنن،بزا هرچی هم میخوان بگن بلاخره خط قرمزارو میفهمن،الان اگه رعایت نکنن بعدا هم تو تربیت بچه راحت دخالت میکنن و خرابش میکنن از منی که دوتا بچه دارم بشنو اینارو

عزیزم سلامتی اون طفل معصوم از هرچیزی مهم تر هستش، اصلا توجه نکن ب حرفاشن
واسه منم همین هستن اطرافیانم بدبختی خانواده خودم بدتر هستن ولی من خودمو قشنگ حبس کردم توو خونه بخاطر بچم، ب منم میگن بذار توو شلوغی عادت کنه میگم خودتون توو سر و صدا و شلوغی میخوابید ک این بچه رو میخواید عادت بدید

ببین منم همین مشکل رو دارم‌ . هرچی میگم اصلاااا حرف گوش نمیدن و یه جوری رفتار میکنن انگار من کودنم‌ . دیشب بچم شیر بالا آورد،به پدرم گفتم یه سمتی بگیرش،عمودی بغلش کرد بیشتر بالا آورد بچم و شیرم پرید گلوش ،من عصبی شدم دویدم بچه رو گرفتم میگم چرا حرف گوش نمیدین آخه،قهر کرد :|
اگه راهکاری دارین به منم بگید. قطع رابطه هم نمیتونم کنم. خونوادم کمک حالمن

حالا خوبه خانواده خودت هستن!!! میتونی حرف دلت رو بگی... خوانواده شوهرم اصلا هیچی از بهداشت نمیدونن.... خواهر شوهرم سرما خورده بود ..من خبر نداشتم.. بعد مادر شوهرم ما رو خونش دعوت میکنه... رفتم اونجا میبینم خواهر شوهرم‌سرما خوردم ..‌توی سالن خوابیده...‌حرصم میگیره از کاراشون...
مثلا سبزی خوردن رو فقط یه بار توی آب میخسانند .بعد آب میگیرن می‌خورن!!! شما چطوری سبزی خوردن میشورین خانما؟؟؟ لیوان های چایی رو فقط آب میزنن...وقتی اب میخورن لیوان رو نشسته می ذارن سر جاش!!!!

همه مشکلشون همینه من از خانواده همسرم خیلی دورم البته خانواده همسرم خیلی مهربونن و خیلی هوای منو دارن معمولا هر دوماه میرم خونشون یک هفته میمونم اوناعم خیلی دختر منو فشار میدن بوس میکنن ولی چه میشه کرد

آخ گفتیییی..
چند وقت پیشا با پدرهمسرم بچه رو بردیم واسه آزمایش،کلی دست زده اینور اونور بعد سبزی خریده،خودش هی به سبزی ها دست زده ،کرایه تاکسی داده بعد بچه رو ندادم بغلش بهش برخورده.قبلش هی دست میزد سر و صورت بچه رو نوازش میکرد .
بعد برگشته میگه کاری میکنید که دیگه بچتون رو بغل نگیرم

عزیزم حق داری منم هر چی میگم بوس نکنید فایده نداره
و بخاطر همین بوس بچم سه روز بیمارستان بستری شد

سوال های مرتبط

مامان 🤍🐣🐣🤍 مامان 🤍🐣🐣🤍 ۲ ماهگی
خانما خیلی اعصابم خورده دلم میخاد گریه کنم
کن بخاطر اینکه کیسه ابم پاره شد زایمان زودرس کردم و بخاطر نارس بودن گفتن باید ۲۴ ساعته حواستون باشه چون ریه هنوز کامل نبوده خیلی نیاز به مراقبت هست خلاصه من چون تنها نمیتونستم مامانم و مادرشوهرم اومدن کمکم که بشه بیدار موند حالا الان همچنان این روند ادامه داره اما مسئلم اینه که بخاطر این که میان و کمک میکنن خودشون و صاحب بچه من میدونن ینی من یه بوس نمیتونم بچم و بکنم امشب لپ بچم و کشیدم پدرشوهرم بلند با لحن جدی میگه یواااش خب اخه به تو چه ینی من اختیار بچه خودم و هم ندارم ؟؟؟؟
یا مولا میخام بچم و بلند کنم میگن یواش نیفته مراقب باش هی مادرشوهرم میگه اینکار کن اونکار کن ذر صورتی که اصلا هیچی از بچه داری بلد نبود و خودم و مامانم یادش دادیم حالا برا من شده استاااد واقعا اعصابم خورده از طرفیم میگم اگه بگم دیگه نیاد ممکنه نتونم خودم به تنهایی از پس بچه داری بر بیام خیلی حالم بده خیلی تو همه چی دخالت میکنن خسته شدم از اینکه تو هفته ۴ تا ۲۴ ساعت باید با مادرشوهر سر کنم دارم روانی میشم از دخالتشون پروبازیاشون بخدا اصلا دست به کار نمیزنه همین میشینه بچه بقل میکنه نگای در و دیوار میکنه هرچی میگم دوست ندارم بچم خیلی تو بقل بمونه بقلی بشه نمیفهمه از طرفیم میترسم نیاد یه وقت شب خابم ببره خیلی حالم بده نمیدونم چیکار کنم احساس میکنم یکم دیگه این شرایط ادامه پیدا کنه روانی میشم 😭😭😭😭