به وقت حرف آخر
فردا شب آخرین شبیه که تو وجودم نیستی و بلاخره میتونم بغلت کنم
تمام این ۳۸ هفته ای که درونم داشتی رشد میکردی منم تو دنیای واقعی داشتم آب دیده میشدم پوست مینداختم
نمیدونم بلاخره تبدیل به الماس شدم یا زغال
ولی هر چی که بود من با تمام مغز و استخوانم فهمیدم که من جز خدا و خودم هیچکسی رو ندارم
چه شبایی که دوست داشتم تو آغوشی فرو برم ولی آغوشی برایم باز نبود
چه لحظه هایی که دلم میخواست از دردام و ترسام و استراسهام برای گوشی حرف بزنم ولی شنونده ای نبود
چه وقتایی که از درد به خودم میپیچیدم ولی کسی نبود آبی به دستم برسونه
و از همه بدتر انتظار داشتم میون همه ی این بی محبتی ها شریک زندگیم کنارم باشه ولی تمام تک تک لحظات روبه روم بود
از این جمله متنفرم:مگه فقط تویی که حامله میشی؟
نه من تنها کسی نیستم که حامله میشم ولی اولین باره که من حامله میشم پس نیاز دارم درک بشم .
امیدوارم این روزا بگذره به خوشی و به شادی دخترم رو جای تمام آغوشایی که حسرتش رو کشیدم بغل بگیرم⚘️💐🪻

تصویر
۴ پاسخ

آی گفتیو کردی کبابم
اگه شریکهای زندگیمون یه ذره درک و شعور داشتن بارداریمون میشد بهترین و شیرین ترین خاطرات زندگیمون ولی افسوس

منم تک تک اینایی که گفتی رو تجربه کردم چقد دلم شکست و چه روزایی رو رد کردم ولی به امید بغل کردن کوچولو هامون رد میشه

الهیییی بگردم
خدا پشت پناه خودت و دخترت باشه عزیزم و با دل خوش بغلش کنی 😍😍

انشالله بسلامتی زایمان کنید و نی نی تون رو سالم بغل کنید عزیزم

سوال های مرتبط

مامان نلا
 😍 مامان نلا 😍 ۲ ماهگی
⁨ ⁨ امشب…
امشب، آخرین شبیه که قلبمون اینقدر نزدیک به هم می‌تپه…
باورم نمی‌شه این همه انتظار، این همه ذوق، این همه دعا، به آخرش رسیده.
سادات کوچولوی من…
من مادر شدنو با تو یاد گرفتم …. امشب آخرین شبیه که خونه‌ات قلب و وجود منه…
از فردا، همه‌ی دنیا خونه‌ی توئه، و آغوش من امن‌ترین پناهت
امشب شاید آخرین باره که دستم رو روی شکمم می‌ذارم و منتظر لگد کوچولوت می‌مونم…
آخرین باره که باهات بی‌صدا حرف می‌زنم و فقط خودمون دو نفر معنی حرف‌هامونو می‌فهمیم.
فردا…
دیگه دلتنگ این روزها می‌شم.
دلتنگ روزایی که تمام دنیام، زیر قلبم نفس می‌کشید.
اما دلتنگیم ارزشش رو داره…
چون قراره برای اولین بار ببینمت،
ببوسمت،
و اسمت رو با صدای بلند صدا بزنم…
«دخترِ من…»
اگر فردا اشک بریزم،
از ترس نیست…
از بزرگیِ معجزه‌ایه که خدا بهم هدیه داده.
تا چند ساعت دیگه،
دیگه هیچ فاصله‌ای بین آغوش من و تو نمی‌مونه…
و من،
برای اولین بار،
کامل‌ترین نسخه‌ی خودم می‌شم…
«مامانِ تو.» 🤍⁩⁩
برام دعا کنین خیلی محتاج دعاتونم مامانا🤍
مامان آقا مهدیار💚 مامان آقا مهدیار💚 ۱۵ ماهگی
۲۴۰ روز از اولین سفر مادرانه ی من گذشت...
نمیتونم دروغ بگم که سخت نبود ولی واقعا برام شیرین و جذاب بود وشاید عجیب باشه که من عاشق پروسه بارداری هستم ،چرا که معجزه خدارو با گوشت و پوستم درک کردم.
خدایا ازت میخوام این ماه هم مثل ماه های قبلی که به سلامت گذشت،بگذره!خدا جونم ازت میخوام زایمان راحتی رو پیش روم بذاری تا از پسش بر بیام،خودت خوب میدونی که بدون نگاه تو‌ نمیتونستم هیچکدوم از مراحل زندگیمو با موفقیت بگذرونم و تو این مرحله از زندگیم با تمام کم و کاستی ها رضایت قلبی داشته باشم.
خدای مهربونم ازت ممنونم بابت تک تک لطف هایی که در حقم کردی و میکنی.
خدایا بابت وجود همسرم ،پسرم و تک تک‌اعضای خانواده ازت ممنونم و شاکر الطافتم.
بسم الله و این هم شروع سراشیبی بارداری من🫶
حقیقتا به قبل که فکر میکنم نمیدونم چجوری گذشت این تایم،فقطمیدونم از تک تکش لذت بردم.
استرس و نگرانی دارم برای آینده،برای مسئولیت های جدید و دلم روشنه به کمک خدا!
با تمام سختی ها از پس این مرحله هم برمیام ان‌شاءالله ✌️
مامان آیه🐣🎀 مامان آیه🐣🎀 ۱۱ ماهگی
و بلاخره سلام به ماه نهم ...🥲
دختر قشنگ من🎀
باورم نمیشه این مسیر از همون اولش که بعد از کنکور ارشد فهمیدم توی دلمی و سفر روسیه ای که ویار و تهوع شدید شروع شد و ۲۱ ساعت ناشتایی از شدت تهوع توی فرودگاه...که تا چهار ماه هم ادامه داشت،با وجود کلیه پیوندی(ممنون از محمدجواد عزیزم که خودش پر کشید و یکی از کلیه هاش توی بدن منه و به وجود و رشدِ آیه خانم کمک کرد و مارو تا اینجا رسوند)و با وجود همه این روزای سخت و حساس ولی شیرین،رسیدیم به ایستگاه آخر و ماه نهم ...
خدای مهربونم ازت خیلی ممنونم که به من اجازه دادی که مادر بشم با وجود همه مشکلاتی که بود منو دخترمو یاری کردی که برسیم به اینجا ...💕
از ته قلبم امیدوارم هر کسی که در انتظار و آرزوی فرزند هست،خدا به دلش نگاه کنه و این حس قشنگ رو نصیبش کنه ...
و تمام مادرایی که این مسیر سخت و پر چالش رو دارن طی می کنن،به وقتش و به سلامتی نینی هاشونو صحیح و سالم بغل بگیرن🤍
این سه هفته و خورده ای باقی مونده هم،الهی که به خیر و خوشی بگذره و با بغل گرفتن شون،به آرامش برسیم و تمام سختی ها از یادمون بره🌱✨
_بماند به یادگار از پنجمین روز ِمهر ماهِ هزار و چهارصدوچهار🍁
مامان آدوین🩵🐳 مامان آدوین🩵🐳 روزهای ابتدایی تولد
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍
مامان ܩَــہ🌙ـوا🐣✨️ مامان ܩَــہ🌙ـوا🐣✨️ ۱ ماهگی
بالاخره شروع ۳۸ هفته … 🥲💗
فقط ۵ روز مونده تا لحظه‌ای که تمام این انتظارها، نگرانی‌ها، اشک‌ها و دعاها به قشنگ‌ترین آغوش دنیا ختم بشه…
دختر کوچولوی من، مهوا جانم،
از روزی که فهمیدم مهمون قلب و جانمی، همه‌چیز برای من رنگ دیگری گرفت.
روزهایی بود که ترسیدم، خسته شدم، بی‌قرار شدم و فکر کردم این روزها هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند؛ اما هر بار دستم را روی شکمم گذاشتم و حرکتت را حس کردم، یادم افتاد برای چه چیزی دارم صبر می‌کنم. ✨️🤍
حالا رسیدیم به آخرین قدم‌های این مسیر…
آخرین شب‌هایی که تو زیر قلب منی،
آخرین تکان‌هایت، آخرین سکسکه‌هایت و آخرین روزهایی که تو را فقط از روی شکمم می‌شناسم.
دخترم،
۵ روز دیگر قرار است برای اولین بار صورتت را ببینم، صدایت را بشنوم و تو را در آغوشم بگیرم…
نمی‌دانم آن لحظه چه حسی خواهم داشت، فقط می‌دانم تمام خستگی این ۹ ماه را با یک نگاه به تو فراموش می‌کنم. 🥹💕🤍
خدایا شکرت که منو تا اینجا رسوندی…
برای تمام روزهایی که از من و دخترم مراقبت کردی، برای تمام ترس‌هایی که به آرامش تبدیل کردی و برای اینکه بالاخره به آخر این مسیر رسیدیم، هزاران بار شکرت.💗🌸
1405.6.10💕🤰👼